دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٨٩
| اسعد افندي، محمد جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٨٩ |
اَسْعَدْ اَفَنْدي، محمد (٩٧٨-١٠٣٤ق/١٥٧٠- ١٦٢٥م)، شيخ - الاسلام،
عالم و شاعر دوران عثمانى. وي فرزند خواجه سعدالدين مورخ مشهور عثمانى (د
١٠٠٨ق/١٥٩٩م) است و از اينرو، به خواجه زاده نيز شهرت دارد (ثريا، ٣٣٠؛
«دائرة المعارف زبان...١»، .(III/٨٤ در استانبول زاده شد و نخست نزد پدر به
فراگيري مقدمات علوم و عرفان پرداخت و پس از آن از محضر ملا توفيق گيلانى
كسب دانش كرد و نزد تاج زاده محمد افندي (د ٩٩٦ق/١٥٨٨م) خط ثلث و نسخ را
فرا گرفت و خوشنويس چيره دستى شد (اوزون چارشيلى، «تاريخ...٢»، ؛ III(٢)/٤٦١
«دائرة المعارف زبان»، ؛ III/٨٤-٨٥ عطايى، ٦٩٠).
اسعدافندي در ٢٣سالگى(١٠٠١ق/١٥٩٣م) به مدرسىدارالحديث سليمانيه كه
بالاترين رتبة تدريس بود، دست يافت (همو، نيز اوزون چارشيلى، همانجاها) و در
١٠٠٤ق/١٥٩٦م در ساية نفوذ و اعتبار پدرش قاضى ادرنه شد و پس از آن نيز با
حمايت وي به سرعت ترقى كرد و از طرف سلطان محمد سوم براي تصدي قضاي
استانبول تعيين شد (عطايى، همانجا؛ IA ؛ هامر پورگشتال، ٣/١٦٢٤)، اما سلطان،
به سبب مخالفت مادرش، قاضى استانبول عبدالحليم افندي را بركنار نكرد، در
نتيجه اسعد افندي در شوال ١٠٠٨ از اين سمت عزل شد (اوزون چارشيلى،
«تشكيلات...٣»، ١٥٧ ؛ ثريا، همانجا). پس از آن در ١٠١٠ق اندك زمانى قاضى
عسكر آناتولى شد واز ١٠١٢ تا ١٠١٧ق صدارت روم ايلى را عهدهدار بود و پس از
بركناري، گوشة عزلت گزيد و در ١٠٢٣ق به سفر حج رفت (عطايى، ثريا، همانجاها).
در بازگشت، پس از درگذشت برادرش «شيخالاسلام» محمدافندي (١٠٢٤ق/١٦١٥م)،
مقام مشيخت به وي واگذار شد (اوزون چارشيلى،«تاريخ»، همانجا).
نخستين دورة شيخالاسلامى اسعد افندي از ١٠٢٤ تا ١٠٣١ق يكى از دورانهاي پر
آشوب امپراتوري عثمانى بود، زيرا در همين سالها سلطنت ٤ بار دست به دست شد،
ولى اسعد افندي در نتيجة تدبير، درايت و دانش توانست مقام خود را حفظ كند
(«دائرة المعارف زبان»، ؛ III/٨٤ ٢ EI). به نظر مىرسد كه وي پس از مرگ
سلطان احمد اول (١٠٢٦ق/ ١٦١٧م) در به تخت نشستن و بركناري سلطان مصطفى
اول و نيز به سلطنت رساندن عثمان ثانى (گِنج عثمان يا عثمان جوان) در
١٠٢٧ق/١٦١٨م از نفوذ خود بهره برده است («دائرة المعارف ترك٤»، .(XV/٣٨٩ از
اينرو، عثمان ثانى پس از رسيدن به سلطنت از قدرت و نفوذ اسعد افندي كاست
و تنها امتياز فتوا را به او واگذاشت )، IA) اما هنگامى كه سلطان فتواي قتل
برادر خود محمد را از وي خواست، اسعد افندي خودداري كرد (هامر پورگشتال،
٣/١٧٩٩)؛ در نتيجه روابط او با عثمان دوم تيره شد و هنگامى كه ازدواج دخترش
عقيله را نيز با سلطان تأييد نكرد، اين روابط تيرهتر شد («دائرة المعارف
زبان»، ؛ III/٨٤-٨٥ «دائرة المعارف ترك»، همانجا).
