دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٢٦
| استفان بن بسيل جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٢٦ |
اِسْتِفانِ بْنِ بَسيل (يا باسيل)، از نخستين مترجمان متون طبى
يونانى به زبان عربى در سدة ٣ق/٩م و نخستين مترجم كتاب دارويى
دياسقوريدوس١ بهزبان عربى. يگانه اطلاعى كه از زندگانى او داريم اين است
كه در زمان حنين بن اسحاق مىزيسته، و از زمرة مترجمان چيرهدستى بوده
است كه متوكل خليفة عباسى به دستياري حنين گماشته است (ابن جلجل، ٦٩؛
قفطى، ١٧١؛ ابن ابى اصيبعه، ١/١٨٩). ابن ابى اصيبعه ترجمههاي او را در
رديف ترجمههاي حنين شمرده، ولى اذعان داشته كه ترجمههاي حنين فصيحتر و
شيواتر است (١/٢٠٤). به علاوه، حنين چنانكه خود گفته است، ترجمههاي
استفان و ديگر دستياران خويشرا بررسى و اصلاح مىكردهاست(ابنجلجل،قفطى،
همانجاها؛ ابنابىاصيبعه، ١/١٨٩؛ نيز نك: آثار در همين مقاله).
آثار: آثار شناخته شدة استفان همه ترجمة كتابهاي طبى و دارويى يونانى است
كه مستقيماً از آن زبان يا گاه از روي ترجمههاي سريانى به عربى ترجمه
مىشده است:
١. المقالات السبع يا هيولى الطب فى الحشائش و السموم، اثر دياسقوريدوس كه
مهمترين كتاب دارويى در طب اسلامى است و در حدود ١٥ قرن منبع اصلى
داروشناسى در جهان اسلام بوده است. متن يونانى كتاب كه شامل ٥ مقالة
اصلى و دو مقالة الحاقى است، در سدة ١م نگارش يافته است. اين كتاب در
زمان متوكل بهكوشش حنين بن اسحاق به بغداد آورده شد و نخست توسط خود او
به زبان سريانى ترجمه شد. سپس استفان متن كامل آن را از زبان يونانى به
عربى ترجمه كرد و اين ترجمه توسط حنين بازبينى و اصلاح شد. اين دو ظاهراً
يكبار ديگر نيز مشتركاً دست به ترجمة اين كتاب زدند و متن ترجمه را ديگر بار
حنين بازبينى و اصلاح كرد. استفان نامهاي دارويى يونانى را كه معادل عربى
آنها را مىشناخت، در متن كتاب وارد كرد، ولى نامهاي ناشناخته را به همان
صورت اصلى در متن عربى آورد تا شايد آيندگان معادلهايى براي آنها بيابند.
غالب اين نامها يك سده بعد در اندلس به ياري راهبى به نام نيكلا كه
فرستادة امپراتور بيزانس به دربار عبدالرحمان ناصر بود و به زبانهاي يونانى و
لاتينى آگاهى داشت، به زبان عربى ترجمه و تفسير شد. ترجمة استفان بىشك
مهمترين ترجمة كتاب دياسقوريدوس به زبان عربى است، ولى يگانه ترجمة آن
نيست. در سدههاي بعد ترجمههاي ديگري نيز از اين كتاب فراهم آمد كه ظاهراً
همه از روي ترجمة سريانى حنين صورت گرفته، و اكنون نسخههايى از آنها در
دست است (نك: ابن ابى اصيبعه، ٢/٤٦-٤٧؛ لكلر، ٣٨ -٥ ؛ اولمان، ٢٦٢ -٢٥٩ ؛
صادق، ١٩ -٧ ، كه نسخههاي مختلف ترجمة استفان را معرفى و مقايسه كرده
