دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٨٢
| اسماعيل حقى بروسوي جلد: ٨ شماره مقاله:٣٤٨٢ |
اِسْماعيلْ حَقّى بُروسَوي، يا اسكداري، اسكوداري ٠٦٣- ١٣٧ق/٦٥٣- ٧٢٥م،
مفسر، شاعر و از مشايخ فرقة جَلوتيه. كنية او ابوالفدا، نام پدرش مصطفى و جدش
بايرام قاووش پسر شاه خدابنده بود. پدر اسماعيل در استانبول مىزيست و يك
سال پيش از تولد وي به سبب آتش گرفتن خانه و از هم پاشيدگى زندگى، به
قصبة آيدوس نزديك ادرنه مهاجرت كرد و اسماعيل در آنجا تولد يافت. ساله بود
كه پدرش او را نزد عثمان فضلى آت پازارلى، شيخ سلسلة جلوتيه برد و چنانكه
اسماعيل خود مىگويد بعدها شيخ گهگاه به وي مىگفت كه تو از سالگى مريد ما
بودهاي /٥؛ ٢ ؛ EIكحاله، /٦٦.
اسماعيل از سادات علوي بود و نسبت وي با ١ واسطه به حضرت علىع مىرسيد
اسماعيلحقى،/٨؛ «دائرةالمعارفجديد...»، .IV/١٥١٧ وي در ٠ يا سالگى به توصية
استاد براي تحصيل علوم ظاهري و حضور در مجلس درس عبدالباقى افندي از آيدوس
به ادرنه رفت و در آنجا به تحصيل زبان و ادبيات عرب، منطق، فقه، حديث،
كلام و تفسير پرداخت. سپس در ٠ سالگى به دعوت عثمان فضلى به استانبولرفت
اسماعيلحقى، /٥؛ «دائرةالمعارفزبان...»، ؛ V/٥ بستانى، ٣/٠٢. در آنجا علاوه
بر اينكه در مجالس وعظ عثمان فضلى و ديگر عرفاي مشهور حضور مىيافت، در
تحصيل علوم ظاهري نيز همچنان كوشا بود، چنانكه تجويد، خطاطى و زبان فارسى
را نيز در استانبول آموخت و به ويژه در كتابهاي عرفانى فارسى همچون آثار
عطار، مولوي، حافظ و جامى تعمق كرد و در همين دوران به ترجمه و تفسير برخى
از آيات قرآن كريم و احاديث نبوي پرداخت همانجاها. دو سال بعد در
٠٨٦ق/٦٧٥م به اشارت استادش به اسكوب اسكوپيه رفت و تكيه يا خانقاه
جلوتيه را در آنجا بنا نهاد و با دختر شيخ مصطفى عشاقى ازدواج كرد، اما در
آنجا به سبب سخنانى كه بر خلاف اعتقاد عامه بر زبانش جاري مىشد، از سوي
مفتيان و مقامات مذهبى آزار ديد و سرانجام پس از سال عثمان فضلى او را به
كوپرولو منتقل كرد «دائرةالمعارف زبان»، بستانى، همانجاها.
اسماعيل حقى پس از ٤ ماه اقامت در كوپرولو، به استورومجه رفت و مدت دو
سال و نيم نيز در آنجا به تدريس پرداخت. وقتى كه عثمان فضلى از طرف
سلطان محمد چهارم در ادرنه به سمت استادي در دربار منصوب شد، اسماعيل حقى
را نزد خويش فرا خواند. وي مدت ماه در خدمت استاد بود تا آنكه با فوت شيخِ
جلوتى بروسه، اسماعيل حقى در ٢ سالگى ٦٨٥م/ ٠٩٦ق به عنوان شيخ جلوتى در
بروسه اقامت گزيد «دائرةالمعارف زبان»، همانجا. در آغاز، شرايط زندگى در
بروسه براي او دشوار بود و براي تأمين معاش مجبور به فروش كتابهايش شد
بستانى، همانجا. در آنجا بود كه نگارش اثر معروف خود تفسير روح البيان را
آغاز كرد و پس از ٣ سال در ١١٧ق آن را به پايان رساند نك: اسماعيل حقى،
٠/٥٢.
