دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٤٠
| اسحاق، اديب جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٤٠ |
اِسْحاق،اَديب ٢٧٢-٣٠١ق/٨٥٦-٨٨٤م، نويسنده، شاعر و روزنامه نگار مسيحى عرب.
وي در فيحاء از توابع دمشق به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتى را در مدرسة
عازاريين دمشق به پايان رساند و در همانجا زبان فرانسه را نيز فرا گرفت.
قريحة شاعري وي از همان آغاز كودكى شكوفا شد و ٠ سال بيش نداشت كه به
سرودن شعر پرداخت، اما تنگدستى خانوادهاش سبب شد كه در ١ سالگى تحصيل را
رها كند و با دستمزدي اندك در گمرك دمشق مشغول كار شود شيخو، /١٧؛ حمزه، /٨ ؛
٢ .EIبا اين حال، دست از مطالعه برنداشت و در هر فرصتى به خواندن آثار
ادبى و سرودن شعر مىپرداخت. در همين دوره، زبان تركى را نيز به خوبى فرا
گرفت عبود، ٤١؛ زيدان، تاريخ...، /٤٩.
اديب در ٥ سالگى، به خواست پدر به بيروت رفت و در ادارة پست مشغول كار شد.
محيط ادبى بيروت زمينهاي مناسب براي فعاليتهاي علمى و فرهنگى اديب بود.
از اين رو، وي پس از آشنايى با چند تن از اديبان و روزنامهنگاران بنام
چون ابراهيم يازجى، احمد فارس شدياق، خليل خوري و پطرس بستانى، در ٧
سالگى توانست سردبيري روزنامة ثمرات الفنون را بر عهده گيرد و با روزنامة
التقدم نيز همكاري كند. سپس از سردبيري ثمرات الفنون دست كشيد و سردبير
روزنامة التقدم شد و كوشيد با ايجاد تغييرات بنيادي در آن، ماية ارتقاي سطح
علمى و ادبى روزنامه شود مروّه، ٦٥؛ آل جندي، /٤٨. افزون بر آن، مقالات و
مباحثى را به مسائل سياسى و انتقاد از سياست حاكمان لبنان اختصاص داد كه
عكس العمل شديد محافل سياسى را در پى داشت و برخى از روزنامههاي هوادار
دولت همچون البشير بر ضد او هياهوي بسيار به راه انداختند بستانى، ٢/٢٦. هنوز
٠ سال نداشت كه به عضويت انجمن ادبى زهرة الا¸داب كه در ٨٧٣م تأسيس شده
بود، درآمد و پس از چندي رياست آن را نيز بر عهده گرفت. اديب در اين زمان
آوازهاي بلند يافت و مجموعة سخنرانيهايش در انجمن زهرةالا¸داب توجه بسياري
را به خود جلب كرد حمزه،/٩؛آلجندي، همانجا؛ زيدان، تراجم...، /٦. وي در
٨٧٥م به همراه دوستش سليم خوري كتاب آثار الادهار را منتشر ساخت و نزهة
الاحداق فى مصارع العشاق را نيز در همين زمان نوشت مروه، آل جندي،
همانجاها. همچنين به پيشنهاد سركنسول فرانسه در بيروت رمان اندروماك را
ترجمه كرد و با همكاري برخى هنرمندان معروف در زمانى كوتاه آن را به روي
صحنه برد و درآمد آن را صرف برخى امور خيريه كرد حمزه، همانجا؛ نجم، ١٥.
