دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤١٤
| اسك جلد: ٨ شماره مقاله:٣٤١٤ |
اِسِك، شهري در سرزمين تاريخى اسلاونيا در شرق جمهوري كرواسى. نام
اين شهر در زبان صربو - كروات به صورت اُسىيِك١، در زبان مجاري اسك٢، در
آلمانى اِسِگ و در تركى اوسك٣ آمده است ( EI؛ لطفى پاشا، ٤١٤؛ پچوي، ١/١٥٢؛
صولاق زاده، ٤٥٣؛ اوليا چلبى، ٦/١٧٨؛ راسم، ١/٢١٧؛ اوزون چارشيلى، II/ ,
.(٤٨٠-٤٨١ اين نام را به صورت اِصِك (بستانى، ٣/٧٤٦) نيز نوشتهاند. در زبان
روسى صورت صربو - كروات اين نام پذيرفته شده است («فرهنگ...٤»، .(٩٤٢ اين
شهر كه در كنار رود دراوا از شاخههاي دانوب واقع شده است، تا ١٩١٩م تابع
مجارستان بود و از آن پس به جمهوري يوگسلاوي پيوست ( ٢ EI) و پس از تأسيس
جمهوري فدراتيو كرواسى، تابع آن شد («فرهنگ»، همانجا).
جمعيت اسك در ١٩٥٣م، ٣٠٠ ،٥٧نفر XXXI/٢٨١) , ٢ BSE)، در ١٩٦٤م، ٨٠ هزار (
بروكهاوس، ذيل اسگ٥)، در ١٩٧٣م، ٩٦ هزار XVIII/٥٥٧) , ٣ BSE) و در ١٩٨١م، ١٠٤
هزار نفر بوده است («فرهنگ»، همانجا).
از اين شهر نخستين بار در جريان جنگ دولت عثمانى با مجارها ياد شده است ( ٢
EI). در مآخذ عهد عثمانى علاوه بر شهر (نك: اوليا چلبى، همانجا)، از قلعة اوسك
نيز در سدة ١٠ق/١٦م ياد شده است (پچوي، صولاقزاده، همانجاها؛ اولياچلبى،
٦/١٨٠). در عهد فرمانروايى سلطان سليمان قانونى (٩٢٦-٩٧٤ق/١٥٢٠-١٥٦٦م)،
ابراهيم پاشا وزير اعظم و بيگلربيگ روم ايلى در ٩٣٢ق/١٥٢٦م حملة وسيعى را
به مجارستان آغاز كرد. سپاهيان عثمانى نخست به سيرميوم٦ كه مجارها آن را
سرمسگ٧ مىناميدند، حمله بردند. پائول توموري فرمانده سپاه مجارستان كوشيد
تا لشكريان عثمانى را كنار رود دراوا متوقف كند، ولى تركان پس از تصرف قلعة
ايلوق در شوال ٩٣٢/ژوئية ١٥٢٦م شهر و قلعة اسك را به سهولت تصرف كردند.
ابراهيم پاشا پلى بر رود دراوا احداث كرد كه سلطان سليمان در ذيقعدة همان
سال از آن گذشت. لشكريان عثمانى با گذر از پل تا مُهاچ٨ پيش رفتند. مجارها
گرچه پس از تصرف قلعة اسك در صدد مقابله برآمدند، ولى طرفى نبستند (اوزون
چارشيلى، ؛ II/٣٢٣ صولاقزاده، همانجا؛ ٢ EI؛ هامر پورگشتال، ٢/٩٨٩).