تا ١٠٢ق/٦٩١م اسماعيل بار به دعوت استادش به استانبول رفت. دوبار در جنگ
ميان دولت عثمانى و دولتهاي اروپايى شركت كرد كه در يكى از اين جنگها
مجروح شد. در اين ايام عثمان فضلى به سبب انتقاد از سياست خارجى حكومت
عثمانى به دژ فاماگوستا در شمال قبرس تبعيد شد و او اسماعيل حقى را به آنجا
خواند و وي را به جانشينى خود تعيين كرد. اندك زمانى پس از بازگشت اسماعيل
حقى به بروسه، عثمان فضلى در ١٠٣ق/٦٩٢م وفات كرد و اسماعيل حقى به مقام
قطبى سلسلة جلوتى ارتقا يافت «دائرةالمعارف زبان»، .V/٦ سلسلة مشايخ او از
طريق عثمان فضلى با دو واسطه به هدايى محمود افندي مىرسيد رفعت، /٧٣؛
«دائرةالمعارف جديد»، .IV/١٥١٧
اسماعيل حقى در ١١٢ق/٧٠٠م به مكه رفت و در بازگشت مدت سال در دمشق توقف
كرد. در سفر بازگشت به وطن بر اثر حملهاي كه به كاروان شد، بسياري از
كتابهاي او از ميان رفت. اسماعيل چند سال بعد بار ديگر رهسپار حج شد و در
١٣٠ق/٧١٧م به دمشق رفت و در آنجا با صوفى مشهور دمشقى، عبدالغنى نابلسى
ملاقات كرد. در مدتى كه در اين ناحيه اقامت داشت، آثار جديدي به رشتة
تحرير كشيد «دائرةالمعارف زبان»، ؛ V/٥ «دائرةالمعارف ترك»، .XX/٣٠٧
در ١٣٣ق/٧٢١م به اسكدار بازگشت و حدود سال در آنجا اقامت گزيد و ٠ كتاب و
رسالة مختلف در تصوف و اخلاق نگاشت. گفتهاند كه در اين هنگام به سبب
ترويج انديشة وحدت وجود، علما به وي اعتراض كردند و او مدت كوتاهى به قصبة
تكفور داغى تبعيد شد ٢ ؛ EIمعلم ناجى، ٩؛ رفعت، /٠٣. در ١٣٦ق/٧٢٤م به بروسه
بازگشت و عزلت اختيار كرد و در آنجا كتابخانهاي ساخت كه تمامى كتابهاي خود
را وقف آن كرد، مسجد و تكيهاي نيز در كنار كتابخانه بنا نهاد. وي سرانجام در
٥ سالگى وفات كرد و در خانقاه خويش مدفون شد «دائرةالمعارف زبان»، ؛ V/٦
«دائرةالمعارف جديد»، همانجا. در ٣١٨ق/٩٠٠م مقبرة وي بازسازي شد و امروزه به
نام خانقاه اسماعيل حقى معروف است «دائرةالمعارف زبان»، همانجا.
دربارة احوال و آثار او، كتابى با عنوان سلسلة شيخ اسماعيل حقى جلوتى تأليف
شده، كه بار اول در ٨٧٤م، و بار ديگر گزيدهاي از آن به كوشش ديلجل به
طبع رسيده است. ييلديز رسالة دكتري خود را در دانشگاه سوربن ٩٧٠م دربارة
زندگانى اسماعيل حقى و تفسير او نوشته است نك: همانجا.
آثار: تأليفات اسماعيل حقى را بيش از ٠٦ اثر دانستهاند نك: «دائرةالمعارف
ترك»، همانجا. او خود نيز تأليفاتش را متجاوز از ٠٠ اثر ذكر كرده است نك: /٦
كه از آن ميان ٠ اثر به تركى، و بقيه به عربى بوده است نك:
«دائرةالمعارف ترك»، همانجا.
الف - چاپى:
. تحفة اسماعيليه، استانبول، ٢٩٢ق/٨٧٥م.
