دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٥٩
| اسدالله شوشتري جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٥٩ |
اَسَدُاللّهِ شوشْتَري (تُسْتَري)، فرزنداسماعيل (ح ١١٨٦-
١٢٣٤ق/١٧٧٢-١٨١٩م)، از فقيهان اصولى و محقق اماميه و مؤلف مقابس الانوار.
او را كاظمى، دزفولى و انصاري نيز خواندهاند (آقابزرگ، طبقات...، ١/١٢٢؛
خليلى، ٢/٨٠). تاريخ تقريبى ولادت وي را آقابزرگ از عبارتى در اجازة مورخ
١٢١١ق از شيخ جعفر كاشف الغطا استنباط كرده است (همانجا)، در حالى كه
حرزالدين آن را در ١١٨٥ق نوشته است (١/٩٢).
اسدالله شوشتري مقدمات علوم را نزد پدر فرا گرفت (آقابزرگ، همانجا)، آنگاه
در كربلا سكنى گزيد، ولى بهسبب اختلافنظر با استادش وحيد بهبهانى (ه م)
مجبور به مهاجرت به كاظمين شد و تا پايان عمر در اين شهر بهسر برد
(خوانساري، ١/١٠٠). وي پس از دانشاندوزي از محضر وحيد، در سلك شاگردان شيخ
جعفر كاشف الغطا درآمد و با دختر او ازدواج كرد (همو، ١/٩٩؛ امين، ٣/٢٨٤). از
ديگر مشايخ و استادان او محمد مهدي بحرالعلوم، سيد على صاحب رياض، ميرزا
مهدي شهرستانى، شيخ احمد احسايى و ميرزا ابوالقاسم قمى صاحب قوانين را
مىتوان نام برد (همانجا؛ حرزالدين، ١/٩٣؛ قمى، هدية...، ١٨٢).
اسدالله شوشتري از بزرگان علماي اماميه در ادوار اخير بود كه تحقيقاتش در
ميان علما مشهور و متداول است (نك: مدرس، ٣/٣٩٧؛ آقابزرگ، همان، ١/١٢٣). پس
از فوت شيخ جعفر كاشفالغطا مرجعيت به وي منتقل شد و بسياري از مردم در امر
تقليد به او روي آوردند (همانجا، فاضل قايينى ، ١٧٢). شيخ انصاري در پايان
مبحث «اجماع» از كتاب فرائد (ص ٩٧- ٩٨)، پيش از نقل كلامش از كشف القناع،
او را ستوده، و شيخاحمد احسايى تأليفات او را با تعبير «كل الصيد فى جوف
الفرا» وصف كرده است (نك: امين، همانجا).
او را آراء و نظرياتى است كه مورد قبول بسياري از علماي معاصر و پس از وي
قرار گرفته است؛ از آن جمله به «عدم حُجيّت اجماع منقول به خبر واحد»
مىتوان اشاره كرد كه فقهاي اماميه تا روزگار اسدالله آن را در حكم كلى
خبر واحد قرار مىدادند و او در كتاب كشف القناع، بر خطا بودن اين نظر
استدلال كرده است. در نتيجة كوششهاي او بود كه از آن پس فقيهان، اجماع
منقول به خبر واحد را حجت نشناختند (نك: همو، ٣/٢٨٣؛ آقابزرگ، همان، ١/١٢٣).
او شاگردان متعددي تربيت كرده است كه بسياري از آنان به درجة اجتهاد
رسيدهاند و از آن جمله سيدعبدالله شُبَّر، موسى و على فرزندان شيخ جعفر
كاشف الغطا و اسماعيل فرزند خود وي شايستة ذكرند (امين، ٣/٢٨٤؛ آقابزرگ،
همانجا؛ مدرس، ٣/٣٩٧- ٣٩٨؛ حرزالدين، همانجا). او را ٦ پسر به نامهاي مهدي،
اسماعيل، باقر، تقى، حسن و كاظم بوده است (قمى، الفوائد...، ٤٢؛ حرزالدين،
١/٩٤) و تبار او از خاندانهاي سرشناس كاظمين و نجف به شمار مىروند (خليلى،
همانجا).
