دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٧٠

اسدود
جلد: ٨
     
شماره مقاله:٣٣٧٠


اَسْدود، يكى‌ از ٥ شهر فلسطين‌ باستان‌. اين‌ نام‌ را به‌ صورت‌ اِسدود (نك: پاولى‌، II(٢)/١٥٢٨ ؛ هورويتس‌، ٢٩٦ ؛ دباغ‌، ١(٢)/٢٩) و سدود (عطاءالله‌، ٧٢، ١٠٢، ١٩٠؛ رافق‌، ٧٦٥) نيز نوشته‌اند. جغرافى‌ دانان‌ مسلمان‌ آن‌ را ازدود آورده‌اند (مقدسى‌، ٢٧٧؛ مسعودي‌، ٢٧٣؛ ابن‌ خردادبه‌، ٧٦). در كتاب‌ مقدس‌ به‌ صورت‌ اشدود (يوشع‌، ١١:٢٢، كتاب‌ اول‌ سموئيل‌، ٥:٦-٧، اعمال‌ رسولان‌، ٨:٤٠؛ هاكس‌، ٦٩)، و در منابع‌ لاتين‌ به‌ شكل‌ ازتوس‌١ (يوزفوس‌، ؛ II(١)/٧٣ هرودت‌، ؛ I(٢)/٤٦٩ پاولى‌، آمده‌ است‌. اسدود از ريشة «سدد» به‌ معناي‌ زور و توان‌ و نيز بارو و دژ است‌ (دباغ‌، ١(٢)/١٩٢؛ شرّاب‌، ١١٣؛ ديب‌، ٦٢).
اسدود در شمال‌ عسقلان‌ و جنوب‌ يبنا (يمنيا٢) و در فاصلة ٥/٤ كيلومتري‌ از درياي‌ مديترانه‌ بوده‌، و در دشتى‌ حاصل‌خيز و در ارتفاع‌ ٤٢ متري‌ از سطح‌ دريا قرار داشته‌ است‌ (كوك‌، نقشة ؛ II پاولى‌، ؛ II(٢)/٢٦٤٦ دباغ‌، ١(٢)/١٩٤؛ «فرهنگ‌...٣»، ٧٠ ؛ جودائيكا، .(III/٦٩٥ فاصلة اين‌ شهر تا غزه‌ ٤٠ كم بود (دباغ‌، ١(١)/٣٠٤) و رود صقرير از شمال‌ آن‌ مى‌گذشت‌ (عطاءالله‌، ٦٢).
اسدود يكى‌ از كهن‌ترين‌ شهرهاي‌ فلسطين‌ و جهان‌ است‌. اين‌ شهر منابع‌ آب‌ كافى‌ و دژي‌ مستحكم‌ داشت‌ و در دهانة حاصل‌خيزترين‌ واديهاي‌ فلسطين‌ واقع‌ بود (اسميث‌، .(١٤٠ برپايى‌ آن‌ را به‌ تفاوت‌ به‌ فراريان‌ اريتره‌ ( پاولى‌، همانجا)، و يا به‌ مهاجرانى‌ از آسياي‌ صغير يا كرت‌ و ديگر جزاير اژه‌ نسبت‌ مى‌دهند (حتى‌، ١/١٩٦؛ گلوك‌، كه‌ در سده‌هاي‌ ١٣ و ١٢ق‌م‌ به‌ سواحل‌ مديترانه‌ آمدند (همانجا). اسدود باستان‌ را شهري‌ ساحلى‌ و گاه‌ شهري‌ در قسمتهاي‌ داخلى‌ (خشكى‌) نام‌ برده‌اند. اين‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ دست‌ كم‌ بخشى‌ از اسدود در آن‌ هنگام‌، به‌ صورت‌ بندر بوده‌ است‌ ( پاولى‌، همانجا). هم‌ از اين‌ روست‌ كه‌ در زمان‌ آسوريان‌ از اين‌ شهر به‌ عنوان‌ بندري‌ مجهز ياد كرده‌اند (اُمستد، ١٩٤ )؛ از اين‌ بندر باستانى‌ به‌ عنوان‌ اشدوديام‌٤ (اسدود كنار دريا) نيز نام‌ برده‌اند ( جودائيكا، همانجا). پمپونيوس‌٥ (سدة ١م‌)، جغرافى‌دان‌ روم‌ باستان‌، اين‌ شهر را بندري‌ براي‌ عربستان‌ ناميده‌ است‌ كه‌ ظاهراً بقاياي‌ آن‌ در زير ماسه‌هاي‌ ساحلى‌ مدفون‌ مانده‌ است‌ (نك: اسميث‌، ١٠٤ ، حاشية .(٣ يافته‌هاي‌ باستان‌ شناختى‌ نيز نشان‌ دهندة موقعيت‌ تجارت‌ دريايى‌ اسدود است‌. گرچه‌ اسدود در نزديكى‌ «جادة ساحلى‌»، راه‌ تجاري‌ مشهور نزديك‌ دريا، قرار داشت‌، اما در كنار دريا نبود (نك: جودائيكا، همانجا). از ميان‌ شهرهاي‌ فلسطين‌، تنها عسقلان‌ را در كنار دريا دانسته‌اند (اسميث‌، .(١٣٩ اسدود براي‌ هر دو سرزمين‌ مصر و سوريه‌ در دورة باستان‌ اهميت‌ فراوانى‌ داشت‌ ( پاولى‌، همانجا).