پس از كشته شدن عثمان ثانى در ١٠٣١ق/١٦٢٢م، اسعد افندي از كار كناره
گرفت، اما سلطان مراد چهارم (د ١٠٥٠ق/١٦٤٠م) در ١٠٣٢ق وي را دوباره
شيخالاسلام حكومت عثمانى كرد.در همين مقام بود كه چندي بعد در استانبول
درگذشت. جنازة او را در گورستان ايوب كنار مرقد پدرش به خاك سپردند (اوزون
چارشيلى، «تاريخ»، ؛ III(٢)/٤٦١ ثريا، ٣٣٠). در منابع از انتصاب وي به عزيز
محمود هدايى (د ١٦٢٨م) و نيز پيوستن او به طريقت جلوتيه ياد شده است
(اوزون چارشيلى، همانجا؛ ميدان لاروس، .(IV/٣٥٤
آثار: از آثار بر جاي مانده از اسعد افندي ترجمه و شرح گلستان سعدي با
عنوان گل خندان را كه در ١٢٩٢ق/١٨٧٥م در استانبول به چاپ رسيده است،
مىتوان نام برد. او همچنين ديوانى به ٣ زبان تركى، فارسى و عربى دارد
(ثريا، همانجا؛ بستانى، ١٣/٤٤). وي تخلص «اسعد» را در اشعار خود به كار
مىبرده است ( ميدان لاروس، .(III/٣٥٤ اشعار فارسى ديوانى كه اكنون به
نام اوست، نيكوتر از اشعار تركى وي است، اما از آنجا كه سرودههاي وي با
اشعار اسعد سالونيكى خلط شده است («دائرة المعارف زبان»، همانجا)، برخى از
اشعار موجود در ديوان او احتمالاً از آنِ وي نيست و از اينرو، نمىتوان
دربارة قوت و ضعف شعر وي داوري كرد. در فهرست كتابخانة آصفيه از دست
نوشتهاي با عنوان كليات شيخ الاسلام اسعد افندي به زبان تركى ياد شده
كه در ١١٦٢ق فراهم آمده است (آصفيه، ١/٥٩٤)، ولى احتمال دارد كه اين
كليات نوشتة اسعد افندي ديگري باشد.
وي قصيدة بردة بوصيري را نيز تخميس كرده كه نسخهاي از آن به شمارة ٥٩٧ در
دارالكتب قاهره موجود است (نك: فهرس ...، ١/١٥٢).
مآخذ: آصفيه، خطى؛ بستانى؛ ثريا، محمد، سجل عثمانى ( تذكرةمشاهير عثمانيه )،
استانبول، ١٣٠٨ق؛ عطايى، عطاءالله، حدائق الحقائق فى تكملة الشقائق، به
كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛ فهرس المخطوطات التركية العثمانية،
قاهره، ١٩٨٧م؛ هامر پورگشتال، يوزف، تاريخ امپراطوري عثمانى، ترجمة ميرزا
زكى علىآبادي، تهران، ١٣٦٧ش؛ نيز:
EI ٢ ; IA; Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧; T O rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨;
T O rk dili ve edebiyat o ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٧; Uzun ٥ ars o l o I.H.,
Osmanl o devletinin saray teskil @ t o , Ankara, ١٩٨٤; id, Osmanl o tarihi,
Ankara, ١٩٨٢.
جلال خسروشاهى