دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٦٥
| اسماعيل، امامزاده جلد: ٨ شماره مقاله:٣٤٦٥ |
اِسْماعيل،اِمامْزاده، بقعةمتعلق بهيكى ازاعقابامامحسن(ع) در
اصفهان. سلسله نسب اسماعيل در كتيبة بقعه ذكر شده است (نك: گدار، ١٣٩ ؛ قس:
جابري، ١٨٦). جايگاه امامزاده اسماعيل در تاريخ عالمآراي عباسى محلة
«كليار» نوشته شده، و صورت كلمه حاكى از اين است كه به نحوي با اطلاق
كنونى، يعنى «گلبهار» كه امامزاده در نزديك اين محله قرار دارد، مرتبط است
(اسكندر بيك، ٢(٢)/٨٧٠؛ هنرفر، گنجينه...، ٥٢٢؛ تحقيقات).
كتيبهها: بناي فعلى امامزاده از دورة صفوي است و آن را مىتوان به روايت
كتيبهها و سنگهاي قبور دريافت. قديمترين كتيبهاي كه در اين بنا وجود دارد،
بر سنگ قبر قاضى صفىالدين محمد بن ملاعلى زوارهاي عمدة القضات (د ٩٩٥ق)
است كه اكنون در ايوان غربى امامزاده قرار دارد. احتمالاً ساختمان مقبرة او
را به هنگام برپا داشتن بناي كنونى امامزاده خراب كردهاند. نوشتهها به
خطوط بنايى، ثلث و نستعليق، و «عمل صدرالدين سنگتراش» است. بناي
امامزاده گويا در دورة شاه عباس اول (سل ٩٩٦ - ١٠٣٨ق) آغاز شده، و در دورة
شاه صفى (سل ١٠٣٨-١٠٥٢ق) پايان يافته است. كتيبهاي از كاشى معرق به خط
ثلث و به قلم محمدرضا امامى در ١٠٤٣ق، بر ايوان اصلى بنا تعبيه شده است
(گدار، ١٤٢ ,١٣٥ -١٣٤ ؛ نيكزاد، ١٢٧- ١٢٨؛ هنرفر، همان، ٥٣٤ - ٥٣٥). همچنين سنگ
نبشتهاي به خط ثلث و به قلم محمد محسن امامى دربارة تعمير ساختمان در
١١١٤ق/١٧٠٢م يعنى زمان شاه سلطانحسين (سل ١١٠٥- ١١٣٥ق) موجود است.
پيرامون آن اشعاري است در ستايش شاه، و جملهاي در اهتمام محمد ابراهيم
بيك براي كار ساختمان، به خط نستعليق به قلم «علىنقىالامامى». بر ديوار
سمت راست (غربى) ايوان، سنگ نبشتهاي از همين خطاط به خط ثلث در بردارندة
امري است كه شاه دربارة معافيت مردم محلة امامزاده از «تكليف يراق پوشى
ايام عاشورا» مقرر كرده است. در دالان عريض مدخل امامزاده، كتيبهاي
گچبري به خط نستعليق و به قلم محمد صالح اصفهانى، مضمون شعري است كه
بخشى از آن ماده تاريخ مرمت بنابهوسيلة محمدابراهيمبيك در ١١١١ق است
١٣٩ٹ¤گ¢ً) .(١٣٥-١٣٧, كتيبهاي بر كاشى حاوي نسب نامة اسماعيل به خط نسخ در
همين دالان قرار دارد و نوشتة ديگر آن آية الكرسى است. كتيبهاي در خود حرم
آياتى از سورة مُلك را در برمىگيرد، و نوشتهاي ديگر عبارت «مقرب الخاقان
محمد ابراهيم بيك يوزباشى» را دارد كه شايد آذينهاي درون بقعه هم به دست
همين محمد ابراهيم ترميم شده است. كتيبة روي گريو گنبد، كاشى معقلى، و
مشتمل است بر سورة توحيد و آيهاي از سورة بقره، و نيز نام بنّا كه حسينعلى
است (نك: همو، ١٤١ .(١٣٩-١٤٠,
وضعيت بنا: مجموعة بناي امامزاده اسماعيل كه برخى كتيبههاي آن اجمالاً
معرفى شد، مشتمل است بر حرم امامزاده و متعلقات آن همچون دهليز، هشتى،
دالان و مقبرة درويشان، صحن و مدرسة علميه و مدخل چهار سوق كه پيوسته به
حرم، مقبره و مسجد شعيا قرار دارد. ناهمگونى مجموعه، بازگو كنندة تطور تاريخى
