دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٦٠
| اسدالله شيرازي جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٦٠ |
اَسَدُاللّهِ شيرازي (د ١٢٦٩ق/١٨٥٣م)، خوشنويس نامدار قلم نستعليق.
او از هنرمندان بر كشيدة محمد شاه قاجار (سل ١٢٥٠- ١٢٦٤ق) بود و در دربار او
سمت «كاتب سركاري» و لقب «كاتب السلطانى» داشت. گرد آمدن نزديك به تمامى
آثار او در كتابخانة كاخ گلستان تهران (سلطنتى پيشين) به همين سبب است
(بيانى، احوال و آثار...، ١/٦٠ -٦٢). ميرزا اسدالله در شمار آن گروه از
خوشنويسان سدة ١٣ق است كه در كتابت به «نقل» (تقليد) از ميرعماد سيفىحسنى
قزوينى، خوشنويس نامدار سدههاي ١٠و١١ق ايران پرداختهاند. هر چند اسدالله در
كار «نقل» از مير موفق بوده، و آثاري زيبا پديد آورده است، اما كتابتش به
استواري خط استادان همعصرش چون عباس نوري، فتحعلى حجاب و محمدحسين
شيرازي نيست (همانجا). او شهرت بسيار خود را مديون شيوة «رنگهنويسى» است.
گونهگونى رنگهايى كه او در كتابت به كار برده است، در آثار خوشنويس ديگري
نمىيابيم. اسدالله قطعات و گاهى سياه مشقهايش را با آب زر و سيم، سفيداب
و ديگر رنگها نوشته است (همانجا؛ يادداشت مؤلف).
از زندگانى اسدالله با همة ناموري او آگاهى چندانى نداريم. ميرزاي سنگلاخ
منشهاي پسنديده و نيز چيره دستى بىمانند او را به ويژه در كتابت نستعليق ٦
دانگ ستوده، و وي را در شمار شاگردان خود آورده است. او نخستين كسى است
كه نسبت شاعري به اسدالله داده، و اشعاري از سرودههاي وي را در وصف
خويش نقل كرده است (١(٢)/٣٨٢، ٣٨٥-٣٨٦). نسبت استادي ميرزاي سنگلاخ بر
اسدالله چون بسياري ديگر از گزارشهاي او گزافه است؛ زيرا وي بهتر از ميرزا
اسدالله نمىنوشت (بيانى، همان، ١/٦٠). نسبت شاعري او نيز نه تنها درست
نيست، بلكه سبب لغزش برخى نويسندگان پس از او شده است. بيانى مىنويسد
كه در پايان يكى از مرقعهاي اسدالله، ابيات زير را كه «ظاهراً» سرودة خود
اوست، ديده است:
شكرلله به دولت و اقبال }{ حضرت شاه دين پناه رسيد
خلق را از ورود موكب او }{ سر رفعت به مهر و ماه رسيد خواستم كز طريقة
دلخواه }{ آورم تحفهاي به حضرت شاه در ضمير آنچه نقش مىبستم }{ بهتر از
خط نيامد از دستم
وي رقم و تاريخ كتابت اين اثر را چنين مىنويسد: «بندة درگاه اسدالله
شيرازي، در دارالسلطنة اصفهان نوشته شد، فى شهر رمضان المبارك ١٢٦٤». بيانى
به استناد اين اثر بر آن است كه اسدالله پس از بيماري محمدشاه به اصفهان
سفر كرده، و هنگام بر تخت نشستن ناصرالدين شاه، جانشين او، همچنان در
اصفهان به سر مىبرده، و قطعاتى از آثارش را به عنوان پيشكش به دربار
فرستاده است (همان، ١/٦٠ -٦١)؛ اما شواهد موجود با برداشت بيانى هماهنگ
نيست. برخى از اين شواهد اينهاست:
١. در آغاز مرقع شمارة ١٤٩٤ كتابخانة ياد شده، دو قطعه خط بدون تاريخ كتابت
وجود دارد كه بايد همان اثر مورد نظر بيانى باشد. اين دو اثر هر يك شامل دو
بيت از اشعار ياد شده به ترتيب به قلمهاي نستعليق دو دانگ و ٤ دانگ به
آب زر بر زمينة مشكى است و مىتواند دو قطعة بدون ارتباط با هم باشد كه به
هنگام تنظيم مرقع در پى هم صحافى شده است.