وي عمري كوتاه داشت. دربارة سال وفات او آراء مختلفى نقل شده است. برخى
وفات او را در ١٢٢٠ق ذكر كردهاند (نك: خوانساري، ١/١٠٠؛ قمى، هدية، همانجا؛
امين، ٣/٢٨٣)، ولى از آنجا كه او در ١٢٢٧ق در قيد حيات بوده، و در كاظمين
به تدريس اشتغال داشته است (نك: صدر، ٢٨٣-٢٨٤)، قول آنان كه درگذشت او را
١٢٣٤ق نوشتهاند، قابل پذيرش خواهد بود (نك: امين، همانجا).
آثار چاپى: ١. الوسائل فى الفقه، كه به گفتة امين (٣/٢٨٤- ٢٨٥) در يك مجلد
به چاپ رسيده است؛ ٢. كشف القناع عن وجوه حُجية الاجماع، كه تاريخ
تأليف آن را به اختلاف حدود سال ١٢١٦ق و ١٢٢٢ق دانستهاند (كنتوري، ٤٦٨؛
ابن يوسف، ١/٦٠٨). اين كتاب يكباردر ١٣١١ق و بار ديگر در ١٣١٧ق در تهران
به چاپ سنگى رسيده است. ٣. مقابسالانوار و نفائسالابرار فىاحكام
النبىالمختار و عترتهالاطهار، كه معروفترين اثر او، و در فقه استدلالى است.
اين اثر شامل كتابهاي طهارت، مكاسب، عقود و نكاح است و در مقدمه، پس از
اشاره به مشايخ اجازه، علامات و رموز و مصطلحات خاص مؤلف آمده، و سپس به
شرح حال جمعى از فقهاي اماميه از عهد كلينى تا عصر مؤلف پرداخته شده است.
اين كتاب بارها، از جمله در ١٣٢٢ق در تبريز و در دو مجلد به چاپ رسيده است.
آثار خطى:
١. تحفة الراغب فى ترجمة بغية الطالب، كه ترجمة فارسى بغية الطالب شيخ جعفر
كاشف الغطاست و نسخههايى از آن در كتابخانة آستان قدس رضوي موجود است (نك:
آستان...، ١١٢؛ آقابزرگ، طبقات، ١/١٢٣).
٢. اللؤلؤ المسجور فى معنى الطهور، كه مؤلف آن را در ١٢١٦ق در رد بر قول
حنفيان نگاشته، و به سخنان فقها و لغويان عامه و خاصه استشهاد نموده است.
از اين رساله دو نسخه در كتابخانة مدرسة عالى شهيد مطهري (سپهسالار سابق)
موجود است كه يكى از آنها به خط نسخ است و از قراين برمىآيد كه به خط
مؤلف، و ظاهراً تحرير اول آن است (ابنيوسف، ١/٦٠٨ -٦٠٩؛ براي ديگر نسخهها،
نك: هدو، ١٥٩؛ شورا، ٤/٨٨ -٨٩؛ آستان، ٤٨٨). برخى مآخذ نام اين اثر را البحر
المسجور فى معنى لفظ الطهور ضبط كردهاند (نك: آقابزرگ، همانجا).
٣. مناهج الاعمال فى الاصول، در جواز عمل به ظنّ (همانجا؛ حرزالدين، ١/٩٣).
امين نسخهاي از آن را در كتابخانة عبدالحسين طهرانى در كربلا معرفى كرده
است (٣/٢٨٤).
٤. منهج التحقيق فى حكمى التوسعة و التضييق، كه در مسألة مواسعه و مضايقه
دربارة قضاي نمازهاي فوت شده است. نسخهاي از آن در كتابخانة آستان قدس
رضوي موجود است (آستان، ٥٦٦؛ نيز نك: آقابزرگ، همانجا).
