دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٦٦
| اسد بن موسى جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٦٦ |
َسَدِِ بْنِ موسى ٣٢- محرم ١٢ق/٥٠- آوريل ٢٧م، فرزند ابراهيم بن وليد بن
عبدالملك اموي، محدث و فقيه مصري و مؤلف كتاب الزهد، از قديمترين تأليفات
برجاي ماندة اسلامى. وي كه از خاندان امويان بود، در همان سال انقراض شاخة
شرقى خلافتِ اين خاندان، گويا در بصره به دنيا آمد و سپس به مصر رفت و در
آنجا ساكن شد نك: ابن حبان، /٣٦؛ ابونعيم، /٢١. شايد به جهت قدمت حضور اسد
در مصر، برخى او را متولد آن ديار پنداشتهاند نك: مزي، /١٤؛ ذهبى، سير...،
٠/٦٣.
اسد در زمانى مىزيست كه توانست از بزرگان و رجالى نام آور در حديث و فقه
بهره گيرد؛ در اين ميان كسانى چون سفيان بن عيينه، عبدالله بن مبارك،
عبدالله بن وهب، ابن لَهيعه، فُضيل بن عياض، ليث ابن سعد، وكيع بن
جراح، عبدالعزيز ابن ماجشون، ابن ابى ذئب، وليد بن مسلم، شريك بن
عبدالله نخعى و حماد بن زيد شايان ذكرند نك: اسدبن موسى، ٨، ٩، جم؛ مزي،
/١٢-١٣. با نگاهى به نام استادان و زمان و مكان وفات آنان، بيش و كم
مىتوان حضور او را در شهرهاي گوناگون براي طلب حديث پذيرفت. استادان اسد
را به طور طبيعى شيوخ طبقة هفتم از مشايخ حديثى تشكيل مىدهند، در حالى كه
گاه رتبة حديثى او تا دو نسل، بالا رفته، و از مشايخ طبقة ششم و پنجم همچون
جعفر بن حيان عطاردي، ابو هلال راسبى، مبارك بن فَضاله، مهدي بن ميمون،
ايوب بن خوط و يونس بن ابى اسحاق سَبيعى نيز روايت كرده است مزي،
همانجا. بجز شخص اخير، تمامى اينان از مشايخ بصره به شمار مىآيند و با توجه
به حدود زندگانى اين طبقه، مىتوان چنين انگاشت كه اسد تا حدود سال
٥٠ق/٦٧م در بصره ساكن بوده است. وجود نام يونس بن ابى اسحاق، عالم
كوفى از طبقة پنجم، با در نظر گرفتن نزديكى كوفه به بصره، چندان دور از
ذهن نيست.
اسد در مسير خود از بصره تا مصر مشايخ طبقة هفتم را در شهرهايى چون كوفه و
واسط در عراق، و نيز مكه و مدينه، حمص و دمشق درك كرده بود نك: همانجا؛ قس:
ابن حجر، تقريب...، /٣، جم. با توجه به اينكه او از مشايخ طبقة هشتم و نهم
مثل روح بن عُباده، محمد بن يوسف فِريابى و عيسى بن يونس هم روايت
كرده نك: مزي، همانجا، آشكار مىشود كه به ارتقاء طبقة حديثى خود التزامى
نداشته است.
اسد هم به نوبة خود، علم خويش و گذشتگانش را به ديگران منتقل كرد كه
فرزندش سعيد بن اسد، عبدالرحمان بن عبدالله بن عبدالحكم، ربيع بن سليمان
مرادي، عبدالله بن محمد خشّاب، عبدالملك بن حبيب و محمد بن عبدالله ابن
برقى از آن گروهند ابن عبدالحكم، ٠، ٣، جم؛ مزي، /١٣. دانشمندان علم رجال
وي را ستوده مثلاً بخاري، /٩ و برخى چون عجلى ص ٢، ابن حبان همانجا، ابن
قانع و بزار ابن حجر، تهذيب...، /٦٠ او را توثيق كردهاند. منابع رجالى بيش
از هر چيز پايبندي او به سنت را مورد توجه قرار داده، حتى لقب «اسد السنة»
را براي وي به كار بردهاند بخاري، عجلى، همانجاها؛ ابن ابى حاتم، /٣٨.
در مقابل، گاه اظهار نظرهاي منفى نيز دربارة او مشاهد مىشود: مثلاً نسايى
اگرچه به وثاقت اسد معتقد بود، ولى مىگفت، بهتر آن بود كه وي دست به
نوشتن نمىزد مزي، /١٤. سرانجام اين نكته كه ابن حزم حديث او را «منكر»
خوانده /٧٢، از سوي ذهبى بى پايه دانسته شده است ميزان...، /٠٧؛ نيز نك:
ابن حجر، همانجا. گفتنى است كه اسد گاه از اشخاصى روايت كرده كه از سوي
علماي رجالى ضعيف شمرده مىشدهاند. در اين بين مىتوان روايت او از كسانى
چون ايوب بن خوط، صالح بن بشير مُرّي و محمد بن فضل بن عطيه را برشمرد
نك: مزي، /١٢ -١٣؛ قس: ابن حجر، تقريب، /١٨، ٧١، ٠٢. ابن يونس ضمن آنكه
خود، اسد را ثقه مىشمارد، يادآور شده كه احاديثِ ضعيفِ نقل شده از سوي
اسد، موجب تضعيف او در اذهان برخى شده است نك: ذهبى، سير، ٠/٦٤.
