دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٥٨
| اسدالله اصفهانى جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٥٨ |
اَسَدُاللّهِ اِصْفَهانى، شمشيرساز نامدار ايرانى سدة ١ق/٧م.
با آنكه همة هنرشناسان ايرانى و بيگانه وي را به عنوان چيره دستترين
شمشيرگر ايران مىشناسند، از زندگانى او آگاهى روشنى نداريم. پژوهشگران سدة
اخير نه تنها او را همزمان با شاه عباس اول صفوي سل ٩٦ - ٠٣٨ق/٥٨٨- ٦٢٩م
دانستهاند، بلكه برخى وي را شمشيرساز او شمردهاند ٢ ؛ EIاشتكلاين، ٥٧٥ º
ماير، ٧ -٦ º كاتالوگ...، .٣٣٠ در متون فارسى نام او را براي نخستين بار در
كتاب جغرافياي اصفهان كه در ٢٩٤ق تدوين شده است، مىيابيم. بر پاية گزارش
نويسندة كتاب، اسدالله اصفهانى و شمشيرهاي ساختة او در دهة نخست نيمة دوم سدة
٣ق شهرت بسيار داشته است تحويلدار، ٠٧. اين شهرت نزد اروپاييان علاقهمند
به جنگ افزارهاي ايرانى به نيمة دوم سدة ٩م مىرسد. هنري موزر كه در آن
هنگام در آسياي مركزي سفر مىكرده است - و مجموعة بزرگ جنگ افزارهاي شرقى
به ويژه ايرانىِ گرد آوردة او هم اكنون در موزة برن در سويس نگاهداري
مىشود - از شمشيري ساختة وي خبر مىدهد كه در بخارا به او پيشكش شده است.
اين شمشير از چادر مظفرالدين امير بخارا كه در ٢٨٣ق/٨٦٦م در اِرجَر از روسها
شكست خورد، به دست آمده بود فلينت، ٣ º امير عالم خان، ٩.
از نيمة نخست سدة ٤ق/٠م برخى از پژوهشگران كوشيدهاند بر پاية بررسى آثار
اسدالله اصفهانى آگاهيهايى دربارة سبك كار او به دست آورند. نخستين كسى كه
بر پاية سبك شناسى آثار او تصويري از جايگاه اسدالله اصفهانى ترسيم كرده،
اشتكلاين است. او مىنويسد: در سدة ٠ق شكل قبضة شمشيرهاي ايرانى دگرگون شد -
شكلى كه تا سدة ٣ق پا برجا ماند - و در طول سدة ١ق تيغهها كه يك دمه شده
بود، خميدگى بيشتري يافت. يكى از استادان ايرانى كه از نظر شيوة كار از
پايهگذاران اين دگرگونى به شمار مىآيد، اسدالله اصفهانى است همانجا.
اشتكلاين وي را از هنرمندان آغاز سدة ١ق مىداند و بر آن است كه شماري از
شمشيرهاي او به شيوة جديد ساخته شده است. وي به معرفى دو شمشيري كه
اسدالله اصفهانى براي شاه عباس ساخته است، مىپردازد و مىنويسد: يكى از
آن دو داراي قبضهاي است كه به سر يك قوچ منتهى مىشود و تيغهاي به
سبك قديم با سر دو دمه دارد. شمشير ديگر داراي قبضهاي به شكل سر اسب است
و تيغهاي خميده و كاملاً قرينه و متناسب دارد. رقم اسدالله اصفهانى و
مربعى شامل چهار خانه حاوي نام «بدوح» به صورت اعداد -- - بر تيغههاي هر
دو شمشيرطلاكوبىشدهاست همانجا، .١٤٢٤´ùŸøó¥þ÷ اينپژوهشگر در حالى كه كوشيده
است تا به تعيين زمان زندگى و معرفى آثار اسدالله اصفهانى بپردازد، آثار او
را با ديگر شمشيرسازان درهم آميخته است. وي بجز دو اثر ياد شده، از شمشيرِ
به نمايش گذاشته شده در نمايشگاه بين المللى هنر ايران در لندن ٩٣١م نام
مىبرد. اين اثر رقمهاي «اسدالله اصفهانى»، «اسدالله» و «اسماعيل بن
اسدالله اصفهانى» را بر خود دارد كاتالوگ، ٣٣٠ ٣٢٥, .٣١٥,
اين روش از آن پس به وسيلة ديگر پژوهشگران ادامه يافته است. به اين
ترتيب هر شمشيري كه داراي رقم «اسدالله» بوده، آن را ساختة «اسدالله
اصفهانى» دانستهاند. ماير مىنويسد: شمار شمشيرهايى كه نام «اسدالله» را بر
خود دارند، بسيار زياد است. او تقريباً مىتوانسته است ٠٠ شمشير در طول زندگى
