دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥١١
| اسير گره جلد: ٨ شماره مقاله:٣٥١١ |
اَسيرْگَرْه، قلعهاي كهن در شمال شهر برهان پور در ايالت مادْهياپْرادِش
هند كه در ١ و ٨ عرض شمالى و ٦ و ٣ طول شرقى قرار دارد علوي، .III/١٣٤
نام اين قلعه در منابع به صورتهاي اسير، آسير و اثير آمده است كنبو، /٤٣،
٥٨؛ طباطبا، ٧، ٨، ٢١؛ ابوالفضل، اكبرنامه، /٦٧، آيين...، /٠٨. مورخان «اسير»
را برگرفته از نام اسا اهير حاكم اين منطقه در سدههاي -ق/٤- ٥م دانسته، و
نوشتهاند كه اين قلعه توسط اسلاف او بنا شده بود و وي بر استحكام آن
افزود. آنگاه نام او بر قلعه نهاده شد كه بعدها به سبب كثرت استعمال
تخفيف يافته، به صورت «اسير» درآمد فرشته، /٧٧- ٧٨؛ شاهنوازخان، /١٧.
قلعة اسيرگره در حد فاصل دو رودخانة نارْمادا و تاپْتى، بر بلنديهاي ساتْپورا،
در ٨ كيلومتري شمال شرقى برهانپور واقع شده است و راهآهن سراسري هند از
نزديك آن مىگذرد لاو، ٠٤ º «ÇØáÓ...»¡ ٧٩ ,٦ ¡ ÂÓíÇÊíßÇ¡ .I/١٨٤ در دورة
مغولان هند، اسير گره يكى از سركارهاي نواحى بزرگ صوبة خانديش بود كه منطقة
وسيعىرا در بر مىگرفت علوي، ١٣٤-١٣٨ ، III/١٢٩, نيز نقشه.
قلعة اسيرگره سابقهاي كهن دارد. اين قلعه نخست مركز قدرت راجپوتهاي چوهان
بود. در ٩٥ق/٢٩٦م نخستينبار قلعة اسيرگره توسط علاءالدين خلج به تصرف
مسلمانان درآمد و خاندان چوهان منقرض شد. سپس خاندانى از طايفة گلهدار اهير
در آنجا به حكومت رسيدند كه خراجگزار سلاطين مسلمان دهلى بودند لعل، ١ º
ÌæÔì¡ «ÎÇäÏíÔ»¡ º I/٤٩٤ IV/١٠٢٣ , ٢ .EI
در سدة ق/٤م مناطق مجاور اسيرگره زيرفرمان ملك راجا فاروقى قرار گرفت و او
به سبب روابط دوستانهاي كه با اسااهير داشت، به اسيرگره حمله نكرد جوشى،
همان، ، I/٤٩٦ اما نصيرخان فاروقى حك ٠١ - ٤١ق/٣٩٩-٤٣٧م اين قلعه را تسخير
كرد و غنايم فراوانى بهدست آورد و پس از آن، قلعة اسير گره مهمترين مركز
قدرت و پايداري خاندان فاروقى شد. در بسياري از منابع، از اين خاندان با
عنوان«واليان اسير و برهانپور» ياد شده استشاهنوازخان،/١٧- ١٨؛ فرشته،
/٧٧-٧٩؛ طباطبا، ٥؛ آسياتيكا، همانجا.
قلعة اسيرگره به سبب محافظت از جادة شمال هند به منطقة دكن از لحاظ نظامى
اهميت بسيار داشت جوشى، «جغرافياي...»، .I/١٣ حكام مغولِ هند براي تصرف
اين قلعه تلاش فراوان كردند. در ٦٩ق/ ٥٦٢م پيرمحمدخان سردار اكبر شاه
مغول، اسيرگره را متصرف شد و كشتار بسيار كرد، اما پس از آن شكست خورد و
مجبور به عقبنشينى شد. بهادرخان فاروقى حك ٨٤-٠٠٩ق/٥٧٦-٦٠٠م پس از هجوم
اكبرشاه مغول در ٠٠٨ق/٥٩٩م در قلعة اسيرگره پناه گرفت، اما پس از يك سال
به سبب بروز طاعون و گرسنگى مجبور به تسليم و واگذاري قلعه به او شد، و
حكومت ٠٠ سالة خاندان فاروقى به پايان رسيد ابوالفضل، اكبرنامه، /٦٧- ٦٨،
/٦٦-٦٧، ٨٠- ٨٥؛ خافىخان، /٥١- ٥٢، ٥٩؛ بداونى، /٠. تصرف قلعة اسيرگره موجب
بازشدن مسير دكن براي سپاهيان مغول شد.