- معماري آن است. در داخل حرم ديوارها، طاقچهها، نورگيرها، مقرنسها، گنبد و
... اغلب با گل و بوتههاي گچى به رنگهاي طلايى، قرمز و سرمهاي تزيين
شدهاند. بيشترسطحازاره را سنگهاي ٦ گوشةگلبرجسته پوشانده است. ضريح
امامزاده منبت و خاتم است و شبّاك فلزي دارد (نك: سديدالسلطنه، ٧٥؛ گدار،
١٤١ ,١٣٤ -١٣١ ؛نورصادقى،١٥٢؛تحقيقات). هولتسر (د ١٩١١م/ ١٣٢٩ق)، مأمور
تلگرافخانة اصفهان، در يادداشتهاي خود سنگ گور را مرمري ذكر مىكند (ص .(١٠١
شبكة قوسى (كاربندي) گنبد همچون گنبدهاي مساجد بزرگ اصفهان مبتنى بر سكنج
است (نورصادقى، همانجا؛ XII/٦٢٠-٦٢١ .(EWA, طرح و نقش درونى اين گنبدها نشان
دهندة علاقة عمومى هنرمندان مسلمان به نمود آرايشىِ آثاري است كه خلق
كردهاند. اين گنبد از بيرون با نقوش و رنگهاي روشن كاشى معرق زينت يافته
است و به نظر مىرسد كه مربوط به دوران شاهعباس و شاهصفى باشد (نورصادقى،
همانجا؛ هنرفر، گنجينه، ٥٢٤، ٥٣٧؛ تحقيقات).
در موازات ضلع شمالى گنبدخانة حرم، دهليزي با پوشش قوسى وجود دارد كه بر
ديوارهاي گچى آن شمايل حضرت على و حسنين(ع)، و ابوالفضل العباس مشاهده
مىشود. ازارهها از كاشى است و ستارههاي كوچك ٨ پر آن ٧ رنگ است. در
انتهاي شرقى آن دري منبت به سمت مقبرة شعيا وجود دارد كه نامهاي امامان
بر آن حك شده، و گمان مىرود كه در دورة آل مظفر (حك ٧١٨- ٧٩٥ق) ساخته شده
است (جابري، ١٨٩؛ مجدزاده، ٧٩، ٨٠؛ تحقيقات).
درِ انتهاي شمالى راهرو به يك هشتى با آذينهاي معقلى آجر و كاشى باز
مىشود. طاق آن بلند است و قبهاي دارد كه از داخل زينتهاي گچى آن منقوش
به گل و بوته است. در غربى هشتى به اتاقى سكودار پيوسته است كه معبري
است براي ورود به فضايى ساده با ديوارههاي گچى داراي سكنج. در اين اتاق
تصاويريكوچك از حضرتعلى(ع) و چند درويش به چشم مىخورد. درِ شمالى هشتى
به دالان ورودي امامزاده مىپيوندد كه طاق كاربندي دارد و به نقشهايى
چون گل و مرغ آراسته شده است، و البته مانند ديگر قسمتهاي بنا، بخشهايى از
تزيينات آن ريخته، و از بين رفته است. پشت ديوار غربى دالان، مقبرة موسوم
به درويشان قرار دارد كه شباك چوبى حايل و گره چينى، آن را از دالان جدا
كرده است (نك: هولتسر، همانجا؛ گدار، ١٣٩ ؛ نورصادقى، ١٥١؛ تحقيقات). ايوان
كاشى كاري امامزاده واسطة ميان اين دالان با صحن است. دري مرصع داشته
كه زمانى اجزاء آن به سرقت رفته است و در نتيجه بعداً باقىماندة آن را
هم برداشتهاند (نك: طهرانى، ١٣١؛ نور صادقى، همانجا؛ نيكزاد، ١٢٣).
مجموعه داراي صحنى وسيع است كه در عين حال گذرگاهى است براي اهالى
محل. حجرههاي طلاب در قسمت شمالى آن است. از جمله اجزاء قابل ملاحظة صحن
دو سنگاب است. در اطراف صفههايى وجود دارد كه پشت بغلهاي آنها از كاشيهاي
٧ رنگ با زمينههاي آبى، زرد و سبز پوشيده شده است. ورودي چارسوق در گوشة
جنوب غربى صحن است. اين چار سوق گنبدي بزرگ و آجري با رسمى بندي دارد
(نك: نورصادقى، ١٥٠؛ هنرفر، همان، ٥٢١، ٥٣٨؛ تحقيقات).