خود بسازد. در حالى كه ٠٠ قبضه شمشير با رقم او تنها به مجموعههاي اروپايى
راه يافته است ص .٢٦ كوشش ماير در بررسى رقمها، تاريخها و نام پادشاهانى
كه شمشيرها ظاهراً به نام و براي آنها ساخته شده است، به روشن شدن زندگى
اسدالله اصفهانى كمك نمىكند. رقمهاي موجود بر شمشيرها به شمار خود آثار از
ديدگاه شكل و شيوه و چگونگى نوشتار گوناگونند. وجود تاريخهايى از ١١ تا ٢٢٣ق
و نام نزديك به تمامى پادشاهان صفوي و حتى پس از آنان، بر مشكل
نتيجهگيري مىافزايد. از نظر ماير تنها يك راه حل باقى مىماند و آن اين
است كه اكثر نزديك به تمامى شمشيرهاي داراي رقم اسدالله را به راستى
جعلى بدانيم ص .٢٦-٢٨
طرح مسائل تازهاي كه نمايانگر عدم شناخت سنتهاي جاري در هنر ايران است،
به وسيلة برخى از پژوهشگران غربى بر پيچيدگى موضوع افزوده است. از جمله
اين پرسش كه آيا «اسدالله» نمىتواند نامى عام در ميان شمشيرسازان ايرانى
باشد؟ ولش، ١ º ايرانيكا . پاسخ اين پرسش منفى است. بر خلاف صنعتگران
اروپايى - كه نام يا علامت مخصوص خانوادگى خود و تاريخ ساخت را بر اثر
خويش مىنهادند - رقم هنرمندان ايرانى همواره شامل نام سازنده، به ندرت
همراه با نام پدر، و گاهى با تاريخ پديد آوردن اثر بوده است و كاربرد نام
عام تاكنون در هيچ يك از شاخههاي هنر ايران، از سوي هنرمندان ايرانى
ديده نشده است. براي شناخت آثار و آگاهى بر زمان زندگانى اين هنرمند و نيز
رهايى از بن بستى كه از شيوة بررسى پژوهشگران ياد شده پديد آمده، بهتر است
كه شمشيرهاي داراي رقم «اسدالله اصفهانى» را از ميان شمار بسيار زياد
شمشيري كه نام «اسدالله» بر آنها كنده شده، جدا سازيم. اين گروه خود دستة
متمايز را تشكيل مىدهد: . تيغههايى كه در ايران ساخته نشدهاند، پس رقم
آنها نمىتواند اصالت داشته باشد. . شمشيرهاي ساخت ايران كه رقم جعلى بر
آنها نهادهاند. . آثار اصيل اسدالله اصفهانى. شماري شمشير از گروههاي و
تاكنون معرفى شده است و تصوير آنها را با رقمهاي گاه خوانا و زمانى ناخوانا
در دست داريم. دو شمشيري كه اشتكلاين در كتاب «بررسى هنر ايران» لوحة
معرفى كرده است، از اين گروهند. قبضة شمشير نخست تمام ريختگى و ميناكاري
است و سر قبضه و بازوهاي حافظ دستة بلچاق، بالچاق آن به سر قوچ منتهى
مىشود. شمشير دوم نيز سر قبضهاي ريختهگري شده به شكل سر اسب دارد. اين
دو ويژگى يعنى ريختگى بودن قبضه و آراستن آن به شكل سر حيوانات در شمشير
سازي دورة اسلامى، بهويژه دورةصفويمعمول نبودهاست رومانوفسكى، ٦ -٧؛
نيزنك: «مجموعه...»، .٨´ùŸøó اما اينشيوهرادرمكتبشمشيرسازي هند در دوران
گوركانيان مىيابيم حيدر، .١٥٥-١٦١ از سويى مىدانيم كه در ايران براي
آويختن شمشير به كمر از تسمههاي ساخته شده از پوست گاو ميش استفاده مىشد
رمانوفسكى، همانجا. در حالى كه نوارهاي پهن دو شمشير ياد شده از زربفت هندي
است نك: اشتكلاين، لوحة .١٤٢٤ اين دو شمشير در مجموعة والاس در لندن نگاهداري
مىشود همو، .٢٥٧٥ شمشير ديگري از مجموعة خود اشتكلاين در نمايشگاه لندن به
شمارة ٨٣٣(E) به نمايش گذاشته شده است كه تاريخ ٠٣١ق دارد كاتالوگ، .٣٣٠
اگرچه تصويري از اين شمشير به چاپ نرسيده است، اما قبضة ساخته شده از عاج
و روكش چرمى ضربى شدة نيام آن نشان از هندي بودن آن دارد، زيرا هيچ يك
از دو ويژگى ياد شده را در شمشيرهاي ايرانى نمىيابيم رمانوفسكى، همانجا.