٢. تاريخى كه بيانى از آن ياد كرده، و آن را زمان سرودن اشعار و كتابت اثر
دانسته، برگرفته از پنجمين قطعة مرقعى است كه از آن ياد شد. اين قطعه را -
كه غزل مشهور حافظ با مطلع «بيا كه قصر امل سخت سست بنياد است» را در بر
دارد - اسدالله از خط مير «نقل» كرده است. از اين رو، جملة «در دارالسلطنة
اصفهان نوشته شد»، «نقل» از قطعة اصلى و تاريخ رمضان ١٢٦٤، زمان «نقل»
همين قطعه است و نبايد تاريخ كتابت دو رقعة نخست هم به شمار آيد.
٣. از همه مهمتر آنكه محمد شاه در شب ٦ شوال ١٢٦٤ در تهران درگذشته است.
در اين حال، چگونه ممكن است كه اسدالله يك ماه پيش از مرگ وي شعري شكر
آميز در وصف ورود ناصرالدين شاه سروده، و از آن قطعه خط ساخته، و نزد او به
پيشكش فرستاده باشد؟ بنابراين ماجراي سفر اسدالله به اصفهان، سرودن شعر و
پيشكش فرستادن قطعه براي ناصرالدين شاه همه بىپايه است. بدون ارتباط
بودن قطعات ياد شده با اين رويداد را قطعة ٤٣ از مرقع شمارة ١٥٠٧ كتابخانة
كاخ گلستان تأييد مىكند. ابيات نوشته شده بر اين قطعه، همان دو بيت قطعة
نخست مرقع شمارة ١٤٩٤ است؛ با اين تفاوت كه تاريخ كتابت سال ١٢٥٤ق را
دارد. در اين زمان ناصرالدين ميرزا ٧ ساله بوده، و در تهران مىزيسته است.
از فرجامزندگىاسدالله نيز آگاهىروشنىنداريم.ميرزايسنگلاخ بدون ذكر زمان و
مكان از مرگ وي گزارش داده، و نوشته است كه پيكر او را به عتبات بردند و
در آنجا به خاك سپردند (١(٢)/٣٩٣). در اينكه وي پيش از تأليف و چاپ جلد
نخست تذكرة الخطاطين (١٢٩١ق) درگذشته، جاي ترديد نيست. شواهدي ديگر نيز اين
امر را تأييد مىكند. نويسندگان نامة دانشوران ناصري برآنند كه او «در اواخر
دولت محمد شاه درگذشت (٥/٨٥). در المآثر و الا¸ثار اعتماد السلطنه كه به دست
شيخ محمد مهدي عبدالرب آبادي و به دستور وي گردآوري شده است و به نوشتة
خود او بىدقتى بسيار در آن ديده مىشود (نك: روزنامه...، ٧٦٧)، چنين آمده
است: «ميرزا اسدالله... از مشاهير اساتيد نستعليق نويسان اين عهد مبارك است»
(نك: ص ٢١١). اين گزارش به گونهاي است كه نشان مىدهد، وي به هنگام
تأليف كتاب (١٣٠٦ق) همچنان زنده بوده است. به همين سبب بيانى با ترديد
مىنويسد: «به نظر مىرسد تا سال ١٣٠٧ق هنوز حيات داشته است» ( احوال و
آثار، ١/٦٢). همين برداشت ترديد آميز در تذكرههاي خط و خوشنويسان معاصر فارسى
به خطا صورت قطعى به خود گرفته است (نك: فضايلى، ٥٦٩؛ راهجيري، ١/٥٣). سپهر
سال مرگ او را ١٢٦٩ق ثبت كرده كه با شواهد ديگر هماهنگى دارد ( ص ١٠٩).
خاتمهاي نيز كه در ١٢٧٠ق عبدالغفار تبريزي بر قرآن نستعليق وي نوشته، به
سبب مرگ او بوده است (نك: آثار). از سويى، در حالى كه در فاصلة سالهاي
١٢٥٢- ١٢٦٨ق گنجينة بزرگى از آثار اين خوشنويس بر جا مانده است، از آن پس
هيچ اثري كه نشانة زنده بودن او باشد، در دست نيست.
آثار:
١. نسخهاي از تحفة الملوك به صورت مرقع، شامل ١٤ رقعه، به قلم
نستعليقدودانگخوشبارقم«نقلعنخط الاستادالاعظمعمادالحسنى كاتب اعلىحضرت
سلطانى، اسدالله شيرازي» به تاريخ ١٢٥٦ق، با يك سر لوح مذهب مرصع، عنوان
بابها به سرخى، جلد روغنى زمينه زرك با نقش گل و بوته، اندرون گل نرگس.