مقبره و مسجد شعيا: وجه تسمية مسجد كهن شعيا انتساب آن به يكى از انبياي
بنى اسرائيل است، اما از مدفن او در اصفهان، در منابع قديم مسلمانان يادي
نشده است. در عين حال يهودي نشين بودن اصفهان در گذشته شيوع فرهنگ
يهودي را در آنجا امري طبيعى مىنمايد. مسجد موسوم به شعيا به موجب كتيبة
مورخ ١١١٢ق اولين مسجدي بوده است كه در اصفهان ساخته شده، و آن را
«ابوالعباس مفتى» (؟) در زمان حضرت على(ع) بر پا داشته است (نك: طهرانى،
١٣١-١٣٢؛ گدار، ١٣٢ ؛ مجدزاده، ٧٧- ٧٨)؛ اما صاحب مجمل التواريخ و القصص در
٥٢٠ق/١١٢٦م راجع به اولين مسجد اصفهان مىنويسد: «جامع [محله] خوشينيان
نخستين مسجد بود كه به اصفهان كردند در اسلام و بناء آن ابوخناس مولاي عمر
بن خطاب كرد در خلافت على بن ابى طالب (ع)» (ص ٥٢٤؛ نيز هنرفر، همان،
٥٢١).
يك درگاه از حرم امامزاده راه به مقبرة شعيا دارد. اين مقبره به اندازة
امامزاده مزين نيست، ولى طاق آن قطاربندي است و ضريح چوبى گره چينى
دارد. قبر گچى شعيا داراي ٦ وجه است و تقريباً ٦/١ متر ارتفاع دارد. دهانهاي
بزرگ فضاي مقبره و مسجد را پيوند مىدهد. در همسايگى شمالى اين فضا ساختمان
لاحق مسجد واقع شده است كه مركب از يك ايوان و شبستانى است كه در امتداد
حياط جاي گرفته، و انتهاي جنوبى طول آن پهلوي ايوان است (نك: گدار، ١٣٢
-١٣١ ؛ نيز تحقيقات). ايوان كم عمق مسجد داراي دهانهاي به بلندي حدود ٨/٧
متر است و پايههايى كوتاه و تقريباً مساوي با ثلث ارتفاع خود قوس دارد. در
ايوان محرابى از كاشى و آجر كه جزئى از آن نيز مرمري است، وجود دارد و
داراي كتيبههايى از دورة صفوي است. اكنون قسمت زيرين مناره در شبستان
مسجد، و مابقى بر بام آن قرار دارد. اين منارة ستبر احتمالاً از سدة ٦ق/١٢م
است و سرمناره كه باريك و كاشى كاري است، از اضافات بعدي است (نك:
اسميث، ٣٣١ ؛ گدار، ١٤١-١٤٢ ,١٣٤ ؛ نيز تحقيقات).
اجزاء مختلف بناي امامزاده اسماعيل را در دورة معاصر مرمت كردهاند، و در
زمرة ابنية تاريخى ايران ثبت شده است (نك: جابري، اسميث، نيكزاد، همانجاها؛
گدار، ١٣١ ؛ هنرفر، «گزارش...»، ٥٨).
مآخذ: اسكندربيك منشى، عالمآراي عباسى، تهران، ١٣٥٠ش؛ جابري انصاري، حسن،
تاريخ اصفهان و ري، اصفهان، ١٣٢١ش؛ سديد السلطنه، محمدعلى، سفرنامه، به
كوشش احمد اقتداري، تهران، ١٣٦٢ش؛ طهرانى، جلالالدين، «اصفهان»، گاهنامه،
طهران، ١٣١٢ش؛ مجدزادة صهبا، جواد، «درِ تاريخى امامزاده اسماعيل اصفهان»،
يادگار، تهران، ١٣٢٣ش، س ١، شم ٤؛ مجمل التواريخ و القصص، به كوشش محمدتقى
بهار، تهران، ١٣١٨ش؛ نورصادقى، حسين، اصفهان، تهران، ١٣١٦ش؛ نيكزاد
اميرحسينى، كريم، تاريخچة ابنية تاريخى اصفهان، اصفهان، ١٣٣٥ش؛ هنرفر،
لطفالله، «گزارش نمايندة باستانشناسى اصفهان»، آموزش و پرورش، تهران،
١٣٣٦ش، س ٢٨، شم ١؛ همو، گنجينة آثار تاريخى اصفهان، اصفهان، ١٣٤٤ش؛ تحقيقات
ميدانى مؤلف؛ نيز:
EWA ; Godard , A . , X I s fah ? n n , Ath ? r- E ) r ? n , Paris , ١٩٣٧ , vol .
II(١) ; H N ltzer, E., Persien vor ١١٣ Jahren, ed. M. Assemi, Tehran, ١٩٧٧;
Smith, M. B., X The Man ? rs of I s fah ? n n , Ath ? r- E ) r ? n, Paris, ١٩٣٦,
vol. I(٢).
يدالله غلامى