ماير شمشير چهارمى از او با تاريخ ٠٨٥ق معرفى مىكند كه در موزة بمبئى
نگاهداري مىشود ص ٧ ¡ نيز لوحة .٤ رقم اين شمشير به كلى متفاوتبا
رقمهاياستادانهاياست كهاز اسداللهاصفهانىمىشناسيم نك: طرح .
شمشيري نيز كه در مجموعة موزر موجود است و به نام اين هنرمند ثبت شده، و
تصوير آنها در لوحة شمارة كاتالوگ او به شمارههاي ، و ٠ آمده است، هر چند هر
سه داراي تيغههاي خوب ساخت ايران هستند، اما نمىتوان آنها را به اسدالله
اصفهانى نسبت داد، زيرا رقم تيغة شمشير شمارة قابل خواندن و تطبيق دادن با
رقمهاي اصيل هنرمند نيست. تيغة شمشير شمارة در نيام جاي دارد و با همان مشكل
رو به روست. تيغة شمشير شمارة ٠ نيز ناودار است و بر آن عبارت «يا قاضى
الحاجات» كنده شده كه اين دو ويژگى در ديگر شمشيرهاي اين هنرمند
ديدهنمىشود.افزونبرآنرقمويرا نيزنداردنك:«مجموعه»، همان لوحه. در گالري
اسلامى مركز بنياد ملك فيصل رياض، در ميان شمشيرهايى كه ايرانى معرفى
شدهاند، دو شمشير به شمارههاي ١ و ٥ با رقم اسدالله اصفهانى و ساخته شده
براي شاه عباس وجود دارد «شمشيرها...»، ٧٢ ٧٠, .٢٦, اين هر دو شمشير از ديدگاه
ساختار، غير ايرانى، و رقمهاي آنها افزوده شده است. شمشير شمارة ١ با قبضهاي
كاملاً متفاوت با شمشيرهاي ايرانى، تيغة ناودار، نيام نقره در حالى كه به
نيامهاي ايرانى چوبى با روكش چرمى است، رقمى ناهمگون با رقم اصيل
اسدالله اصفهانى از ديدگاه شيوة خط، شكل ترنجها و به ويژه نحوة طلاكوبى،
نمىتواند ساختة او باشد نك: طرح . در شمشير شمارة ٥ شيوة كنده كاري كلمات و
رقم و ترنج شامل نام شاه عباس و پوسته شدن ورقة طلاي چسبانده نه كوبيده
شده بر آن تقلبى بودن رقم را آشكار مىسازد نك: «شمشيرها»، همانجا؛ نيز نك:
طرح . در موزة نظامى تهران نيز دو شمشير از اين گروه به شمارههاي ٢٥ و ٤٩
با ناهمگونى شيوة خط و شكل ترنجها نگاهداري مىشود. تيغة شمشير اول رقم
اسدالله اصفهانى و ترنجى در بالا حاوي «بندة شاه ولايت عباس» دارد. بر تيغة
شمشير دوم افزون بر رقم، تاريخ ١٦٠ق و ترنجى در بالا حاوي «سلامٌ عَلى
ابراهيم» و ترنجى در پايين حاوي «السلطان ابوالسيف فتحعلى شاه قاجار» دارد.
پيداست كه اين شمشير نخست به ابراهيم خان برادر زادة نادرشاه - كه بين
سالهاي ١٦١-١٦٣ق بر خراسان حاكم بوده - تعلق داشته است و پس از او به
دست فتحعلى شاه افتاده، و نام او بر آن نوشته شده است. هر دو شمشير
ايرانى است، اما رقم اسدالله اصفهانى را بر آنها افزودهاند يادداشت مؤلف؛
نيز طرحهاي و .