اديب در حدود سال ٨٧٦م در زمان حكومت خديو اسماعيل به اسكندريه رفت و با
همكاري سليم نقاش نمايشنامههايى را به عربى ترجمه كرد و به روي صحنه برد
مروه، همانجا؛ حمزه، /٠. اندكى بعد، از اسكندريه به قاهره رفت و در آنجا با
سيد جمال الدين اسدآبادي آشنا شد و در زمرة مريدان وي درآمد نك: اسحاق، ٠؛
حمزه، همانجا؛ طرازي، /٣. در ٨٧٧م، به پيشنهاد سيدجمال الدين هفتهنامة مصر
را بنياد نهاد حمزه، همانجا. اديب در اين روزگار در نهايت فقر و تنگدستى
روزگار مىگذرانيد و تأمين هزينة هفته نامه برايش سخت دشوار بود، از اين رو
ادارة آن را از قاهره به اسكندريه منتقل ساخت و سليم نقاش نيز در تحرير آن
به ياري وي شتافت. هفته نامة مصر در اسكندريه با استقبال شديد مردم روبهرو
شد و شهرت فراوان يافت، به خصوص كه برخى آزاديخواهان و نويسندگان بنام
همچون سيدجمال الدين در زمرة نويسندگان آن بودند دسوقى، /١٨؛ اسحاق، حمزه،
طرازي، همانجاها. اديب تنها به هفته نامة مصر بسنده نكرد و به همراه سليم
نقاش در ٨٧٨م روزنامة التجارة را با حمايت مالى برخى تاجران تأسيس كرد
طرازي، /٤ - ٥. اديب از هواداران شريف پاشا نخست وزير وقت بود و در مقالات
خود از وي سخت جانبداري مىكرد، اما همينكه رياض پاشا در ٨٧٩م به وزارت
كشور رسيد، اديب به مخالفت با وي برخاست و سياستهاي او را به شدت مورد
انتقاد قرار داد و به دنبال آن، طولى نكشيد كه هر دو نشرية التجارة و مصر
توقيف شد همو، /٤؛ حمزه، /٠، ٣؛ مقدسى، ١٤.
اديب اسحاق دست از فعاليت مطبوعاتى برنداشت و در پى آن روزنامة مصر الفتاة
را در ٨٧٩م و سپس هفته نامة المحروسه را در ٨٨٠م به همراه سليم نقاش در
اسكندريه منتشر كرد طرازي، /٦ - ٧؛ يازجى، ٣٦؛ زيدان، تاريخ، /٧، اما فشارهاي
سياسى و سختگيريهاي حكومت مصر او را به جلاي وطن واداشت و او در همان حال
به فرانسه رفت و روزنامة مصر القاهره را در آنجا منتشر كرد و بيشترين مقالات
آن را به انتقاد از رياض پاشا و سياستهاي او كه در آن هنگام نخست وزير بود،
اختصاص داد مروه، ٣٤؛ حمزه، /٤. اديب در فرانسه با نويسندگان و
روزنامهنگاران بسياري آشنا شد و افزون بر نگارش مقالات متعدد دربارة مشرق
زمين، كتاب تراجم مصر فى هذا العصر را در آنجا تأليف كرد مقدسى، ١٢-١٣؛ آل
جندي، /٤٨. وي كه به بيماري سل مبتلا بود، در پاريس چندان تاب نياورد و
به ناچار پس از ماه اقامت در آنشهر به بيروتبازگشت و بهدرخواست مدير
روزنامة التقدم سردبيري آن را بر عهده گرفت بستانى، همانجا. اديب يك سال
در بيروت به سر برد، سپس در ٨٨١م به دعوت توفيق پاشا يا شريف پاشا در ٨٨٢م
و به گفتهاي به دعوت جمعى از دوستانش به مصر رفت و به عنوان منشى مجلس
انتخاب شد. در همين زمان اجازة انتشار مجدد روزنامة مصر را گرفت، اما چون
بيماريش شدت يافته بود. برادرش عونى اسحاق را به مديريت آن برگزيد و خود
به نوشتن مقالاتى در آن بسنده كرد مقدسى، ١٣؛ آل جندي، همانجا.
در ٨٨٢م هنگامى كه نهضت عرابى پاشا در مصر پاگرفت، اديب اسحاق كه از
آزاديخواهان ميانهرو بود، با اين نهضت از در مخالفت درآمد. وي عرابى و قيام
او را باعث باز شدن پاي بيگانگان به كشور مىدانست. از اين رو در مقالات
خود از رهبران آن به سختى انتقاد مىكرد. در ابياتى نيز آنان را دزدانى
خواند كه ماية ذلت و سرافكندگى مصر شدهاند مقدسى، ١٨- ١٩. اديب در همان سال
ناگزير به بيروت بازگشت و در آنجا قصيدة طولانى و معروفش را در مدح شريف
پاشا كه حكومتش به دست عرابى سقوط كرده بود، سرود. همچنين سردبيري روزنامه
التقدم را بار ديگر بر عهده گرفت و رمان الباريسية الحسناء را كه در اوايل
جوانى ترجمه كرده بود، در ٨٨٤م به چاپ رساند. در همين زمان بيماري وي
شدت يافت و به دستور پزشكان به مصر رفت و مدت كوتاهى را در قاهره و
اسكندريه گذراند. سپس به بيروت بازگشت و در همانجا در ٩ سالگى درگذشت حمزه،
/٩- ٢؛ آل جندي، /٤٨- ٥٠. بيشتر منابع وفات وي را در ٨٨٥م نوشتهاند شيخو،
/١٧؛ عبود، ٤١؛ عبدالجليل، ٩٧، اما مجلة المقتطف خبر مرگ وي را در شمارة تموز
٨٨٤م به چاپ رسانده است ص ٣٤.