٥. رسالة فى اقرار الزوج بطلاق زوجته، كه با عناوين مبلغ النظر و نتيجة
الفكر و رسالة فى قاعدة من ملك نيز آمده است. مؤلف، اين اثر را به دنبال
اختلاف رأي با استادش كاشف الغطا در موضوع اقرار زوج به طلاق زوجه
نگاشته، و مورد قبول شيخ جعفر واقع شده است (نك: همو، الذريعة، ١٧/١٢، ٤٧،
١٩/٥٦، ٥٧، طبقات، همانجا). آقابزرگ تهرانى از نسخههاي متعددي از آن در
كتابخانههاي شخصى گزارش كرده است ( الذريعة، همانجاها). نسخهاي نيز در
كتابخانة مركزي دانشگاه تهران موجود است (مركزي، ٨/٤٢٤) كه در ١٢١٢ق از روي
نسخة مؤلف استنساخ شده است. نسخههايى نيز در كتابخانة مدرسة خيرات خان مشهد
(فاضل، ١٧٨١) و كتابخانة آستان قدس (آستان، ٤٩٢) موجود است.
همچنين آقابزرگ تهرانى نسخههايى از حاشية او بر بغية الطالبِ كاشف الغطا،
رسالة فى تحقيق الاحكام الظاهرية و الواقعية، رسالة فى تكليف الكفار بالفروع،
رسالة فى دفع الاعتراض عن العمل بالاخبار المأثورة المخالفة لعموم الكتاب و
السنّة... و رسالة فى الظن الطريقى را نشان داده است (نك: طبقات، ١/
١٢٣-١٢٤، الذريعة، ٣/١٣٤،جم ). از ديگر آثار اوست: الاحراز و الادعية، جوابات
مسائل سئل عنها، تعليقه بر الروضة البهية، و مستطرفات من الكلام متضمن رد بر
وحيد بهبهانى (خوانساري، ١/٩٩؛ آقابزرگ، طبقات، همانجا؛ حرزالدين، ١/٩٤).
مآخذ: آستان قدس ف، فهرست؛ آقابزرگ، الذريعة؛ همو، طبقات اعلام الشيعة، قرن
١٣، مشهد، ١٣٠٤ق؛ ابن يوسف شيرازي، فهرست كتابخانة مدرسة عالى سپهسالار،
تهران، ١٣١٣- ١٣١٥ش؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، بهكوشش حسن امين، بيروت،
١٤٠٣ق؛ انصاري، مرتضى، فرائد الاصول، بهكوشش عبدالله نورانى، قم، ١٤٠٧ق؛
حرزالدين، محمد، معارف الرجال، بهكوشش محمدحسين حرزالدين، قم، ١٤٠٥ق؛
خليلى، جعفر، موسوعة العتبات المقدسة، قسم الكاظمين، بيروت، ١٤٠٧ق؛
خوانساري، محمدباقر، روضات الجنات، تهران/ قم، ١٣٩٠ق؛ شورا، خطى؛ صدر، حسن،
تكملة امل الا¸مل، بهكوشش احمد حسينى، قم، ١٤٠٦ق؛ فاضل، محمود، «فهرست
نسخههاي خطى مدرسة خيراتخان مشهد»، همراه فهرست نسخههاي خطى
كتابخانههاي رشت و همدان، بهكوشش محمد روشن و ديگران، تهران، ١٣٥٣ش؛
فاضل قايينى نجفى، على، علم الاصول تاريخاً و تطوراً، قم، ١٤٠٥ق؛ قمى،
عباس، الفوائد الرضوية، تهران، ١٣٢٧ش؛ همو، هدية الاحباب، تهران، ١٣٦٢ش؛
كنتوري، اعجاز حسين، كشف الحجب و الاستار، قم، ١٤٠٩ق؛ مدرس، محمدعلى،
ريحانة الادب، تبريز، ١٣٤٦ش ؛ مركزي، خطى؛ هدو، حميد مجيد، مخطوطات خزانة
جامعة مدينة العلم (كاظمين)، بغداد، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م.
سعيد نجفىاسداللهى