. تحفة خليليه، كه با عنوان الرسالة الخليلية نيز از آن ياد كردهاند نك:
وانديك، ٠٠؛ زركلى، /١٣؛ II/٦٥٣ S, ؛ GAL, بغدادي، /١٩، استانبول، ٢٥٦ق/٨٤٠م.
. تحفة عطائيه، استانبول، ٣٠٤ق/٨٨٧م.
. تفسير روح البيان، يا روح البيان فى تفسير القرآن، شامل برخى تأويلات
صوفيانه. اين كتاب جلدي بارها به چاپ رسيده است: بولاق، ٢٥٥ق، ٢٦٤ق،
٢٧٦ق، ٢٧٨ق؛ قاهره، ٢٨٥ق؛ استانبول، ٣٠٦ق؛ بيروت، ٤٠٥ق/٩٨٥م. تفسير سورة
واقعه نيز جداگانه در استانبول ٣١٨ق، به چاپ رسيده است. از اين تفسير
گزيدهاي با عنوان تلخيص البيان توسط محمد نوري قادري موصلى و گزيدة ديگري
با عنوان ريحانة الاخوان المقطوفة من رياض الجنان المنقولة من تفسير روح
البيان توسط مصطفى صبري رشيدي ترتيب يافته است II/٦٥٢-٦٥٣ S, .GAL,
. الحجة البالغة، استانبول، ٢٩١ق/٨٧٢م.
. الخطاب، استانبول، ٢٥٦ق/٨٤٠م و نيز ٩٧٦م.
. ديوان شعر، كه نخست در بولاق ٢٥٧ق/٨٤١م همراه با مقالات و سپسدر
استانبول ٢٨٨ق/٨٧١م بهچاپرسيدهاست.
. رسالة حسينيه، كه جزء آثار چاپ شده از آن ياد شده، اما محل و تاريخ چاپ
آن مشخص نشده است نك: اوزگه، .١٤٧٤
. رشحات عين الحيات، استانبول، ٨٧٤م.
٠. روح المثنوي، شرح و تعليقاتى است بر مثنوي مولوي، در دو جلد، استانبول،
٢٨٧- ٢٨٩ق/٨٧١-٨٧٣م.
١. سلسلة طريقت جلوتيه يا جلواتيه ، كه به الطريقة نيز معروف است، شرح
احوالمشايخ سلسلةجلوتيهنيز در آنآمدهاست، استانبول، ٢٩١ق/٨٧٤م.
٢. شرح الاربعين يا شرح اربعين حديثاً. اين اثر شرحى است بر الاربعون
حديثاً اثر محيىالدين نووي I/٦٨٤ S, كه در برخى منابع آن را به همين
مناسبت الاربعون حديثاً ناميدهاند نك: وانديك، ٣٥؛ سركيس، /٤١. اين كتاب
چندين بار به چاپ رسيده، از جمله در استانبول، ٢٥٣ق/٨٣٧م و نيز در ٨٤١م و
٣١٧ق/٨٩٩م.
٣. شرح پند عطار، ترجمه و شرحى است بر پند نامة منسوب به عطار نيشابوريكهدر
بولاق ٨٣٢مو در استانبول٢٥٠ق/٨٣٤م و ٢٨٧ق/٨٧٠م به چاپ رسيده است.
٤. شرح شعب الايمان، استانبول، ٣٠٤ق/٨٨٧م.
٥. شرح فصوص الحكم ابن عربى و ترجمة آن. اسماعيل حقى اين اثر را به تركى
و عربى تأليف كرده است. نخست در بولاق ٢٥٢ق/ ٨٣٢م چاپ شد. ترجمهاي از
آن به انگليسى توسط بولنت رئوف انجام گرفته كه در استانبول ٩٨٩م به چاپ
رسيده است.
٦. شرح الكبائر، استانبول، ٢٥٧ق/٨٤١م.
٧. فرح الروح فى شرح المحمدية، كه به شرح محمديه نيز معروف است نك: معلم
ناجى، ٩؛ مدرس، /٥، شرحى است بر محمدية يازيجى اوغلى. اين كتاب در بولاق
٢٥٢ق/٨٣٦م و ٢٥٨ق/ ٨٤٢م، استانبول ٢٥٨ق و ليدن به كوشش نيكلسون ٩٢٥م،
به چاپ رسيده است.
