دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٨٨
| اسماعيل صفا جلد: ٨ شماره مقاله:٣٤٨٨ |
اِسْماعيلْ صَفا ٢٨٤- ٣١٩ق/٨٦٧-٩٠١م، اديب و شاعر ترك. پدر وي محمد بهجت
٢٤٤- ٢٩٥ق/٨٢٨- ٨٧٨م شاعري از مردم طرابوزان، و مأمور عالى رتبة حكومت
عثمانى در مكة معظمه بود و اسماعيل در دوران خدمت پدرش در آن شهر زاده شد
اينال، ٥٥٢ º ÈÇäÇÑáì¡ .٩٩٧ برخى از منابع تاريخ تولد وي را ٨٦٦م ياد
كردهاند نك: همانجا؛ جانب، .١٤٣
دوران كودكى او در مكه سپري شد و نزد پدر فارسى و عربى آموخت و پس از
درگذشت وي در ٢٩٥ق/٨٧٨م بههمراهخانوادهاش به استانبول رفت و در آن شهر
اقامت گزيد و در «دارالشفقة» استانبول تحصيلات خود را به پايان رساند و سپس
در وزارتخانههاي اوقاف و پست و تلگراف مشغول كار شد كارا على اوغلو،
«تاريخ...»، .II/٦٠٣ سرانجام در ٣٠٥ق/٨٨٨م پس از استعفاي معلم ناجى در
مدرسة ملكيه به تدريس ادبيات پرداخت اينال، همانجا. چندي نيز سردبيري مجلة
ادبى مرصاد را به عهده داشت. وي به سبب ابتلا به بيماري سل، براي
معالجه به ميديلّى رفت و پس از بهبود نسبى به استانبول بازگشت، اما به
علت فعاليتهاي سياسى بر ضد حكومت سلطان عبدالحميد ثانى به سيواس تبعيد شد و
يك سال بعد در آنجا درگذشت كارا علىاوغلو، همانجا. او را در گورستان «غريبلر»
غريبان به خاك سپردند بروسهلى، /٩١.
اسماعيل صفا از اوان كودكى شعر مىسرود و طبعى روان داشت و به همين سبب
استادش، معلم ناجى، وي را «شاعر مادرزاد» لقب داد بانارلى، همانجا. وي در
آغاز به سبك ادبيات ديوانى و اغلب غزل و قصيده مىسرود، اما چندي بعد تحت
تأثير توفيق فكرت به ادبيات نوين روآورد جانب، همانجا. غزلهاي نخستين وي
متأثر از سرودههاي معلم ناجى است، اما پس از آنكه به گروه ادبى «ثروت
فنون» پيوست، اشعارش تا حدودي رنگ و شكل شعر جديد به خود گرفت. اسماعيل
صفا را بايد در زمرة شاعرانى دانست كه براي وزن و قالب شعر اهميت زيادي
قائل بود. اشعار لطيف و پر از احساس و گاه هيجان انگيزش مورد توجه و علاقة
عموم بود بانارلى، همانجا. او ميان ادبيات «دورة تنظيمات» و ادبيات «ثروت
فنون» پلى ايجاد كرد و با ويژگيهاي هنري خود، توانست هواخواهانى در ميان
طرفداران شعر كهن و شعر نو زمان خويش بيابد كارا علىاوغلو، «فرهنگ...»، .٢٨٩
اگر چه مدتى كوتاه با گروه ثروت فنون همكاري كرد، اما مانند اغلب شاعران
آن گروه مقلّد توفيق فكرت باقى نماند، زيرا داراي شخصيت مستقل ادبى بود و
مضامين شعر خود را از زندگى مردم مىگرفت كوپرولو، ٩. وي در سرودن اشعار خود
پيوسته اصول و قواعد زبان را رعايت مىكرد و به قالب و قافيه و اوزان
عروضى وفادار بود كارا علىاوغلو، همانجا. موضوع اصلى اشعارش، عشق، طبيعت و
مرگ است.
وي پدر رماننويس و متفكر مشهور ترك «پيامى صفا» ٨٩٦- ٩٦١م است.
مهمترين آثار او عبارتند از: . سنوحات، كه شعر بلندي است در قالب ترجيعبند
٣٠٧ق/٨٩٠م؛ . خُذ ما صَفا، كه بخش اول آن در بردارندةاشعار پدر وي، و بخش
دوم حاوي اشعار خود اوست ٣٠٨ق/ ٨٩١م؛ . مَنسيّات، مجموعة شعر ٣١٤ق/٨٩٦م؛ .
«زيارت زادگاه پدري» ٣١٤ق/٨٩٦م؛ . محاكمات ادبيه، در نقد ادبى ٣٣١ق/٩١٣م؛
. حسيّات، مجموعة اشعار ٣٣٠ق/٩١٢م. تمامى آثار ياد شده در استانبول به چاپ
رسيده است.
مآخذ: بروسهلى، محمدطاهر، عثمانلى مؤلفلري، استانبول، ٣٣٣ق/٩١٥م؛ كوپرولو،
فؤاد، «ادبيات تركيه از قرن نوزدهم تا عصر حاضر»، ادبيات نوين تركيه، ترجمة
يعقوب آژند، تهران، ٣٦٤ش؛ نيز:
Banarl o , N.S., T O rk edebiy @ ti t @ rihi, Istanbul, ١٩٧١; Canip, A., T O rk
edebiyat o antolojisi, Istanbul, ١٩٣١; Inal, M.K., Son as o r T O rk sairleri,
Istanbul,١٩٧٠;Karaalioglu,S.K., T O rk edebiyat ٥ o lar s N zl = g O , Istanbul,
١٩٨٣; id, T O rk edebiyat o tarihi, Istanbul, ١٩٨٢.
جلال خسروشاهى
اِسماعيلْ عادِلْشاه، نك: عادلشاهيان.