به شمارة ١٥١٢/١٣٩٠ در كتابخانة كاخ گلستان موجود است (آتاباي، فهرست
مرقعات...، ٤٥- ٤٦؛ بيانى، همان، ١/٦٣؛ يادداشت مؤلف).
٢. نسخهاي از منطق الطير عطار به قطع وزيري بزرگ به اندازة ٥/١٩ئ٧/٣٠
سانتىمتر، ٤٠٨ صفحه، هر صفحه ١٢ سطر به قلم نستعليق نيم دو دانگ خوش، با
رقم اسدالله شيرازي، به تاريخ ١٢٥٧ق، كاغذ فرنگى آهارداده و مهره كشيده،
متن زرافشان غبار، بين السطور طلااندازي، دو صفحة آغاز متن و حاشيه شده، با
يك سرلوح مذهب، جلد روغنى، بيرون با نقش گل و بوته، اندرون نرگس و
شكوفه، به شمارة ٤٤٥ در همان كتابخانه (بيانى، فهرست...، ١٠١-١٠٢، احوال و
آثار، ١/٦٢).
٣. كتابت خواص السور بر حاشية يك جلد قرآن كريم كه كتابت آن را به احمد
نيريزي نسبت دادهاند، به قلم نستعليق كتابت خفى با رقم «... اسدالله
شيرازي، ١٢٦٠ق» به شمارة ٩٧٤ در همان كتابخانه (همان، ٤/٢٠؛ آتاباي، فهرست
قرآنها...، ٩٠-٩١).
٤. كتيبة حاوي شرح تعمير درِ منبت امامزاده سيد اسماعيل تهران [ساخته شده
در ٨٨٦ق] به قلم نستعليق خوش با رقم «راقمه تراب آستان حضرت اسداللهى،
اسدالله شيرازي، عمل استاد حاجى محمد بروجردي... محرم ١٢٦٢» (مصطفوي،
«نوشتهها...»، ٤- ٥، آثار...، ١/١٥).
٥. كتيبة درون ايوان امام زاده سيد اسماعيل به قلم نستعليق ٦ دانگ خوش بر
روي كاشى خشتى با رقم «كتبه اسدالله شيرازي» و تاريخ ذيحجة ١٢٦٢ (همو،
«نوشتهها...»، ٤، آثار، ١/١٥، ٣٢).
٦. قرآن رحلى، به اندازة ٢١ئ٣٢ سانتىمتر، ٦٢٢ صفحه، هر صفحه ١٢ سطر به قلم
نستعليق نيم دو دانگ خوش، بدون رقم و تاريخ، بين السطور طلااندازي شده،
دو صفحة نخستين مذهب عالى. اسامى سور كتابت شده به زر بر زمينة رنگين،
خواص السور به نستعليق كتابت خفى در حاشية صفحات با رقم «تراب اقدام خلق
الله اسدالله شيرازي سنة ١٢٦٨» در صفحة پايان نسخه، جلد چرمى طلاكوب فرنگى،
به شمارة ١٠٧٤ در همان كتابخانه (بيانى، احوال و آثار، ١/٦٣ -٦٤؛ آتاباي،
همان، ٣١٨- ٣١٩؛ يادداشت مؤلف). به اين نسخه برگى افزودهاند كه بر يك
روي آن به قلمى همانند خط نسخه پس از ذكر القاب شاه نوشته شده است:
قرآن «حسب الاشارة... ناصرالدين شاه قاجار... به ترقيم ميرزا اسدالله
شيرازي... اتمام پذيرفته، و اين كلمات به تحرير... عبدالغفار تبريزي است...
سنة ١٢٧٠» (نك: آتاباي، همانجا). آنچه دربارة اين نسخه از قرآن كريم از
هنگام كتابت تا دوران اخير نوشته شده است، ناهماهنگى ديده مىشود. ميرزاي
سنگلاخ مىنويسد كه اين قرآن به دستور محمدشاه قاجار نوشته شده، و اثري
بىهمتاست كه كتابت آن در توان هيچ يك از خوشنويسان نيست (١(٢)/٣٩١). در
نامة دانشوران ناصري به پيروي از يك باور نامعقول كه هيچ كاتبى نتوانسته
است قرآنى به قلم نستعليق را به پايان برساند، آمده است كه «ميرزا
اسدالله... در اواخر دولت... محمدشاه قرآنى نسختعليق بنگاشت و همچنان
ناتمام... درگذشت. ٣ جزء از آن كه باقى مانده بود، در اوايل دولت قوي
شوكت به حكم شاهنشاه جهان پناه، ميرزا غفار خان تبريزي تمام نمود...»