گذرگاه نزديك اسك كه در بخش بالاي رود دراوا قرار داشت، تا يك قرن و نيم
از پايگاههاي عمدة سپاه عثمانى براي حمله به مجارستان بود. حملات بعدي
تركان به مجارستان در سالهاي ١٥٢٩م، ١٥٣٢م، ١٥٤١م و ١٥٤٣م روي داد ( ٢
EI). در ٩٧٤ق/١٥٦٦م در جريان لشكركشى به سيگتوار٩ نيز پلى دائم بر روي رود
دراوا احداث شد (همانجا). قلعة اسك ميان سپاهيان عثمانى از يك سو و اتريش -
مجارستان از سوي ديگر گاه دست به دست مىشد. در شعبان ١٠٩٥/ ژوئية ١٦٨٤
بكري مصطفى پاشا كه از برابر نيروهاي اتريش گريخته بود، شهرها و قصبههاي
موجود ميان دو رود تونا و دراوا را بدون دفاع بهدشمن باز گذاشت و خود را
بهحوالىاسك رسانيد(اوزونچارشيلى، .(III(١)/٤٦١ وي در رمضان همان سال اسك
را نيز رها كرد (همو، .(III(١)/٤٦٢ نيروهاي اتريش در ذيقعدة ١٠٩٨ با استفاده از
شورش در سپاه عثمانى تا حومة اسك پيش تاختند (همو، .(III(١)/٤٧٢,٤٧٣ در اوايل
سال ١٠٩٩ق/١٦٨٧م اسك به تصرف نيروهاي اتريش - مجارستان درآمد و از تابعيت
دولت عثمانى منتزع شد ( ٢ EI؛ اوزون چارشيلى، .(III(١)/٥٠٩ در ١١٠٢ق/١٦٩٠م
سپاه تاتار از رود ساوا گذشت و تا حوالى اسك پيش آمد. سپس توپال حسين پاشا
بيگلربيگ بوسنى قلعة اسك را محاصره كرد و آسيب فراوان بدان وارد آورد، ولى
به تصرف آن توفيق نيافت (همو، .(III(١)/٥٢٨
به نوشتة پچوي در ٩٣٦ق/١٥٣٠م قلعة اسك در جريان جنگ با خاك يكسان شد، ولى
به هنگام سفر سلطان سليمان قانونى بار ديگر آباد گرديد و كاخى براي سلطان
عثمانى ساخته شد (١/١٥٢-١٥٣).
اوليا چلبى (٦/١٧٨) بناي شهر اسك را كه با عنوان قصبه از آن ياد كرده است،
منتسب به ماتياش (ماتياس) پادشاه مجارستان دانسته است. محتمل است كه
منظور وي ماتياش هونيادي١٠ پادشاه مجارستان (١٤٥٨-١٤٩٠م) بوده باشد كه در
راه وحدت كشورش كوشيد و با امپراتوري عثمانى به مبارزه برخاست (نيز نك:
XV/٥١٥ , ٣ BSE).
اوليا چلبى ضمن شرح قلعة اسك، مكان آن را زمينى پهناور و مسطح ذكر كرده
است و دژ آن را شامل دو بخش: قلعة داخلى و قلعة ميانى نوشته است. بيرون
قلعة ميانى كه برخى آن را قلعة خارجى ترجمه كردهاند، شهري به نام واروش
وجود داشت (٦/١٨٠؛ ٢ EI). وي اين شهر را داراي ٤٠٠ خانة چوبى و پاكيزه نوشته
كه در بناي آن سنگ به كار نرفته است (٦/١٨٢-١٨٣). همو مىنويسد كه سلطان
سليمان كليساي قديم شهر اسك را به مسجد بدل كرد و اين مسجد به نام او
ناميده شد. وي ضمن اشاره به ديگر مساجد، از مسجد قاسم پاشا نام برده، و
تاريخ بناي آن را ٩٦٦ق/١٥٥٩م نوشته است؛ همچنين به مسجد مصطفى پاشا
اشاره نموده، آن را مسجدي روشن در محل پر ازدحام چهارسو تصوير كرده است
(٦/١٨٣). در كويهاي شهر جمعاً ٤٠ مسجد و ٤ دارالتدريس وجود داشته كه يكى از
آنها مدرسة مصطفى پاشا بوده است. وي شمار دكانهاي شهر را ٢٠٠ باب نوشته كه
انواع كالاهاي هندي، ايرانى و عرب را به خريداران عرضه مىكردند (٦/١٨٤).