اسدود در كنار شهرهاي‌ غزه‌، عسقلان‌، عقرون‌ (اكرون‌) و جت‌، يكى‌ از ٥ شهر مشهور فلسطينيان‌ (صحيفة يوشع‌، ١٣:٣-٤؛ حتى‌، ١/١٩٧؛ دباغ‌، ١(١)/٥٣٧)، و ظاهراً مهم‌ترين‌ آنها به‌ شمار مى‌رفت‌ ( پاولى‌، نيز «فرهنگ‌»، همانجاها؛ اطلس‌...، ١١٢ .(٨٦, به‌ اين‌ ترتيب‌، فلسطينيان‌ با در اختيار داشتن‌ شهرهاي‌ مهم‌ و برخورداري‌ از فرهنگى‌ پيشرفته‌، نسبت‌ به‌ ديگر اقوام‌، نقشى‌ اساسى‌ در اقتصاد و تجارت‌ بر عهده‌ داشتند (كنزلمان‌، .(١٢٧ سفالهاي‌ به‌ دست‌ آمده‌ از اين‌ ناحيه‌ به‌ سفالهاي‌ يونانى‌ شباهت‌ دارد. فلسطينيان‌ در استخراج‌ و بهره‌گيري‌ از آهن‌ و نيز استفاده‌ از ارابه‌هاي‌ جنگى‌ ممتاز بودند (حميدي‌، ٣٠).
اسدود ظاهراً تا سدة ٨ق‌م‌ مستقل‌، و در دست‌ فلسطينيان‌ بود، اما در اين‌ زمان‌ عزّيا، پادشاه‌ يهود، آنجا را تصرف‌ كرد (هاكس‌، ٦٩). او پس‌ از اشغال‌ شهر، باروي‌ آن‌ را ويران‌ ساخت‌ («فرهنگ‌»، ٧٠ ؛ جودائيكا، .(III/٦٩٥ البته‌ بنى‌اسرائيل‌ قادر به‌ حفظ اين‌ شهر و تسخير آباديهاي‌ پيرامونى‌ آن‌ نشدند ( بريتانيكا، ميكرو، .(I/٥٧٦
فلسطينيان‌ در اسدود معبدي‌ براي‌ داگون‌ (داجون‌)، خدايى‌ كه‌ در نواحى‌ ساحل‌ شرقى‌ مديترانه‌ از فينيقيه‌ تا فلسطين‌ باستان‌ پرستش‌ مى‌شد (حميدي‌، ٣٠-٣١)، برپا داشته‌ بودند. در ١٠٥٠ق‌م‌ هنگامى‌ كه‌ تابوت‌ عهد به‌ دست‌ فلسطينيان‌ افتاد ( جودائيكا، همانجا؛ مجمل‌ التواريخ‌...، ١٤٢-١٤٣)، آن‌ را از «ابن‌ عزر» به‌ اسدود برده‌، در كنار مجسمة داگون‌ جاي‌ دادند (كتاب‌ اول‌ سموئيل‌، ٥:١-٢؛ مقار، ٥٢٢؛ هاكس‌، ٦٩، ٢٣٨؛ دباغ‌، ١(٢)/١٩٢).