(٥/٨٥). اين گزارش آشكارا نادرست است. در پايان خواص السور نسخه، رقم
اسدالله و تاريخ ١٢٦٨ وجود دارد. اين بدان معنى است كه اسدالله در سال ياد
شده زنده بوده، و خود كتابت قرآن را به پايان برده است. افزون بر آن، خط
نسخه يكدست است و عبدالغفار نيز رقم اسدالله را تأييد مىكند. از معاصران،
بيانى تمامى قرآن را به خط اسدالله دانسته، مىافزايد كه كاتب در آخر نسخه
مىنويسد: «حسب الاشارة ... ناصرالدين شاه ... اسدالله شيرازي ... سنة ١٢٦٨»
(همان، ١/٦٣). در حالى كه چنين نيست؛ جملة «حسب الاشاره...» نه به خط
اسدالله، بلكه نوشتة عبدالغفار در خاتمة افزوده به نسخه است. گزارش گزافه
آميز عبدالغفار نيز جاي درنگ دارد. اسدالله در پايان اين اثر گرانقدر، بر
خلاف روش جاري خود كه «تربيت يافتة دولت ظلالله» و «كمترين بندگان
درگاه» (همان، ١/٦١) رقم مىكرده، خود را «تراب اقدام خلقالله» خوانده، و
از «تلاوت كنندگان ملتمس دعا» شده است (آتاباي، فهرست قرآنها، ٣١٩؛ يادداشت
مؤلف). از اين نوشته چنين برمىآيد كه اين قرآن را نه به «اشاره» يا
براي ناصرالدين شاه، و نه براي شخص ديگري نوشته، بلكه براي استفادة همه
كتابت كرده است، اما عبدالغفار كه پيشتر به روزگار وليعهدي ناصرالدين ميرزا
در تبريز كاتب او بود (بيانى، همان، ١/٤٠٥)، با افزودن خاتمهاي تملق آميز بر
آن كوشيده است كه قرآن را به نام ناصرالدين شاه تمام كند.
٧. هشت مرقع هر يك شامل ٧ تا ٥٠ رقعه به قلمهاي از ٦ دانگ تا كتابت عالى
و خوش، نوشته شده ميان سالهاي ١٢٥٢ تا ١٢٦٤ق كه همگى در كتابخانة كاخ
گلستان است (بيانى، همان، ١/٦٢ -٦٣؛ آتاباي، فهرست مرقعات، ١٠-١١، ٤٩-٥١،
٧٠-٧١، ٩٨-١٠١، ١٤٤، جم).
٨. قطعات پراكنده در مجموعههاي خصوصى به قلمهاي از ٤ دانگ تا نيم دو دانگ
خوش با تاريخهاي ١٢٥٧ و ١٢٦٣ق (بيانى، همانجا).
مآخذ: آتاباي، بدري، فهرست قرآنهاي خطى كتابخانة سلطنتى، تهران، ١٣٥١ش؛
همو، فهرست مرقعات كتابخانة سلطنتى، تهران، ١٣٥٣ش؛ اعتمادالسلطنه، محمد حسن،
روزنامة خاطرات، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٤٥ش؛ همو، المآثر و الا¸ثار،
تهران، ١٣٦٣ش؛ بيانى، مهدي، احوال و آثار خوشنويسان، تهران، ١٣٤٥- ١٣٥٨ش؛
همو، فهرست ناتمام تعدادي از كتب كتابخانة سلطنتى، تهران، ١٣٤٦ش؛ راهجيري،
على، تذكرة خوشنويسان معاصر، تهران، ١٣٦٤ش؛ سپهر، هدايتالله، تذكرة
خوشنويسان، تهران، يساولى؛ فضايلى، حبيبالله، اطلس خط، اصفهان، ١٣٩١ق؛
مصطفوي، محمدتقى، آثار تاريخى طهران، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦١ش؛
همو، «نوشتههاي تاريخى در آثار متبركة تهران قديم و خارج شهر»، اطلاعات
ماهانه، تهران، ١٣٣٠ش، س ٤، شم ٣١؛ ميرزاي سنگلاخ، تذكرة الخطاطين،
تبريز،١٢٩١ق؛ نامة دانشوران ناصري، قم، ١٣٣٨ش؛ يادداشت مؤلف.
محمدحسن سمسار