پلى كه پيشتر از آن ياد شد، به فرمان سليمان قانونى بر روي زورقها احداث
شده بود. در دو سوي پل پناهگاههايى ويژة افراد سپاه عثمانى وجود داشت. اين
پناهگاهها، ويژة پيادگان سپاه عثمانى بود (هامر پورگشتال، ٢/٩٨٩؛ ٢ EI).
مأمورانى در اين پناهگاهها مىنشستند و از بازرگانانى كه آمد و شد مىكردند،
باج مىگرفتند. شب هنگام پل با زنجير بسته مىشد (اوليا چلبى، ٦/١٨٧- ١٨٨).
در منابع غربى از پل اسك بهعنوانهنري چشمگيردرصنعت پلسازييادشدهاست (
.(EIاوليا چلبى مىنويسد كه دو ارابه مىتوانستند در كنار يكديگر از پل بگذرند
(٦/١٨٨). طول پل را ١٠٠ ،٣قدم نوشتهاند كه يك اسب سوار ظرف يك ساعت و
نيم مىتوانسته است از آن بگذرد (هامر پورگشتال، ٤/٢٦٨٨ ؛ ٢ EI). در دو سوي
رود سنگرهاي نظامى به منظور محافظت از پل ساخته شده بود. اين پل در ١٦٦٤م
از سوي مجارها به آتش كشيده شد، ولى تركان آن را از نوساختند. بار ديگر
ژنرال لِسلى در ١٦٨٥م بخشى از پل را كه در سمت باتلاقها بود و نيز قسمتى از
شهر اسك را به آتش كشيد و آن را از سپاهيان عثمانى باز پس گرفت ( ٢ EI؛
هامر پورگشتال، همانجا). در ١٦٨٧م اسك بار ديگر به تصرف تركان درآمد، ولى
ديري نپاييد ( ٢ .(EI
به نوشتة اوليا چلبى زبان مردم اسك مجاري بوده است (٦/١٧٨؛ ٢ EI). همو
مىافزايد كه در شهر كاروانسرايى وجود نداشت، ولى درِ خانههاي اكابر و اعيان
شهر گشاده بود و مسافران را به ميهمانى مىپذيرفتند. وي همچنين از نهرهاي
آب زلال ياد كرده، و اسك را شهري بس آباد نوشته است (٦/١٨٠، ١٨٤).
شهر اسك مركز تقاطع راههاي آهن، شوسه و آبى رودخانهاي است. اين شهر يكى
از مراكز اقتصادي و فرهنگى اسلاونيا، و داراي صنايع تهية مواد خوراكى، چرم
سازي، پارچهبافى، مصالح ساختمانى، توليد دستگاههاي بافندگى و كشاورزي،
صنايع شيميايى، چوب بري، مبل سازي، كبريت سازي، كاغذ سازي، تهية
پارچههاي كتانى، صنايع الكترونيكو جز XVIII/٥٥٧)–¨‘ْ÷چ , ٣ BSEXXXI/٢٨١; , ٢
.(BSE
مآخذ: اوليا چلبى، سياحت نامه، استانبول، ١٣١٨ق؛ بستانى، پطرس، دائرة
المعارف، بيروت، ١٢٩٥ق/١٨٧٨م؛ پچوي، ابراهيم، تاريخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
راسم، احمد، عثمانلى تاريخى، استانبول، ١٣٢٦- ١٣٢٨ق؛ صولاقزاده، محمد،
تاريخ، استانبول، ١٢٩٧ق؛ لطفى پاشا، تواريخ آل عثمان، استانبول، ١٣٤١ق؛
هامر پورگشتال، ي.، تاريخ امپراتوري عثمانى، ترجمة ميرزا زكى علىآبادي،
تهران، ١٣٦٧- ١٣٦٨ش؛ نيز:
Brockhaus; BSE ٢ ; BSE ٣ ; EI ٢ ; Sovetski o entsiklopedicheski o slovar,
Moscow, ١٩٨٧; Uzun ٥ ars o l o , I. H., Osmanl o tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
عنايتالله رضا