آثار اصيل اسدالله اصفهانى:
. شمشيري با تيغة فولاد آبداده: اندازه ٩ئ٨٠ ميلىمتر، دسته دندان شير ماهى،
كلاهكِ دسته فولاد كنده كاري شده با نقش گل و بوته، حافظ دستهفولاد قلمزدة
برجسته، بريكرو «بسماللهالرحمنالرحيم» و بر روي ديگر «اِنّا فتحنا لك فتحاً
مبينا»، بالاي تيغه زير قبضه دو ترنج طلاكوبى شده: يكى حاوي «عمل اسدالله
اصفهانى» در زير، و ديگري بزرگتر و در بالا حاوي «بندة شاه ولايت عباس» به
قلم نستعليق خوش، در گوشة چپ بالاي ترنجها مربعى قسمتى شامل اعداد -- -
طرح ، وزن تيغه ٤٥ گرم؛ نيام چوبى با روكش چرم ساغري مشكى، بستهاي نيام
فولاد قلمزده با كتيبههاي برجسته، حاوي «ناد علياً مظهر العجائب...»، وزن ٦٥
گرم، به شمارة ٢٣ در موزة نظامى سعدآباد تهران اسناد موزه؛ يادداشت مؤلف.
. شمشيري با تيغة فولاد آبداده: اندازه ٨ئ٢٠ ميلىمتر، دسته دندان شيرماهى،
كلاهك دسته فولاد ساده، حافظ دسته فولاد قلمزده با نقش گل و بوتة زرين،
بالاي تيغه دو ترنج طلاكوبى شده: يكى حاوي «عمل اسدالله اصفهانى» در زير،
ديگري بزرگتر و در بالا حاوي «بندة شاه ولايت عباس» به قلم نستعليق خوش،
و در گوشة چپ بالاي آن مربع چهارخانة نام بدوح به عدد طرح ؛ نيام چوبى با
روكش چرم ساغري مشكى با بستهايى همانند حافظ دسته از فولاد قلمزده، به
شمارة ٣٨ در همان موزه همانجاها.
. شمشيري با تيغة فولاد آبداده: اندازه ٢ئ٣٠ ميلىمتر، دسته دندان شيرماهى،
كلاهك و حافظ دسته فولاد قلمزدة برجسته با نقش گل و بوتة زرين، بالاي تيغه
دو ترنج طلاكوبى شده: يكى حاوي «عمل اسدالله اصفهانى»، و ديگري بزرگتر و
در بالاي آن حاوي «بندة شاه ولايت عباس» طرح ، وزن شمشير ٧٠ گرم؛ نيام
چوبى با روكش ساغري مشكى با بستهاي فولاد قلمزده همانند حافظ دسته، وزن
نيام ٨٠ گرم، به شمارة ١٨ در همان موزه همانجاها.
. شمشيري با تيغة فولاد آبداده، دو دم ذوالفقار: اندازه ٠ئ٣٠ ميلى متر، دسته
شاخ گوزن، بر كلاهك فولادي دسته «ياحنّان» و «يا منّان»، حافظ دستهفولاد
قلمزده، يكطرف «بسماللهالرحمنالرحيم» و طرف ديگر «انا فتحنا...» به صورت
برجسته، بالاي تيغه يك ترنج طلاكوب حاوي «عمل اسدالله اصفهانى ٠٩٢»،
بالاي ترنج گوشة چپ مربع چهارخانة نام بدوح به حرف و بالاي آن آية
«اِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ اِنَّهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم»
نمل/٧/٠ كه به قلم نستعليق خوش طلاكوبى شده است طرح ، وزن شمشير ٤٥
گرم؛ نيام چوبى با روكش چرم ساغري مشكى، بستها فولاد قلمزده حاوي «يا مظهر
العجائب، اسدالله الغالب...»، وزن نيام ٠٠ گرم، به شمارة ٥٨ در همان موزه
همانجاها.
از بررسى ويژگيهاي اين آثار نتايجى به دست مىآيد كه مىتواند معيارهايى
براي شناخت ساختههاي اصيل اين هنرمند نامدار ايرانى باشد: . تناسب و
زيبايى ساختار و آبدادگى استادانة تيغهها. . زيبايى خط رقمها و شكل ترنجها
حاوي نام دارندة شمشير و استادانه بودن طلاكوبى. . همگونى رقمها. . واپسين و
مهمترين معيار و نشانه بر درستى انتساب آنها به اسدالله اصفهانى، هماهنگى
جايگاه نوشتن كلمات «الله» در «اسدالله»، و «شاه» در تركيب «شاه ولايت»
برروي تيغهها با رسوم مهر كنى و نقش مهرهاي پادشاهان صفوي است. در اثر ياد
شده كلمة «الله» در ترنجهاي رقم و كلمة «شاه» در ترنجهاي نام دارندة شمشير
بالاترين كلمهاند نك: طرحهاي - . اين حكم حتى در نوشتههاي روي حافظ
دستهها نيز جاري است. گرد آمدن يك جاي همة اين ويژگيها را در هيچ يك از
آثار معرفى شدة منسوب به اسدالله اصفهانى نمىيابيم.
