دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٤٣
| اسحاق بن احمد سامانى جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٤٣ |
اِسْحاقِ بْنِ اَحْمَدِ سامانى، ابويعقوب د ٠١ق/١٣م، از
اميرزادگانمشهورسامانىكهدرايامامارتنصربناحمدبناسماعيل، در سمرقند به
ادعاي فرمانروايى برخاست.
از احوال او اطلاع مختصري در دست است. نخستين بار از اسحاق در واقعة نزاع
ميان دو برادرش امير نصر و اسماعيل بن احمد سامانى ه م ياد شده كه او جانب
اسماعيل را گرفته بود ٧٣ق. سال بعد در جنگ ميان نصر و اسماعيل هم اسحاق در
لشكر اسماعيل بود و در آغاز پيكار شكست خورد و به غرب گريخت و سپس امير
اسماعيل او را باز آورد و به جنگ نصر رفتند نرشخى، ١٥-١٦. به همين سبب چون
اسماعيل بن احمد پس از مرگ نصر ٧٩ق امارت ماوراء النهر يافت، اسحاق را
حكومت فرغانه داد مدرس، ٦٦. روايت سمعانى /٥ كه از اسحاق به عنوان رئيس
ديوان مظالم بخارا ياد كرده، مىبايست مربوط به دوران حكومت اميراسماعيل بر
بخارا و پيش از مرگ اميرنصر بن احمد بوده باشد. به هر حال چنين مىنمايد كه
اسحاق از اواخر عمر برادرش اسماعيل حكومت سمرقند داشته است، زيرا هنگامى كه
اسماعيل درگذشت ٩٥ق و جانشين و پسرش احمد خواست به ري رود، به صوابديد
يكى از اركان دولت كه او را از شورش عمويش اسحاق بيم مىداد، به سمرقند
رفت و اسحاق را گرفت و به بخارا فرستاد؛ يا به روايتى او را به بخارا نزد
خود خواند و به زندانش افكند گرديزي، ٢٥-٢٦؛ ابن اثير، /. اسحاق همچنان در
بخارا بود تا در ٩٨ق امير احمد او را آزاد كرد و به امارت سمرقند و فرغانه
بازگردانيد همو، /١.
چون امير احمد در ٠١ق كشته شد و پسر خردسالش نصر در بخارا بر تخت نشست،
اسحاق در سمرقند به عنوان بزرگ سامانيان سر برداشت و مردم را به اطاعت از
خود خواند و به خليفة بغداد هم نامه نوشت تا موافقت او را به دست آورد.
پسرش الياس نيز در سمرقند به ياري پدر برخاست و پسر ديگرش ابوصالح منصور در
نيشابور بر ضد نصر قيامكرد و برخىشهرهايخراسان را گرفت.از اين سويحمويةبن
على سپهسالار نصر به پيكار اسحاق رفت. در رمضان ٠١ بر در بخارا جنگ شد و
اسحاق تاب نياورد و به سمرقند گريخت، اما باز تدارك جنگ ديد و اين بار هم
ناكام ماند و به سمرقند بازگشت. حموية بن على سر در پى او نهاد و شهر را به
زور تصرف كرد وكار را بر اسحاق كه پنهان شده بود، چنان سخت گرفت كه امان
خواست و حمويه او را امان داد و به بخارا فرستاد. در اين ميان منصور بن
اسحاق نيز در خراسان بمرد و شورش به يك بار فرو نشست.
اسحاق در بخارا بود تا همانجا درگذشت طبري، ٠/٤٧- ٤٨؛ نرشخى، ٣٠؛ ابن اثير،
/٨، ٠؛ قس: سمعانى، همانجا. اسحاق نيز چون پدر و برادرانش اهل علم بود و
كسانى از محدثان از او روايت كردهاند نك: سمعانى، همانجا.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ٣٩٦ق/
٩٧٦م؛ طبري، تاريخ؛ گرديزي، عبدالحى، تاريخ، به كوشش عبدالحى حبيبى،
تهران، ٣٦٣ش؛ مدرس رضوي، محمدتقى، تعليقات بر تاريخ بخارا نك: هم، نرشخى،
نرشخى، محمد، تاريخ بخارا، ترجمة ابونصر احمد بن محمد، به كوشش محمدتقى مدرس
رضوي، تهران، ٣٦٣ش. صادق سجادي ز /١/٣ ز ن - /٢/٣ ز ن - ٨/٢/٣