دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٩٥

اسمره
جلد: ٨
     
شماره مقاله:٣٤٩٥


اَسْمَره‌، پايتخت‌ جمهوري‌ افريقايى‌ اريتره‌. اين‌ شهر در ١٥ و ٢٠ عرض‌ شمالى‌ و ٣٨ و ٥٥ طول‌ شرقى‌ در منتهى‌اليه‌ شمال‌ فلات‌ اريتره‌ و ٦٤ كيلومتري‌ جنوب‌ غربى‌ بندر مصوّع‌ قرار گرفته‌ است‌ و ٣٢٥ ،٢متر از سطح‌ دريا ارتفاع‌ دارد و بزرگ‌ترين‌ شهر اريتره‌ محسوب‌ مى‌شود (صبى‌، ٢٦١ ؛ بريتانيكا، ميكرو؛ كلير...؛ «دائرة المعارف‌... ١»).
نام‌ اين‌ شهر كه‌ در آغاز از ٤ روستاي‌ كوچك‌ موسوم‌ به‌ عَرَبَتى‌ اسمره‌٢ تشكيل‌ شده‌ بود، ظاهراً برگرفته‌ از واژة تيگرينيايى‌ اَسْمَرَت‌ به‌معنى‌ سودمند و ثمربخش‌ است‌. در اين‌باره‌، ميان‌ بوميان‌ آن‌ منطقه‌ روايتى‌ افسانه‌آميز رواج‌ دارد كه‌ نام‌ اين‌ شهر را با كوششهايى‌ «ثمربخش‌» كه‌ در گذشته‌هاي‌ دور براي‌ پايان‌ دادن‌ به‌ جنگ‌ و ستيز ميان‌ مردم‌ اين‌ روستاها به‌ عمل‌ آمده‌ است‌، مربوط مى‌سازد. با اينهمه‌، نام‌ اسمره‌ در دست‌نوشته‌هاي‌ بازرگانان‌ ونيزي‌ سدة ١٤م‌ ديده‌ مى‌شود كه‌ اين‌ امر خود نشان‌ از ديرينگى‌ اين‌ شهر دارد (صبى‌، ١٩٠ ، حاشيه‌).
آب‌ و هواي‌ اسمره‌ در تابستانها گرم‌ و در زمستان‌ نسبتاً ملايم‌ است‌. بالاترين‌ دماي‌ آن‌ ٣٠ و پايين‌ترين‌ آن‌ صفر است‌. فصل‌ بارندگى‌ در اين‌ شهر بيشتر ميان‌ ماههاي‌ ژوئن‌ تا اوت‌، و ميانگين‌ بارش‌ سالانة آن‌ ٥٦٠ ميلى‌متر است‌ ( كلير؛ بستانى‌؛ «دائرة المعارف‌»).
اسمره‌ هر چند كه‌ آبادي‌ كهنى‌ است‌، تا نيمة دوم‌ سدة ١٩م‌ روستاي‌ كوچك‌ و بى‌اهميتى‌ به‌شمار مى‌رفت‌. شهرت‌ و اهميت‌ سياسى‌ آن‌ از زمانى‌ آغاز شد كه‌ ايتالياييها در ١٨٨٩م‌ نيروهاي‌ نجاشى‌ يوحناي‌ چهارم‌، امپراتور اتيوپى‌، را شكست‌ دادند و اسمره‌ را كه‌ قرارگاه‌ نيروهاي‌ اتيوپى‌ بود، به‌ اشغال‌ خود درآوردند. در ٤ اوت‌ ١٨٨٩ فرمانده‌ نيروهاي‌ ايتاليا وارد اسمره‌ شد و سپس‌ به‌ موجب‌ معاهده‌اي‌ حاكميت‌ ايتاليا بر سرزمين‌ اريتره‌ تحميل‌ گرديد (صبى‌، ١٩٠ ؛ كتاب‌ سبز، ٨٦ -٨٧؛ «دائرة المعارف‌»؛ كلير؛ لاروس‌ بزرگ‌ ). در جنگ‌ ديگري‌ كه‌ در ١٨٩٦م‌ ميان‌ نيروهاي‌ ايتاليا و اتيوپى‌ درگرفت‌، ايتالياييها شكست‌ خوردند و اين‌ امر مانع‌ گسترش‌ قلمرو ا¸نان‌ در اتيوپى‌ شد. از آن‌ پس‌ اسمره‌ به‌صورت‌ مركز اداري‌ حكومت‌ تحت‌الحماية ايتاليا در اريتره‌ درآمد و وسعت‌ و جمعيت‌ آن‌ افزايش‌ يافت‌ ( كتاب‌ سبز، ٨٨؛ لاروس‌ بزرگ‌؛ «دائرة المعارف‌»). هنگامى‌ كه‌ فرناندو دِ مارتينى‌ به‌ فرمانداري‌ كل‌ اريتره‌ رسيد، اين‌ كشور را به‌ ٩ استان‌ تقسيم‌ كرد كه‌ هريك‌ مركزي‌ خاص‌ داشت‌ و در اين‌ ميان‌ اسمره‌ مركز استان‌ حماسين‌ شناخته‌ شد.