دهههاي و سدة ٩ م را بايد عصر تحول مطبوعات عربى دانست يازجى، ٣٤ و اديب
اسحاق خود يكى از پيشگامان اين تحول بود. مطبوعات در آن روزگار از لحاظ نثر
و شيوة بيان بسيار ضعيف بودند و به كارگيري نثر مسجع و صناعات بديعى ماية
فخر همة روزنامه نگاران بود. اديب در تحول نثر مطبوعات و تغيير آن از صنعت
گرايى و تكلف به روانى و سادهنويسى بسيار كوشيد و نثر روزنامهاي را به
مرتبهاي از شيوايى و استواري رساند و تحولى بنيادي در آن به وجود آورد
زيدان، تاريخ، /٧؛ بستانى، /٥٨.
آثار: . آثار الادهار، در بيروت ٨٧٥م به چاپ رسيده است؛ . ادب المقالة
الصحفية، اثر مشتركى است از اديب اسحاق، محمد عبده و عبدالله نديم كه در
قاهره به چاپ رسيده است؛ . الباريسية الحسناء، نمايشنامهاي است كه او از
فرانسه به عربى ترجمه كرده، و در بيروت ٨٨٤م به چاپ رسانده است؛ .
الدرر، مجموعهاي است از اشعار، سخنرانيها، رسائل و نمايشنامههاي وي كه به
دست برادرش عونى اسحاق گردآوري و در بيروت ٩٠٩م منتشر شده است؛ . ديوان
انيس الجليس، كه برخى آن را به يوسف شلفون نسبت دادهاند نك: وانديك،
٨٢-٨٣؛ طرازي، /٢١؛ . نزهة الاحداق فى مصارع العشاق، در بيروت ٨٧٤م به چاپ
رسيده است.
آثار يافت نشده: . تراجم مصر فى هذا العصر . غرائب الاتفاق بستانى، ٢/٢٦؛
كحاله، /٢٢.
برخى از آثار اديب در زمان حيات وي از خانهاش به سرقت رفته است ٢
.EIاشعاري كه او در سالهاي جوانى سروده، به حدود هزار بيت مىرسد و بيشتر
غزل، مدح، عتاب و رثاست زيدان، تراجم، /٥.
مآخذ: آل جندي، ادهم، اعلام الادب و الفن، دمشق، ٩٥٨م؛ اسحاق، اديب،
«جمال الدين الافغانى»، المنتخبات العصرية لدرس الا¸داب العربية، لنينگراد،
٩٢٨م؛ بستانى؛ بستانى، بطرس، ادباء العرب، بيروت، ٩٧٩م؛ حمزه، عبداللطيف،
ادب المقالة الصحفية، قاهره، ٩٦٥م؛ دسوقى، عمر، فى الادب الحديث، قاهره،
٩٧٣م؛ زيدان، جرجى، تاريخ آداب اللغة العربية، به كوشش شوقى ضيف، قاهره،
٩٥٧م؛ همو، تراجم مشاهير الشرق، بيروت، دارمكتبة الحياة؛ شيخو، لويس، الا¸داب
العربية فى القرن التاسع عشر، بيروت، ٩١٠م؛ طرازي، فيليپ، تاريخ الحصافة
العربية، بيروت، ٩١٣- ٩١٤م؛ عبدالجليل، ج.م.، تاريخ ادبيات عرب، ترجمة
آذرتاش آذرنوش، تهران، ٣٦٣ش؛ عبود، مارون، ادب العرب، بيروت، ٩٦٠م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، ٣٧٦ق/٩٥٧م؛ مروه، اديب، الصحافة
العربية، بيروت، ٩٦١م؛ المقتطف، قاهره، ٨٨٤م، شم ٠؛ مقدسى، انيس، الفنون
الادبية و اعلامها، بيروت، ٩٨٤م؛ نجم، محمد يوسف، المسرحية فى الادب العربى
الحديث، بيروت، ٩٦٧م؛ وانديك، ادوارد، اكتفاءالقنوع، قم، ٤٠٩ق؛ يازجى،
كمال، رواد النهضة الادبية فى لبنان الحديث، بيروت، ٩٦٢م؛ نيز: ٢ .
عنايتالله فاتحىنژاد رب ٢//٣
ن * * رب
ن * * رب