اسدود در ٧٣٤ ق‌م‌ به‌ تصرف‌ آشوريان‌ در آمد ( جودائيكا، همانجا). در حدود سال‌ ٧١٤ ق‌م‌ مردم‌ شهر، از پرداخت‌ خراج‌ سرباز زدند و همسايگان‌ اسدود نيز از اين‌ كار پيروي‌ كردند. البته‌ اين‌ شورش‌ ديري‌ نپاييد (امستد، ٢١٨ )؛ در ٧١٣ ق‌م‌ سارگُن‌ اسدود را به‌ تصرف‌ درآورد (هاكس‌، ٦٩؛ «فرهنگ‌»، همانجا؛ جودائيكا، XVI/١٥٠٤ .(XIV/٨٨١, پس‌ از آن‌ اين‌ شهر به‌ صورت‌ مركز ولايتى‌ آشوري‌ درآمد (همان‌، )، III/٦٩٥ هر چند سارگن‌ براي‌ اين‌ ولايت‌، خود مختاري‌ قائل‌ شد (امستد، ٣٠٩ .(٢٩٧, با افول‌ قدرت‌ آشوريان‌، فرعون‌ مصر (ح‌ ٦٣٠ق‌م‌) اين‌ شهر را به‌ تصرف‌ خود درآورد («فرهنگ‌»، همانجا؛ امستد، ٦٣٥ ؛ پاولى‌، .(II(٢)/٢٦٤٦ به‌ نوشتة هرودت‌، فرعون‌ مصر ٢٩ سال‌ اسدود را در محاصره‌ داشت‌؛ نيز آورده‌ است‌ كه‌ اسدود تنها شهري‌ است‌ كه‌ توانست‌ اين‌ زمان‌ طولانى‌ را در برابر محاصره‌ مقاومت‌ كند ٤٧١) .(I(٢)/٤٦٩,
يهوديان‌ در زمان‌ سلطة ايرانيان‌ بر اسدود (سدة ٥ق‌م‌)، با آنان‌ به‌ مقابله‌ برخاستند ( جودائيكا، ؛ III/٦٩٦ «فرهنگ‌»، همانجا).
در دورة هلنى‌، اسدود هنوز مركز ناحيه‌ بود و تا مدتها به‌ عنوان‌ دژ مستحكم‌ يونانى‌ به‌ شمار مى‌آمد ( جودائيكا، همانجا). يهوديان‌ در اين‌ هنگام‌ به‌ رهبري‌ يهوداي‌ مكابى‌١ سر به‌ شورش‌ برداشتند و اگرچه‌ تا اسدود پيش‌ رفتند، اما شكست‌ خوردند و رهبرشان‌ در ١٦٠ق‌م‌ كشته‌ شد ( اطلس‌، ١٣٤ )؛ مكابى‌ در ١٦٣ق‌م‌، بتهاي‌ معبد اسدود را از ميان‌ برد و برادر (جانشين‌) او در ١٤٨ق‌م‌ آنجا را به‌ آتش‌ كشيد (اسميث‌، ١٤١ -١٤٠ ؛ «فرهنگ‌»، .(٧٠
به‌ گفتة يوزفوس‌، پس‌ از چندي‌ اسدود به‌ دست‌ روميان‌ افتاد و فرماندهى‌ رومى‌ بر آن‌ گمارده‌ شد. اسدود در اين‌ هنگام‌ از شهرهايى‌ بود كه‌ به‌ ايالت‌ (رومى‌) سوريه‌ منضم‌ شد )، II(١)/٧٣) اما سالها بعد، در ٥٥ق‌م‌ اسدود كه‌ همانند شهرهاي‌ ديگر ناحيه‌ آسيب‌ فراوان‌ ديده‌ بود، باز سازي‌ شد و ساكنان‌ آن‌ به‌ شهر بازگشتند (همو، .(II(١)/٧٧
در ٤٠ ق‌م‌، با قدرت‌ گرفتن‌ هرود، اين‌ شهر بار ديگر به‌ تصرف‌ يهوديان‌ درآمد ( پاولى‌، همانجا). هرود اين‌ شهر را به‌ خواهر خود سالومه‌ تقديم‌ كرد ( جودائيكا، و سالومه‌ «بانوي‌ ازتوس‌» ناميده‌ شد (يوزفوس‌، .(II(٢)/٣٥٩