اسمره‌ تا اواسط دهة ١٩٣٠م‌ كه‌ دور تازه‌اي‌ از توسعه‌طلبى‌ در افريقاي‌ شرقى‌ آغاز شد، شهر كوچكى‌ بود، ولى‌ از آن‌ پس‌ به‌ پايگاه‌ اصلى‌ ايتالياييها در حمله‌ به‌ اتيوپى‌ تبديل‌ شد و مطابق‌ نيازهاي‌ ايشان‌ به‌ سرعت‌ رشد و گسترش‌ يافت‌. ايتالياييها اسمره‌ را بر نمونة شهرهاي‌ اروپايى‌ بنا كردند و به‌ ساختن‌ خيابانهاي‌ بزرگ‌، مدارس‌، بيمارستانها و ديگر مؤسسات‌ پرداختند؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اين‌ شهر به‌صورت‌ مركزي‌ اصلى‌ در قلمرو افريقاي‌ شرقى‌ ايتاليا در آمد و به‌ «رم‌ كوچك‌» شهرت‌ يافت‌ (صبى‌، ٢٦٦ ٢٠٦, ,٢٠٤ ؛ كتاب‌ سبز، ٩٠؛ بريتانيكا، ميكرو؛ لاروس‌ بزرگ‌؛ كلير ).
در جريان‌ جنگ‌ جهانى‌ دوم‌، انگلستان‌ با شكست‌ دادن‌ نيروهاي‌ ايتاليايى‌ در اتيوپى‌ و اريتره‌ به‌ حاكميت‌ طولانى‌ ايتاليا بر آن‌ سرزمين‌ پايان‌ داد و نيروهاي‌ انگليسى‌ در آوريل‌ ١٩٤١ وارد اسمره‌ شدند و از آن‌ پس‌ به‌ مدت‌ يك‌ دهه‌ بر اين‌ سرزمين‌ فرمان‌ راندند. اسمره‌ تا ١٩٥٢م‌ كه‌ به‌ موجب‌ قطعنامة سازمان‌ ملل‌، سرزمينهاي‌ اتيوپى‌ و اريتره‌ به‌ صورت‌ اتحاديه‌ درآمدند، در دست‌ انگليسيها بود و از آن‌ پس‌ مركز حكومت‌ فدرال‌ اريتره‌ شد ( كتاب‌ سبز، ٩١، ٩٥-٩٦؛ بريتانيكا ميكرو؛ دربارة قطعنامة سازمان‌ ملل‌ و مسائل‌ مربوط به‌ آن‌، نك: صبى‌، ٢٢٣ به‌ بعد). در جريان‌ تحولات‌ پس‌ از خروج‌ قدرتهاي‌ اروپايى‌ از اريتره‌ و كشمكشهاي‌ ناشى‌ از الحاق‌ اجباري‌ آن‌ به‌ اتيوپى‌، اسمره‌ همواره‌ نقشى‌ مهم‌ در فعاليتهاي‌ سياسى‌ داشته‌، و صحنة رويدادهاي‌ بسياري‌ بوده‌ است‌ (مثلاً نك: كتاب‌ سبز، ٩٧-٩٩؛ صبى‌، ٢٥١ ٢٤٦, ٢٣٦, ,٢٣٥ ؛ دربارة الحاق‌ اريتره‌ به‌ اتيوپى‌، نك: ه د، اريتره‌).
پس‌ از سقوط امپراتوري‌ هايله‌ سلاسى‌ در اتيوپى‌ و به‌ قدرت‌ رسيدن‌ نظاميان‌ در آن‌ كشور (١٩٧٤م‌)، شهر اسمره‌ همچنان‌ يكى‌ از مراكز حساسى‌ بود كه‌ حكومت‌ اتيوپى‌ و مبارزان‌ اريتره‌ براي‌ حفظ يا تصرف‌ آن‌ به‌ سختى‌ مى‌كوشيدند. در اوايل‌ سال‌ ١٩٩١م‌، اين‌ شهر كه‌ در دست‌ نيروهاي‌ نظامى‌ اتيوپى‌ بود، به‌ محاصره‌ درآمد و سرانجام‌ با تسليم‌ ارتش‌ دوم‌ اتيوپى‌ در مة ١٩٩١، اسمره‌ بدون‌ خونريزي‌ به‌دست‌ مبارزان‌ اريتره‌ افتاد. آنان‌ دولت‌ موقتى‌ در اين‌ شهر تشكيل‌ دادند تا مقدمات‌ همه‌پرسى‌ را در اريتره‌ فراهم‌ آورد. پس‌ از همه‌پرسى‌ و استقلال‌ اريتره‌ در ١٩٩٣م‌/١٣٧٢ش‌ كه‌ به‌ تأييد سازمان‌ ملل‌ نيز رسيد، شهر اسمره‌ پايتخت‌ اين‌ كشور شناخته‌ شد ( كتاب‌ سبز، ١٣٧، ١٤٣ به‌ بعد). همچنين‌ اين‌ شهر مركز استان‌ اريتره‌ - يكى‌ از استانهاي‌ دهگانة اريتره‌ پس‌ از استقلال‌ - شمرده‌ شد (همان‌، ١٥٣-١٥٤).