گفتنى است كه نامة اسد بن موسى به اسد بن فرات گوياي گرايشهاي فكري
اوست. وي در آن نامه بر لزوم اجراي سنت و دوري از بدعت تأكيد كرده است
نك: ابن خير، ٩٩. به هر روي اسد را، هم در عقيده و هم در فقه بايد از
عالمان اصحاب حديث در عصر شكلگيري مكاتب فقه مالكى و شافعى به شمار آورد.
كندي در فهرستى كه از فقيهان مصر در سدههاي و ق به دست داده ص ٠-١، از
فقيهان مستقل و سپس تنى چند از فقيهان مالكى، شافعى و حنفى نام برده
است. وي در آن فهرست اسد بن موسى را پس از چند فقيه مالكى و پيش از
شافعيان جاي داده است. شايد مؤلف قصد آن داشته تا اسد را در شمار فقيهان
مالكى رقم زند.
آثار:
. الزهد، مؤلف در آن پارهاي احاديث مربوط به آخرت و چگونگى آن را گرد
آورده است: احاديثى دربارة روز قيامت، شفاعت در آن زمان، پل صراط و جهنم و
وصف آن براي نمونه، نك: ص ٧ - ٩، جم. اسد در اين اثر بيشتر از مشايخ بصري و
كوفى خود روايت مىكند و تنها شيخ مصري مذكور در اين كتاب، ابن لهيعه است
ص ٨، جم. در ميان اسانيد داده شده در كتاب، سندي به چشم مىخورد كه
افزودهاي از راويان بر متن اصلى است. اين سند كه نقل از طبرانى يكى از
راويان كتاب است، گويا در روايت شاگردان سليمان بن احمد طبرانى از او بدان
افزوده شده است نك: ص ٢، قس: ص ١. اين كتاب نخستين بار توسط لشينسكى به
عنوان بخشى از كتاب «روايات اسلامى دربارة دادرسى واپسين» منتشر شد.
لشينسكى در مقدمه سعى كرده، رواياتى را كه در كتاب الزهد دربارة آخرت آمده
است، با نمونههاي مشابه آن در ميان مسيحيان و يهوديان مقايسه كند. اين
اثر در ٩٠٩م به چاپ رسيده، و بار ديگر در ويسبادن ٩٧٦م به كوشش خوري منتشر
شده است براي رواج آن، نك: ابن نقطه، /٤٩-٥٠.
. رسالة اسد بن موسى الى اسد بن فرات فى لزوم السنة و التحذير من البدع
ابن خير، همانجا، كه به گزارش خوري، ر. سيّد بر اساس نسخهاي كه خود كشف
كرده، آن را در دست چاپ داشته است , _S.EI
. المسند، كه از نخستين مسانيد در عالم حديث به شمار مىرود نك: ابن خير، ٤١؛
ذهبى، سير، ٠/٦٤؛ كتانى، ١ -٢. زركلى /٩٨ نيز به نقل ابن حجر در كتابى با
موضوع «فضائل الشيخين» به اسد نسبت داده است و نيز خوري نك: ,S ٢ ، EIاسد
بن موسى، راوي التيجان را همان اسد السنة دانسته است.
گفتنى است كه سعيد فرزند اسد بن موسى نيز كتابى در فضائل تابعين داشته كه
به گفتة ابن حجر اين كتاب مملو از روايات سعيد از پدرش بوده است نك:
تهذيب، /٦٠. گفتنى است كه ابن عبدالحكم بسياري از روايات تاريخى اسد را
نيز در كتاب فتوح مصر آورده است ص ٠، ٣، ٧، جم.
مآخذ: ابن ابى حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ٣٧١ق/
٩٥٢م؛ ابن حبان، محمد، الثقات، حيدرآباد دكن، ٤٠٢ق/٩٨٢م؛ ابن حجر عسقلانى،
احمد، تقريب التهذيب، به كوشش محمد عوّامه، بيروت، ٤٠٨ق/٩٨٨م؛ همو، تهذيب
التهذيب، حيدرآباد دكن، ٣٢٥ق؛ ابن حزم، على، المحلى، به كوشش احمد محمد
شاكر، بيروت، ٣٤٧-٣٥٢ق/٩٢٨-٩٣٣م؛ ابن خير اشبيلى، محمد، فهرسة، به كوشش
فرانسيسكو كودرا، بغداد، ٩٦٣م؛ ابن عبدالحكم، عبدالرحمان، فتوح مصر، به كوشش
توري، ليدن، ٩٢٠م؛ ابن نقطه، محمد، التقييد، حيدرآباد دكن،
٤٠٣-٤٠٤ق/٩٨٣-٩٨٤م؛ ابونعيم اصفهانى، احمد، حلية الاولياء، بيروت،
٤٠٥ق/٩٨٥م؛ اسدبن موسى، الزهد، به كوشش خوري، ويسبادن، ٩٧٦م؛ بخاري،
محمد، التاريخ الكبير، حيدرآباد دكن، ٣٦٢ق/٩٤٣م؛ ذهبى، محمد، سير اعلام
النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت، ٤٠٦ق/٩٨٦م؛ همو،
ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ٣٨٢ق/٩٦٣م؛ زركلى،
اعلام؛ عجلى، احمد، تاريخ الثقات، به كوشش عبدالمعطى قلعجى، بيروت،
٤٠٥ق/٩٨٤م؛ كتانى، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول، ٩٨٦م؛ كندي، عمر،
فضائل مصر، به كوشش ابراهيم احمد عدوي و على محمد عمر، قاهره/بيروت،
٣٩١ق/٩٧١م؛ مزي، يوسف، تهذيب الكمال، به كوشش بشار عواد معروف، بيروت،
٤٠٤ق/٩٨٤م؛ نيز: S. , ٢ EI
فرامرز حاجمنوچهري ز ٠//٤ ز ن - //٤ ز ن - //٤