دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٥٥
| اسماء جلد: ٨ شماره مقاله:٣٤٥٥ |
اَسْماء د ٣ق/٩٢م، دختر ابوبكر بن ابى قحافه از صحابة پيامبرص، از نخستين
گروندگان به اسلام و نيز راوي، مشهور به ذاتالنطاقين. در ٧ پيش از هجرت در
مكه زاده شد ابن عساكر، ٠؛ ابن اثير، على، /٩٢؛ نووي، /٢٩. وي در كودكى در
مكه به دعوت پدر خويش ابوبكر اسلام آورد و هجدهمين نفر از مسلمانان بود
ابنسعد، /٤٩؛ ابنعبدالبر، /٧٨٣؛ ابنعساكر، نيز ابناثير، على، همانجاها. با
زبيربن عوّام ازدواج كرد و از او صاحب فرزند شد. عبدالله و مصعب بن زبير از
مشهورترين فرزندان اويند كلبى، ٢٧؛ ابن سعد، /٥٠؛ زبيري، ٧٦؛ ابن عساكر، ،
جم.
اسماء از مسلمانانى بود كه از مكه به مدينه هجرت كرد ابن عبدالبر، /٧٨٢-٧٨٣
و در جنگ يرموك نيز همراه زبير بود ابن سعد، /٥٣؛ ابن عساكر، ، اما پس از
چندي از زبير جدا شد و همراه پسر خود عبدالله تا قتل او، در مكه اقامت كرد
نك: ابن سعد، همانجا؛ ابن قتيبه، ٧٣؛ ابن عساكر، ، نيز ٦- ٨. دربارة شهرت او
به ذات النطاقين گفتهاند كه چون پيامبرص و ابوبكر قصد هجرت كردند، اسماء
پيش بند خويش دو پاره كرد و زاد و توشة آنان را با آن بست و پيامبر او را دعا
فرمود بخاري، ٥٦- ٥٨؛ ابن عبدالبر، /٧٨٢؛ ابن منجويه، /١٧؛ ابونعيم، /٥؛ اما
مردم شام كه به جنگ عبدالله بن زبير آمده بودند، او را به طعن «ابن ذات
النطاقين» مىخواندند و اين لقب را بر مادر و پسر وي زشت مىشمردند. حجاج نيز
عبدالله را بدين لقب طعن مىزد كه مورد اعتراض اسماء واقع شد. عبدالله خود
با خواندن شعري از ابوذؤيب هذلى به اين لقب افتخار كرد اين عبدربه، /١٧؛
ابن عساكر، ٢؛ ابن اثير، مبارك، /٤٥-٤٦.
گفتهاند كه آية شريفة «لا يَنْهيكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ
يُقاتِلوُكُمْ فِى الدّينِ...» ممتحنه، ٠/ وقتى نازل شد كه قتيله بنت
عبدالعزي مادر اسماء با هدايايى نزد او رفت، اما اسماء به سبب نامسلما نى
مادر از پذيرفتن هدايا و اجازة ورود به خانه خودداري كرد و در اين باب از
پيامبر ص سؤال كرد و پيامبر اجازه داد ابن سعد، /٥٢؛ ابن عساكر، ، ٧؛ قس:
احمد بن حنبل، /٤٧.
از اسماء كه ابن حبان وي را در زمرة ثقات برشمرده /٣، نزديك به ٠ حديث
دربارة نماز، حج، زكات و مسائل اسلامى روايت شده است نك: شوكانى، ٣١؛
كحاله، /٩؛ ونسينك، /١-٢. كسانى چون عبادبن عبدالله بن زبير، عروة بن زبير،
ابن ابى مليكه، عبدالله بن عباس و فاطمه بنت منذر از او روايت كردهاند
احمد بن حنبل، /٤٤-٥٤؛ ابن منجويه، /١٨؛ ابن عساكر، ، ٠.
اسماء شعر نيز مىسرود، اما تنها بيت از او باقى مانده كه در اصالت بيت از
آنها ترديد است كحاله، همانجا؛ نيز نك: فواز، ٤. همچنين وي به تعبير رؤيا نيز
آشنا بود و سعيد بن مسيب، يكى از معتبرترين معبّران، اين فن را از اسماء فرا
گرفته بود ابن عساكر، ١؛ ذهبى، /٣٥.
وي بسيار زيست و پس از قتل پسرش عبدالله ناتوان و نابينا گشت ابن سعد،
همانجا؛ ابن عبدربه، /١٥. در زمان مرگ وي اختلاف است، ولى مسلم است كه
چند روزي پس از قتل پسرش درگذشت ابن سعد، /٥٥؛ ابن قتبيه، ٧٣؛ بسوي، /٢٤؛
ابن عساكر، ، جم.
مآخذ: ابن اثير، على، اسدالغابة، بيروت، ٣٧٧ق؛ ابن اثير، مبارك، جامع
الاصول، به كوشش عبدالقادر ارنؤوط، بيروت، ٣٩٢ق/٩٧٣م؛ ابن حبان، محمد،
الثقات، حيدرآباد دكن، ٣٩٨ق/٩٧٨م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الكبري، بيروت،
دارصادر؛ ابن عبدالبر، يوسف، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، به كوشش على محمد
بجاوي، قاهره، ٣٨٠ق/٩٦٠م؛ ابن عبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش احمد
امين و ديگران، بيروت، ٤٠٢ق؛ ابن عساكر، على، تاريخ مدينة دمشق، به كوشش
سكينه شهابى، دمشق، ٤٠٢ق/٩٨١م؛ ابن قتيبه، عبدالله، المعارف، به كوشش
ثروت عكاشه، قاهره، ٣٨٨ق/٩٦٩م؛ ابن منجويه، احمد، رجال صحيح مسلم، به
كوشش عبدالله ليثى، بيروت، ٤٠٧ق/٩٨٧م؛ ابونعيم اصفهانى، احمد، حلية
الاولياء، قاهره، ٣٥٥ق/٩٣٣م؛ احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ٣١٣ق؛ بخاري،
محمد، صحيح، استانبول، المكتبة الاسلاميه؛ بسوي، يعقوب، المعرفة و التاريخ،
به كوشش اكرم ضياء عمري، ٣٩٤ق/٩٧٤م؛ ذهبى، محمد، تاريخ الاسلام، قاهره،
٣٦٨م؛ زبيري، مصعب، نسب قريش، به كوشش لوي پرووانسال، قاهره، ٩٥٣م؛
شوكانى، محمد، درّ السحابة فى مناقب القرابة و الصحابة، به كوشش حسين بن
عبدالله عمري، دمشق، ٤٠٤ق/٩٨٤م؛ فواز عاملى، زينب، الدر المنثور فى طبقات
ربات الخدور، بيروت، دارالمعرفه؛ قرآن كريم؛ كحاله، عمررضا، اعلام النساء،
بيروت، ٤٠٤ق/٩٨٤م؛ كلبى، هشام، جمهرة النسب، به كوشش ناجى حسن، بيروت،
٤٠٧ق/٩٨٦م؛ نووي، محيىالدين، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة
المنيريه؛ ونسينك، آرنت يان، المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوي،
استانبول، ٩٨٨م. رضوان مساح ز //٥ ز ن - ٧//٥ ز ن - ٢//٥