ظاهراً چون نخستين كسانى كه به بررسى آثار و معرفى اسدالله اصفهانى
پرداختهاند، شمشيرهايى در دست داشتهاند كه نشان «بندة شاه ولايت عباس» بر
آنها بوده است، وي را معاصر شاه عباس اول صفوي دانستهاند و اين به صورت
يك باور عمومى درآمده است. تأثير انتشار داستان افسانه آميز لمتون دربارة
همزمانى اين دو تن را در گسترش اين باور و ورود آن به مآخذ علمى نبايد
ناديده گرفت. لمتون از قول شمشير سازان اصفهان مىنويسد: شاه عباس پس از
دريافت كلاهخودي از سلطان عثمانى اعلام كرد به كسى كه بتواند با شمشير آن
كلاهخود را بشكافد جايزه خواهد داد. اسدالله اصفهانى شمشيري ساخت و با آن
كلاه خود را شكافت. شاه به پاداش آن، صنف شمشير سازان را از پرداخت
ماليات معاف كرد. اين معافيت به نوشتة او تا روزگار پادشاهان قاجار نيز
ادامه داشته است. او مىافزايد به پاداش اين خدمت شمشيرگران اصفهان تا
٣١٦ش/٩٣٧م همه ساله در روزي معين برگور اسدالله اصفهانى در ده سيچان
نزديك اصفهان گرد آمده، مراسمى بر پا مىكردند ص .٢٥-٢٦ اما هيچ سند تاريخى
كه همزمانى اسدالله اصفهانى و شاه عباس و اين داستان را ثابت كند، در دست
نيست.
از بررسى اثر نو يافتة اسدالله اصفهانى كه آخرين آنها تاريخ ٠٩٢ق دارد و بر
آن نقش مهر شاه سليمان طلا كوبى شده است طرحهاي و ؛ نك: رابينو، لوحة و در
اصالت آن ترديد نيست، مىتوان نتيجه گرفت كه اين هنرمند معاصر شاه عباس
دوم سل ٠٥٢- ٠٧٨ق و شاه سليمان صفوي سل ٠٧٨-١٠٦ق/٦٦٧- ٦٩٥م بوده است.
شهرت فراگير اسدالله اصفهانى سبب شده است كه در سدههاي بعد كسانى نام او
را بر شمشيرهاي قديمى ايرانى و غير ايرانى نقش كرده، به دوستداران جنگ
افزارهاي ايرانى عرضه كنند. اين آثار هم اكنون در موزهها و مجموعههاي
خصوصى در سراسر جهان پراكنده است نك: ماير، .٢٦-٢٩ اين امر را نبايد ناديده
گرفت كه همواره ممكن است در يك بررسى بنيادي شمار بيشتري از آثار اصيل
اين هنرمند تواناي ايرانى شناخته و معرفى شود.
مآخذ: اسناد موزةنظامىسعدآبادتهران؛ اميرعالمخان، خاطرهها، تهران،٣٧٣ش؛
تحويلدار، حسين، جغرافياي اصفهان، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ٣٤٢ش؛
رومانوفسكى دوبنچا، «تاريخچة اسلحههاي سرد در ايران»، بررسيهاي تاريخى،
تهران، ٣٤٦ش، س ، شم ؛ قرآن كريم؛ يادداشتهاي مؤلف؛ طرحها از فريبا افتخار؛
نيز:
Catalogue of the International Exhibition of Persian Art, London, ١٩٣١;
Collection Henri Moser Charlottenfels, armes et armures Orientales , ed . K. W .
Hiersemann, Leipzig , ١٩١٢ ; EI ٢ ; Flindt, T. W., X Some Nineteenth-Century
Arms from Bukh ? r ? n , Islamic Arms and Armour, ed. R. Elgood, London, ١٩٧٩;
Haider, Z., Islamic Arms and Armour of Muslim India, Lahore, ١٩٩١; Iranica;
Lambton, A. K. S., Islamic Society in Persia, London, ١٩٥٤; Mayer, L. A.,
Islamic Armourers and Their Works, Geneva, ١٩٦٢; Rabino di Borgomale, H. L.,
Coins, Medals, and Seals of the Sh @ hs of & r @ n (١٥٠٠-١٩٤١), Hertford, ١٩٤٥;
St N cklein, H., X Arms and Armour n , A Survey of Persian Art, ed. A. U. Pope,
Tehran, ١٩٦٧, vol. VI; Swords and Armour, Riyadh, ١٩٩١; Welch, A., Shah q Abbas
and the Arts of Isfahan, New York, ١٩٧٣.
محمدحسن سمسار ز ١//٦ ز ن - ٣//٦ ز ن - ١//٦