است؛ دربارة شرحها و تفسيرهايى كه بر ترجمة استفان نوشته شده است نك: سيد،
٢٢-٢٣؛ نيز نك: ه د، ابن جلجل، آثار). ترجمة عربى استفان بهكوشش سزار دوبلر٢
و الياسترس٣ در جلد دوم از مجموعهاي ٦ جلدي دربارة «كتاب دياسقوريدوس٤» در
تطوان و بارسلون (١٩٥٢- ١٩٥٧م) بهچاپ رسيده است (دربارة اين مجموعه و
مطالب هر جلد آن، نك: III/٥٩-٦٠ .(GAS,
ديگرآثار استفاناينهاست: ٢. الادوية المستعملة، اثر اوريباسيوس٥ (ابن نديم،
٣٥٠؛ نيز III/١٥٢-١٥٤ ). ٣. GAS, الحاجة الى التنفس يا منفعة النفس، اثر
جالينوس كه ظاهراً نيمى از آن را استفان و نيم ديگر را حنين به عربى
ترجمه كرده است (حنين، ١٦٣؛ ابن نديم، ٣٤٩؛ نيز III/١٠٤ ). ٤. GAS, حركة
العضل، اثر جالينوس كه حنين آن را با متن يونانى مقابله و اصلاح كرده
است (حنين، ١٦٢؛ ابن نديم، همانجا؛ نيز III/١٠٣-١٠٤ ). ٥. GAS, الذبول، اثر
جالينوس كه حنين بخشى از آن را اصلاح كرده است (حنين، ١٦٨). نسخههايى از
اين كتاب در ليسبن و احتمالاً فلورانس موجود است III/١١٦) ). ٦. GAS, « عدد
المقاييس (ابن نديم، ٣٥٠). ٧. علل التنفس، اثر جالينوس كه حنين و استفان
با هم آن را مقابله كردهاند (حنين، ١٦٢؛ ابن نديم، ٣٤٩؛ نيز III/١٠٢-١٠٣ ).
٨. GAS, فى الامتلاء، اثر جالينوس (حنين، ١٦٦؛ ابن نديم، همانجا؛ نيز III/١١١
). ٩. GAS, فى حركة الصدر و الرئة، اثر جالينوس كه حنين آنرا مقابله و اصلاح
كرده است (حنين، ١٦١-١٦٢؛ ابن نديم، همانجا؛ نيز III/١٣٤-١٣٥ ). ١٠. GAS,
الفصد، اثر جالينوس كه استفان مقالة آخر آن را از روي ترجمة سريانى سرگيوس٦
به عربى ترجمه كرده است (حنين، ١٦٨؛ ابن نديم، همانجا). نسخههايى از اين
كتاب در دارالكتب و رامپور موجود است III/١١٥-١١٦) ). ١١. GAS, المرة السوداء،
اثر جالينوس (حنين، ١٦٧؛ ابن نديم، همانجا). نسخهاي از اين كتاب در
اياصوفيه موجود است III/١١٣-١١٤) .(GAS,
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، بهكوشش ا¸وگوست مولر، قاهره،
١٢٩٩ق/١٨٨٢م؛ ابن جلجل، سليمان، طبقات الاطباء و الحكماء، بهكوشش فؤاد سيد،
بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن نديم، الفهرست؛ حنين بن اسحاق، «رسالة الى على
بن يحيى»، دراسات و نصوص فى الفلسفة و العلوم عند العرب، بهكوشش
عبدالرحمان بدوي، بيروت، ١٩٨١م؛ سيد، فؤاد، تعليقات بر طبقات الاطباء (نك: هم
، ابن جلجل)؛ قفطى، على، تاريخ الحكماء، بهكوشش يوليوس ليپرت، لايپزيگ،
١٩٠٣م؛ نيز:
GAS; Leclerc, L., X De la traduction arabe de Dioscorides n , JA, ١٨٦٧, vol. IX;
Sadek, M. M., The Arabic Materia Medica of Dioscorides, Qu E bec , ١٩٨٣;
Ullmann, M., Die Medizin im Islam, Leiden/K N ln, ١٩٧٠.
مهران ارزنده
(ب)
ن * ١ * ب
ن * ٢ * ب