دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٠٦
| اسود غندجانى جلد: ٨ شماره مقاله:٣٥٠٦ |
اَسْوَدِ غُنْدِجانى، ابومحمد حسن بن احمد اعرابى، معروف به غندجانى د بعد
از ٣٠ق/٠٣٩م،نسبشناس و لغتدان.نزديكترين منبع به زمان او، نزهة
الالباي´ ابن انباري در سدة ق است كه در آن چند سطري به او اختصاص يافته
است ص ٥٠-٥١. مهمترين منبع، معجم الادباء ياقوت است كه رواياتش را همة
نويسندگان پس از او تكرار كردهاند. بنابراين، آنچه از قول ياقوت در اينجا
آورده مىشود، در وافى بالوفيات صفدي ١/٨٠-٨١، لسان الميزان، ابن حجر /٩٤،
بغية الوعاة سيوطى/٩٨-٩٩ و خزانةالادب عبدالقادر بغدادي /٤- ٥، /٢ نيز مىتوان
يافت.
اسود در غندجان نك: ياقوت، /٦١-٦٢؛ ابن بلخى، ٤٣؛ لسترنج، ٨٠ مىزيست و صاحب
ثروت و مقام بود ياقوت، همانجا و چون ميل داشت لقب «اعرابى»اش بىمسمّى
نماند، خود را به روغنها مىاندود و در آفتاب مىنشست تا سيه چرده گردد. وي
در پناه ابومنصور بهرام بن مافنّه وزير ابوكاليجار بن سلطان الدوله نك: ه د،
آل بويه در شيراز بود؛ و هر بار كه كتابى تأليف مىكرد، آن را به نام آن
وزير د ٣٠ق مىساخت و از اين راه ثروتى كلان به چنگ آورد همان، /٦٢-٦٤.
وي در همان شهر دور افتادة ايرانى، چندين كتاب نسبتاً معتبر به عربى تأليف
كرد، اما چون استاد نامآوري نداشت، به راوي ناشناختهاي به نام ابوالندي
محمد بن احمد استناد مىكرد نك: ص ٧ و گويى براي كسب شهرت، بر بزرگان ادب،
خاصه بر ابن اعرابى در انتساب اشعار عرب، خرده مىگرفت. اين ادعاهاي
گستاخانه، ابن هبّاريه د ٠٩ق شاعر مداح خواجه نظامالملك را نك: ه د، /٩-٠٢
خشمگين ساخت. او مىگفت: اين اسود كيست كه بر بزرگان خرده مىگيرد و آن
ابوالنداي گمنام كيست كه به او استناد مىكند. ياقوت نيز با تأييد نظر ابن
هباريه، از اينكه وي پا را از حد انتقاد عالمانه به مسخرگى مىكشانيد، اظهار
ناخشنودي كرده است /٦٣. اما آشنايى ابن هباريه با آثار اسود و حتى تأليف
كتابى در ردّ عقايد او نك: ه د، /٠٢، خود نشان از انتشار آنها دارد.
تاريخ وفات اسود غندجانى روشن نيست. بهگفتة ياقوت /٦٤ آثار او را در ٢٨ق
نزد خود او خوانده بودهاند. از طرف ديگر، در نسخة يكى از كتابهاي او به نام
الرد على النمري تاريخ تأليف، سال ٣٠ق ذكر شده است نك: زركلى، /٨٠.
بنابراين، او پس از ٣٠ق درگذشته است.
ياقوت كتاب به نام او ذكر كرده /٦٤-٦٥ كه همه در ادب و لغت و بهخصوص
رديه بر راويان بزرگ ادب عربى است: . السَّل و السرقة، . فرحة فرجه در
ياقوت تحريف است الاديب فى الرد على يوسف بن ابى سعيد السيرافى فى شرح
ابيات سيبويه، . ضالة الاديب فى الرد على ابن الاعرابى فى النوادر التى
رواها ثعلب، . قيد الاوابد فى الرد على ابن السيرافى در دنبال اين عنوان،
چنين افزوده: ايضاً فى شرح ابيات اصلاح المنطق، . الرد على النمري فى
شرح مشكل ابيات الحماسة، . نزهة الاديب فى الرد على ابى على فى التذكرة، .