در دورة مغولان هند، قلعة اسيرگره مركز ناحية اسير بود و قلعة كوچكتر در اطراف
آن قرار داشت و شهري بزرگ در پاي آن بود و به سبب ديوارهاي بلند و
تجهيزات نظامى، دسترسى به آن آسان نبود ابوالفضل، آيين، /٠٧؛ كنبو، /٤٣-٤٤.
جهانگردان اروپايى سدة ١ق/٧م از اسيرگره به عنوان يكى از قلعة مستحكم هند
ياد كردهاند كه پادشاهان مغول بخشى از خزانة خود را در آن نگهداري مىكردند
فينچ، ٤٠ -٣٩ º هاوكينز، .٩٩-١٠٠ در ٠٣٢ق/٦٢٣م شاهجهان هنگام شورش برضد
پدرش جهانگير در قلعة اسيرگره پناه گرفت و بعدها در ٠٦٣ق/٦٥٣م مسجدي در آن
بنا كرد شروانى، ؛ I/٤٦٢ ٢ .EI
در ١٧٣ق/٧٦٠م هنگام هجوم احمدشاه درانى ه م به هند، قلعة اسيرگره به
تصرف نيروهاي هندو مذهب مراته درآمد و از اختيار مسلمانان خارج شد
شاهنوازخان، /٥٦، /١٦. در ٨٠٣م سربازان انگليسى قلعة اسيرگره را متصرف شدند و
آنجا بهصورت جزئى از مستملكات انگليس در هند درآمد بورگس، ٣١٢ ,٨٤ º
بريتانيكا .
مآخذ: ابوالفضل علامى، آيين اكبري، لكهنو، ٨٩٣م؛ همو، اكبرنامه، بهكوشش
عبدالرحيم، كلكته، ٨٧٩-٨٨٦م؛ بداونى، عبدالقادر، منتخب التواريخ، بهكوشش
ويليام ناسوليس و احمدعلى، كلكته، ٨٦٥م؛ خافىخان نظامالملكى، محمدهاشم،
منتخب اللباب، بهكوشش ولزلى هيگ، كلكته، ٩٢٥م؛ شاهنوازخان، صمصامالدوله،
مآثرالامرا، ج ، بهكوشش عبدالرحيم و ميرزا اشرف على، كلكته، ٨٩٠م، ج ،
بهكوشش ميرزا اشرف على، كلكته، ٣٠٩ق؛ طباطبا، على، برهان مآثر، دهلى،
٣٥٥ق/٩٣٦م؛ كنبو، محمدصالح، شاه جهاننامه، بهكوشش غلام يزدانى و وحيد
قريشى، لاهور، ٩٦٧م؛ فرشته، محمدقاسم، تاريخ، كانپور، ٢٩٠ق/٨٧٤م؛ نيز:
Alavi, R.A., X Mughal Geographical Accounts of Khandesh n , Medieval India,
Bombay etc., ١٩٧٥; Asiatica; An Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠; Britannica, ١٩٧٨;
Burgess, J., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٥; EI ٢ ; Finch, W., X
Travel n , Early Travels in India, ed. W. Foster, Lahore, ١٩٧٨; Hawkins, W. X
Travel n , Early Trauels in India, (vide: Finch); Joshi, P.M., X Historical
Geography of Medieval Decca n , History of Medieval Deccan, Hyderabad, ١٩٧٣; id,
X Khandesh n , ibid; Lal, K.S., History of the Khaljis, Hyderabad, ١٩٨٠; Law, B.
Ch., Historical Geography of Ancient India, New Delhi, ١٩٨٤; Sherwani, H.K., X
The Qutb Sh ? his n , History of Medieval Deccan (vide: Joshi).
مجيد سميعى