استرابن‌ (سدة ٢ م‌) اسدود را جزئى‌ از سوريه‌، و ساكنان‌ آن‌ را از طوايفى‌ بر مى‌شمارد كه‌ با سوريها و فينيقيها درهم‌ آميخته‌ بودند كه‌ برخى‌از ايشان‌به‌ زراعت‌و گروهى‌به‌تجارت‌ مشغول‌بودند .(VII/٢٣٩) وي‌ فاصلة اسدود تا يمنيا و نيز عسقلان‌ را ٢٠٠ استاد (ح‌ ٤٠ كم) آورده‌ است‌ .(VII/٢٧٧)
در دورة بيزانس‌، اسدود به‌ صورت‌ مركزي‌ اسقف‌ نشين‌ درآمد ( موسوعه‌...، ١/٢٣٧)؛ در اين‌ زمان‌ (سدة ٤م‌)، اسدود به‌ صورت‌ ولايت‌ (مقاطعه‌) درآمد كه‌ داراي‌ ٦ آبادي‌ تابعه‌ بود (دباغ‌، ١(٢)/١٩٣؛ زياده‌، ٢٠٤).
اسدود در سدة ٧م‌ از جمله‌ آباديهايى‌ بود كه‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ افتاد. در دوران‌ جنگهاي‌ صليبى‌، اسدود به‌ صورت‌ شهري‌ كوچك‌ و بدون‌ حصار بود كه‌به‌تدريج‌ به‌صورت‌ روستايى‌ درآمد (دباغ‌، ١(٢)/١٩٣- ١٩٤). از اين‌ زمان‌ تا دورة معاصر، شرح‌ قابل‌ توجهى‌ از اين‌ آبادي‌ در منابع‌ ديده‌ نمى‌شود. در اواسط سدة ٢٠م‌، اسدود روستاي‌ كوچكى‌ به‌ شمار مى‌رفت‌ كه‌ كمربندي‌ از تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ آن‌ را فرا گرفته‌ بود. در ١٩٣٩م‌ براي‌ تثبيت‌ ماسه‌هاي‌ روان‌، درختانى‌ بر روي‌ اين‌ تپه‌ها غرس‌ شد و جنگل‌ كوچكى‌ پديد آمد. مطابق‌ گزارشى‌ از ١٩٤٥م‌، اطراف‌ اسدود را پوشش‌ درختى‌ رو به‌ گسترشى‌ شامل‌ كاج‌، اكاليپتوس‌ و اقاقيا احاطه‌ كرده‌ بود؛ در همين‌ زمان‌، راه‌ آهنى‌ كه‌ ايستگاه‌ آن‌ در حدود ٥/٢ كيلومتري‌ شمال‌ اسدود قرار داشت‌، آنجا را به‌ ديگر آباديهاي‌ فلسطين‌ متصل‌ مى‌ساخت‌ («راهنماي‌...٢»، ٣٥٥ .(٣٥٦,
اسدود در ١٩٤٥م‌ اگر چه‌ يك‌ روستا به‌ حساب‌ مى‌آمد، اما هم‌ از لحاظ جمعيت‌ و هم‌ از نظر برخورداري‌ از منابع‌ آب‌ و خاك‌ در حد شهري‌ كوچك‌ بود. جمعيت‌ اسدود در آن‌ هنگام‌ ٩١٠ ،٤نفر بود كه‌ ١/٩٤% از آن‌ (٦٢٠ ،٤نفر) عرب‌ بودند (هداوي‌، .(٤٥ كل‌ اراضى‌ اسدود در اين‌ سال‌ ٤٠١ ،٤هكتار (٨٧١ ،٤٧دونم‌) بود كه‌ تنها ٢/٥% از آن‌ به‌ يهوديان‌ تعلق‌ داشت‌ (همانجا؛ دباغ‌، ١(٢)/١٩٤). ضمناً سطح‌ مسكونى‌ آبادي‌ ١/١٢ هكتار (١٣١ دونم‌) بود (هداوي‌، .