الخيل كلمة الخليل در ياقوت اشتباه است، نك: دنبالة مقاله مرتبٌ على حروف
المعجم، . اسماء الاماكن. از اين آثار تنها كتاب باقى مانده است: الرد على
النمري... كه تنها نسخة موجود در دارالكتب نك: سيد، /٣؛ نيز نك: II/٦٨ ؛ GAS,
زركلى، همانجا عنوان اصلاح ما غلط فيه ابوعبدالله... النمري... مما فسره فى
ابيات الحماسة دارد. اين كتاب هنوز به چاپ نرسيده است و دو كتاب ديگر كه
به چاپ رسيدهاند: . فرحة الاديب فى الرد على السيرافى... بهكوشش محمدعلى
سلطانى، دمشق، ٩٨٠م؛ . اسماء خيل العرب و انسابها و ذكر فرسانها .
كتاب خيل اسود غندجانى در تاريخ فرسنامههاي عربى مقام خاصى دارد: موضوع
اسبشناسى در زبان عربى، با كتابهاي «خيل» از ابوعبيده و اصمعى و ابن
اعرابى آغاز شده، اما اين آثار در واقع نوعى لغتنامهاند كه فهرستى از نام
اسبها و يا صاحبان و اندامها و رنگها و نشانهاي اسب را ذكر كردهاند. اين مواد
لغوي به دست لغتنويسان بزرگ چون ابن دريد، جوهري و ابن سيده، و در
سدههاي بعد، ابن منظور و زبيدي، به قاموسها راه يافت. اما در هيچيك از
اين آثار موضوع پرورش اسب و سواركاري كه اموري فنى بهشمار مىروند، ديده
نمىشود. امور فنى، احتمالاً تحت تأثير دانشهاي ايرانى و تركى، حدود يكى دو
قرن پس از اسود غندجانى، در كتابهاي گوناگون مدون شد. بنابراين، اسود را
بايد در اواخر سنت ٠٠ سالهاي نهاد كه منحصراً به واژگان اسب عنايت داشت.
كتاب او، از آنجا كه بر سابقهاي طولانى و پربار تكيه دارد، كاملترين و
منظمترين كتاب تا زمان خويش است: اولاً او، چنانكه در مقدمه ص ٧ گفته،
نام اسبان را بر حسب الفبا منظم كرده، و ذيل هر نام اشعاري و گاه روايات
مختصري دربارة همان اسب آورده است. ديگر آنكه او بيش از همة
فرسنامهنويسان گذشته، نام اسب يافته است. شمار نام اسبهاي او، ٧٥ است.
محقق كتاب نيز ٦٢ نام ديگر بر آنها افزوده، در نتيجه كتاب، در چاپ حاضر
مشتمل بر نام ٣٧ اسب است نك: سلطانى، .
مآخذ: ابن انباري، عبدالرحمان، نزهة الالباء، بهكوشش ابراهيم سامرايى،
بغداد، ٩٥٩م؛ ابن بلخى، فارسنامه، بهكوشش گ. لسترنج و نيكلسون، تهران،
٣٦٣ش؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ٣٢٩-٣٣١ق؛ اسود
غندجانى، حسن، اسماء خيل العرب و انسابها، بهكوشش محمدعلى سلطانى، دمشق،
٤٠٢ق/٩٨١م؛ بغدادي، عبدالقادر، خزانة الادب، بهكوشش عبدالسلام محمد هارون،
قاهره، مكتبة خانجى؛ زركلى، اعلام؛ سلطانى، محمدعلى، مقدمه بر اسماء خيل
العرب ... نك: هم ، اسود غندجانى؛ سيد، خطى؛ سيوطى، بغية الوعاة، بهكوشش محمد
ابوالفضلابراهيم،قاهره،٣٨٤ق/٩٦٤م؛ صفدي،خليل، الوافى بالوفيات، بهكوشش
شكريفيصل، بيروت، ٤٠١ق/٩٨١م؛لسترنج، گ.، جغرافيايتاريخىسرزمينهاي خلافت
شرقى، ترجمة محمود عرفان، تهران، ٣٣٧ش؛ ياقوت، ادبا؛ همو، بلدان؛ نيز:
GAS.
آذرتاش آذرنوش
ب
ن * * ب
ن * * ب