٨. الفروق، استانبول، ٢٥١ق.
٩. الكنز المخفى، دربارة انديشههاي عرفانى نويسنده و متضمن اشاراتى است
دربارة اعتقادات و تمايلات حلولى او بستانى، ٣/٠٢. اين كتاب در استانبول
٢٩٠ق/٨٧٣م و ٣٠٧ق/٨٩٠م، ٩٦٧م به چاپ رسيده است.
٠. معراجيه، قصيدهاي است در وصف معراج پيامبر اكرم ص، استانبول،
٢٦٩ق/٨٥٢م.
١. مقالات، كه همراه ديوان او در بولاق ٢٥٧ق چاپ شده است.
٢. النجاة، استانبول، ٢٩٠ق/٨٧٣م.
ب - خطى: شماري از تأليفات اسماعيل حقى به صورت نسخههاي خطى در
كتابخانههاي تركيه، اروپا و مصر موجود است، از جمله: اوراد برنباخ، ٨٠ º
I/٣٥٣ S, ؛ GAL, تأويل سورة الزلزلة، كه به مناسبت زلزلهاي كه در ١٢٢ق در
مصر رخ داد، تأليف شده است؛ تمام الفيض؛ شرح على تفسير الجزء الاخير
للقاضى بيضاوي؛ رسالة الجامعة فى مسائل النافعة؛ رسالة الحضرات؛ شرح اعانة
الراغبين فى الصلاة و السلام على افضل المرسلين؛ شرح العطاء لاهل الغطاء؛
مجموعه يا مجموعة الفوائد، كه شامل ١ رساله است نك: تيموريه، /٤، ٦٤؛ هوتسما،
٢ º ßæÊ¡ º I/٨٥-٨٧ بغدادي، /١٩-٢٠؛كحاله، /٢٦؛ برنباخ، همانجا؛ II/٦٥٣ I/٧٨٨,
S, GAL, II/٥٨١; .GAL,
ج - آثار يافت نشده: برخى از عناوينى كه اسماعيل حقى در مقدمة تفسير روح
البيان /٦ ذكر كرده است، در فهرست آثار ياد شده از او ديده نمىشود، از
جمله: شرح آداب، شرح نخبة الفكر مجموعهاي از اصول حديث، نقد الحال، كتاب
الحق الصريح و الكشف الصحيح، شرح تفسير الفاتحة و جز آنها. ظاهراً شرح
مختصري نيز بر برخى از اشعار عرفاي ترك از جمله يونس امره، حاجى بيرام
ولى و نيازي مصري داشته است كه در بسياري از مجموعهها به چشم مىخورد نك:
٢ .EI
مآخذ: اسماعيل حقى، تفسير روح البيان، بيروت، ٤٠٥ق/٩٨٥م؛ بستانى؛ بغدادي،
هديه؛ تيموريه، فهرست؛ رفعت افندي، احمد، لغات تاريخيه و جغرافيه،
استانبول، ٢٩٩ق؛ زركلى، اعلام؛ سركيس، يوسف اليان، معجم المطبوعات العربية
و المعربة، قاهره، ٩٢٨م؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، ٩٥٧م؛ مدرس،
محمدعلى، ريحانة الادب، تبريز، ٣٤٦ش؛ معلمناجى، عمر، اسامى، استانبول،
٣٠٨ق؛ وانديك، ادوارد، اكتفاء القنوع، قاهره، ٨٩٦م؛ نيز:
Berenbach, J., X Verzeichnis der neuerworbenen orientalischen Handschriften... n
, ZDMG, ١٩٦٦,vol.XCI; EI ٢ ; GAL;GAL,S; Houtsma, M. Th., Catalogue d'une
collection de manuscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦; Kut, G., Terc O man
gazetesi k O t O phanesi t O rk ٥ e yazma- lar katalogu , Istanbul , ١٩٨٩ ; Z
zege , M . S. , Eski harflerle bas o lm o s t O rk ٥ e eserler katalogu,
Istanbul, ١٩٧٥; T O rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٢; T O rk dili ve edebiyat o
ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٢; Yeni T O rk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
حسين لاشىء