(١٣٧ علاوه‌ بر اين‌، ٩/٧٣% از كل‌ زمينهاي‌ آنجا ( ٣٦٦ ،٣٥دونم‌) را زمينهاي‌ كشاورزي‌ تشكيل‌ مى‌داد كه‌ سهم‌ قابل‌ توجهى‌ از آن‌ (٢/٦٧%) زير كشت‌ غلات‌ بود (همو، .(٨٧ همچنين‌ ٥/٣٠١ هكتار ( ٢٧٧ ،٣دونم‌) زير كشت‌ درختان‌ ميوه‌ (به‌ ويژه‌ مركبات‌) قرار داشت‌. در همين‌ زمان‌، ٥/٢٣% اراضى‌ كشاورزي‌ اسدود زير كشت‌ آبى‌ بود كه‌ در مقايسه‌ با كل‌ سرزمين‌، نسبت‌ مناسبى‌ را نشان‌ مى‌دهد. البته‌ ميزان‌ قابل‌ توجه‌ و كافى‌ بارش‌ سالانه‌ و آبهاي‌ نسبتاً غنى‌ زيرزمينى‌ به‌ اين‌ امر كمك‌ مى‌كند (همانجا؛ شراب‌، ١١٣)؛ بر اين‌ اساس‌، بخشى‌ از آب‌ مورد نياز اسدود از چاههايى‌ كه‌ از ١٦ تا ٣٤ متر عمق‌ داشتند، تأمين‌ مى‌شد (دباغ‌، همانجا).
در ١٩٤٨م‌ مهاجمان‌ يهودي‌، پس‌ از بيرون‌ راندن‌ نيروهاي‌ مصري‌ از اسدود (عارف‌، ٢/٣٨٦-٣٨٧، ٣/٧١٣-٧١٤؛ كيلانى‌، ٤٨٢)، آنجا را تصرف‌ كردند. در اين‌ زمان‌، اسدود ٢٥١ ،٥نفر جمعيت‌ داشت‌ كه‌ در ٣١٣ ،١واحد مسكونى‌ زندگى‌ مى‌كردند. صهيونيستها تمامى‌ خانه‌ها را ويران‌، و ساكنان‌ آبادي‌ را آواره‌ ساختند (نخله‌، .(I/٣٦٨ علاوه‌ بر اين‌، تمامى‌ مكانهاي‌ مقدس‌ و نيز آثار عربى‌ موجود در آبادي‌ را كاملاً از ميان‌ بردند (دباغ‌، ١(٢)/١٩٧) و در ١/٢٢٠ ،٤هكتار (٨٧١ ،٤٥دونم‌) از اراضى‌ اسدود، آبادي‌ يهودي‌ نشينى‌ با نام‌ شهر و بندر اشدود برپا داشتند (نخله‌، ٣٤٣ .(I/٣٣١,
اسدود مسجدي‌ كهن‌ داشت‌ كه‌ نوشته‌اند قبر سلمان‌ فارسى‌ در آنجا بوده‌ است‌ ( موسوعه‌، ١/٢٣٧؛ دباغ‌، ١(٢)/١٩٥؛ شراب‌، همانجا). مسجد جامعى‌ نيز در اوايل‌ سدة حاضر در اين‌ آبادي‌ برپا شده‌ بود ( موسوعه‌، همانجا). در نزديكى‌ دهانة رود صقرير (در شمال‌ شهر اسدود) مقام‌ يونس‌ نبى‌ قرار داشت‌ (همانجا). همچنين‌ مقبرة شيخ‌ ابراهيم‌ متبولى‌ (د ٨٧٧ق‌) از عارفان‌ مشهور مصري‌ در اين‌ آبادي‌ بود (همانجا؛ ابن‌ اياس‌، ٣/٨٨؛ شراب‌، همانجا). از مشاهير معاصر اسدود مى‌توان‌ از محمد جاءالله‌ (كاتب‌ و شاعر) نام‌ برد (همو، ١١٥). از جمله‌ آثاري‌ كه‌ در اطراف‌ اين‌ آبادي‌ وجود داشت‌، از بئر الجوخدار، ويرانة الواويات‌ (ويرانة ام‌ الرياح‌)، ويرانة ياسين‌ و همچنين‌ بقايايى‌ از آب‌ انبارها، مقابر و جز آن‌ مى‌توان‌ نام‌ برد (دباغ‌، ١(٢)/١٩٧- ١٩٨).