پس‌ از نيم‌ قرن‌ حضور ايتالياييها و نيازهاي‌ سياسى‌ و نظامى‌ ايشان‌، اين‌ شهر مطابق‌ الگوي‌ شهرهاي‌ اروپايى‌ گسترش‌ يافت‌ و به‌ دو بخش‌ نو و كهنه‌ تقسيم‌ شد. بخش‌ جديد شهر كه‌ زاييدة فرهنگ‌ و معماري‌ اروپايى‌ است‌، برخلاف‌ محلات‌ فرسوده‌ و فقيرنشين‌ شهر كهنه‌، به‌ خوبى‌ طرح‌ريزي‌ و ساخته‌ شده‌، و داراي‌ خيابانهاي‌ بزرگ‌ و ساختمانها و خانه‌هاي‌ زيباست‌. شهر داراي‌ مسجد جامع‌ (١٩٣٧م‌)، كليساي‌ ارتُدكس‌ و كليساي‌ جامع‌ كاتوليك‌ (١٩٢٢م‌) است‌ و نهادهاي‌ آموزشى‌ بسيار از جمله‌ مدارس‌ متوسطه‌، دانشگاه‌ و كتابخانة عمومى‌ و نيز بيمارستانهايى‌ با امكانات‌ درمانى‌ جديد در آن‌ تأسيس‌ شده‌ است‌. عمارت‌ كاخ‌ و ساختمانهاي‌ مجلس‌ قانون‌گذاري‌ و شهرداري‌ از ديگر بناهاي‌ مهم‌ شهر است‌ ( بستانى‌؛ بريتانيكا، ميكرو؛ كلير؛ «دائرة المعارف‌»).
اسمره‌ يكى‌ از مراكز مهم‌ صنعتى‌ اريتره‌ است‌ و بسياري‌ از كارخانه‌ها از قبيل‌ ماشين‌سازي‌، توليد سيمان‌، كود شيميايى‌، صابون‌، چوب‌، كاغذ، چرم‌، صنايع‌ غذايى‌، پارچه‌بافى‌ و كفش‌دوزي‌ و جز آنها در اين‌ شهر قرار دارد (صبى‌، ٢٦٥ ؛ بريتانيكا، ميكرو؛ كلير ). افزون‌ بر اين‌، ايجاد درياچه‌هاي‌ مصنوعى‌ و احداث‌ سد در نزديكى‌ اسمره‌، ضمن‌ تأمين‌ نيروي‌ برق‌، بر رونق‌ فعاليتهاي‌ كشاورزي‌ در اين‌ منطقه‌ افزوده‌ است‌ (صبى‌، .(٢٦٣
اسمره‌ يكى‌ از مراكز مهم‌ در شبكة راههاي‌ اريتره‌ است‌ و خط راه‌آهن‌ مصوع‌ - اگوردات‌ به‌ طول‌ ٣٠٦ كم از اين‌ شهر مى‌گذرد. اين‌ شهر داراي‌ فرودگاه‌ بين‌المللى‌ است‌ (همو، ٢٦٦ ؛ بريتانيكا، ميكرو).
تقريباً نيمى‌ از ساكنان‌ اسمره‌ مسلمان‌، و نيمى‌ ديگر مسيحيانى‌ هستند كه‌ به‌ زبان‌ تيگرينيايى‌ سخن‌ مى‌گويند. پيش‌ از اين‌، چند هزار ايتاليايى‌ نيز در اين‌ شهر مى‌زيسته‌اند. جمعيت‌ اسمره‌ را در ١٩٩٢م‌، ٤٠٠ هزار تن‌ برآورد كرده‌اند (همانجا؛ كلير؛ «ا¸لماناك‌...١»، .(٧٦١
مآخذ: بستانى‌؛ كتاب‌ سبز، اريتره‌، دفتر مطالعات‌ سياسى‌ و بين‌المللى‌، تهران‌، ١٣٧٣ش‌؛ نيز:
Britannica, ١٩٧٨; Collier's Encyclopedia, New York, ١٩٨٥; Enciclopedia Italiana, Rome, ١٩٤٩; Grand Larousse; Sabby, O. S., The History of Eritrea, tr. M. F. Al-Azem, Beirut, ١٩٧٤; The World Almanac ١٩٩٦, New Jersey.
كيانوش‌ صديق‌