مآخذ: ابن‌ اياس‌، محمد، بدائع‌ الزهور فى‌ وقائع‌ الدهور، قاهره‌، ١٤٠٤ق‌/١٩٨٤م‌؛ ابن‌ خردادبه‌، عبيدالله‌، المسالك‌ و الممالك‌، به‌ كوشش‌ محمد مخزوم‌، داراحياء التراث‌ العربى‌؛ حتى‌، فيليپ‌، تاريخ‌ سورية و لبنان‌ و فلسطين‌، ترجمة جورج‌ حداد و عبدالكريم‌ رافق‌، به‌ كوشش‌ جبرائيل‌ جبور، بيروت‌، دارالثقافه‌؛ حميدي‌، جعفر، تاريخ‌ اورشليم‌ (بيت‌ المقدس‌)، تهران‌، ١٣٦٤ش‌؛ دباغ‌، مصطفى‌ مراد، بلادنا فلسطين‌، عمان‌، ١٩٨٥م‌؛ ديب‌، فرج‌الله‌، معجم‌ معانى‌ و اصول‌ و اسماء المدن‌ و القري‌ الفلسطينية، بيروت‌، ١٩٩١م‌؛ رافق‌، عبدالكريم‌، «فلسطين‌ فى‌ عهد العثمانيين‌»، موسوعة خاص‌، ج‌ ٢؛ زياده‌، نقولا، «فلسطين‌: من‌ الاسكندر الى‌ الفتح‌ الاسلامى‌»، موسوعة خاص‌، ج‌ ٢؛ شراب‌، محمد، معجم‌ بلدان‌ فلسطين‌، دمشق‌، ١٩٨٧م‌؛ عارف‌، عارف‌، النكبة، صيدا، المطبعة العصريه‌؛ عطاءالله‌، محمودعلى‌ خليل‌، نيابة غزة فى‌ العهد المملوكى‌، بيروت‌، ١٤٠٦ق‌/١٩٨٦م‌؛ كتاب‌ مقدس‌ (عهد عتيق‌ و عهد جديد)؛ كيلانى‌، هيثم‌، «حروب‌ فلسطين‌ العربية - الاسرائيلية»، موسوعة خاص‌، ج‌ ٢؛ مجمل‌ التواريخ‌ و القصص‌، به‌ كوشش‌ محمدتقى‌ بهار، تهران‌، ١٣١٨ش‌؛ مسعودي‌، على‌، التنبيه‌ و الاشراف‌، ليدن‌، ١٨٩٣م‌؛ مقار، شفيق‌، السحر فى‌ التوراة، لندن‌، ١٩٩٠م‌؛ مقدسى‌، محمد، احسن‌ التقاسيم‌، ليدن‌، ١٩٠٦م‌؛ موسوعة عام‌؛ هاكس‌، جيمز، قاموس‌ كتاب‌ مقدس‌، بيروت‌، ١٩٢٨م‌؛ نيز:
Atlas of the Biblical World, New York, ١٩٧١; Bible Dictionary, ed. W. Jacobus et al., New York, ١٩٣٦; Britannica, ١٩٧٨; Cook, S. A., The Religion of Ancient Palestine in the Light of Archaeology, London, ١٩٣٠; Glueck, N., The River Jordan, New York, ١٩٦٨; Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠; Herodotus, The History, tr. A. D. Godley, London, ١٩٤٦; Hurewitz, J. C., The Struggle for Palestine, New York, Schocken Books; Judaica; Jusephus, The Jewish War, tr. H. St. J. Thackeray, London, ١٩٧٦; Konzelmann, G., Der Jordan, ١٩٩٠, Hoffmann und Campe; The Middle East Intelligence Handbooks ١٩٤٣-١٩٤٦, London, ١٩٨٧; Nakhleh, I., Encyclopedia of the Palestine Problem, New York, ١٩٩١; Olmstead, A. T, History of Assyria, Chicago, ١٩٦٨; Pauly; Smith, G. A., The Historical Geography of the Holy Land, ١٩٧٤, Collins; Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦٦.
عباس‌ سعيدي‌