دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٨٥

اسپارتا
جلد: ٨
     
شماره مقاله:٣٢٨٥



اِسْپارْتا، نام‌ استان‌ و شهر مركز آن‌ در حوضة مديترانه‌ در ناحيه‌اي‌ معروف‌ به‌ گوللر١ (درياچه‌ها) در جنوب‌ كشور تركيه‌.
موقعيت‌، چهرة طبيعى‌ و جمعيت‌: استان‌ اسپارتا در ٣٧ و ١٨ تا ٣٨ و ٣٠ عرض‌ شمالى‌ و ٣٠ و ٢ تا ٣١ و ٣٣ طول‌ شرقى‌ قرار گرفته‌ است‌. مساحت‌ آن‌ ٩٣٣ ،٨ كم٢ V/٣٥٠٥) )، YA, و ارتفاع‌ مركز استان‌ از سطح‌ دريا ٠٢٥ ،١متر است‌ IV/٢١٠) , ٢ .(EIاستان‌ اسپارتا از شمال‌ به‌ استان‌ افيون‌ قره‌ حصار، از جنوب‌ به‌ استان‌ آنتاليا، از مشرق‌ به‌ استان‌ قونيه‌ و از غرب‌ و جنوب‌ غربى‌ به‌ استان‌ بوردور محدود است‌ ، YA) همانجا؛ «آمار...٢»، نقشة تركيه‌). جمعيت‌ استان‌ برابر سرشماري‌ عمومى‌ ١٩٩٠م‌، بالغ‌ بر ٧٧١ ،٤٣٤ نفر بوده‌ است‌ كه‌ ٥٧٤ ،٢٢٩ نفر آن‌ در شهرها و ١٩٧ ،٢٠٥نفر در روستاها زندگى‌ مى‌كردند. جمعيت‌ شهرستان‌ اسپارتا ٠٦١ ،١٣٣ نفر بوده‌ كه‌ ١١٧ ،١١٢ نفر در شهر اسپارتا و ٩٤٤ ،٢٠نفر در روستاهاي‌ آن‌ زندگى‌ مى‌كردند (همان‌، .(٢٩ شهرهاي‌ تابع‌ استان‌ اسپارتا اينهاست‌: آتابيك‌٣، ايريدير٤، گلن‌ دوست‌، گچى‌ بورلو، سنيركنت‌، سوتچولر، شرقى‌ قره‌ آغاچ‌، اولوبورلو و يالواچ‌ (همانجا).
بخش‌ وسيعى‌ از اين‌ استان‌ (٤/٦٨% مساحت‌ آن‌) كوهستانى‌ است‌. كوههاي‌ مهم‌ آن‌ اينهاست‌: رشته‌ كوههاي‌ سلطان‌ در شرق‌ با ارتفاع‌ ٦١٠ ،٢متر؛ قاراقوش‌ در شمال‌ ميان‌ اسپارتا و استان‌ افيون‌ قره‌حصار با ارتفاع‌ ٩٩٥ ،١متر؛ قويوجاك‌ كه‌ بخشى‌ از توروس‌ غربى‌ است‌ با ارتفاع‌ ٣٣٧ ،٢ متر؛ قاپى‌ داغ‌، ٤٤٧ ،٢ متر؛ داوراز، ٦٣٥ ،٢ متر؛ بارلا ٧٩٩ ،٢ متر؛ و نيز گول‌ داغلاري‌ با ارتفاع‌ ٨٩٢ ،٢ متر كه‌ بلندترين‌ كوه‌ استان‌ است‌ V/٣٥٠٥-٣٥٠٦) .(YA,
رودخانه‌هاي‌ مهم‌ اسپارتا اينهاست‌: ايري‌ چاي‌ كه‌ از جنوب‌ سلطان‌ داغى‌ سرچشمه‌ مى‌گيرد و به‌ درياچة بيك‌ شهر٥ مى‌ريزد؛ آق‌ سو كه‌ از شهر اسپارتا مى‌گذرد؛ و نيز كوپروسويو (همان‌، .(V/٣٥٠٦-٣٥٠٧ در اين‌استان‌درياچه‌هايى‌نيزوجود دارندكه‌براثرآتش‌فشانيهاايجاد شده‌اند، مانند درياچة ايريدير، كوادا و گولجوك‌ .(V/٣٥٠٧-٣٥٠٨ٹِ‘ُû)
استان‌ اسپارتا از نظر آب‌وهوا تحت‌ تأثير شرايط اقليمى‌ مديترانه‌ اي‌ و آناتولى‌ مركزي‌ است‌، اما نه‌ رطوبت‌ مديترانه‌ را دارد و نه‌ خشكى‌ آناتولى‌ مركزي‌ را. در نواحى‌ ييلاقى‌ اغلب‌ هوا سرد است‌. از نظر پوشش‌ گياهى‌ حدود ٣٣% از كل‌ مساحت‌ استان‌ را جنگل‌ پوشانيده‌ است‌ و انواع‌ درختان‌ جنگلى‌ و نيز درختان‌ ميوه‌ در آنجا وجود دارد (همان‌، .(V/٣٥١٢
نام‌گذاري‌: پژوهشهاي‌ باستان‌ شناختى‌ و تاريخى‌ نشان‌ مى‌دهد كه‌ اسپارتاي‌ كنونى‌ در محل‌ قديمى‌ باريس‌، يكى‌ از شهرهاي‌ باستانى‌ پيسيديا قرار گرفته‌ است‌ (پلينى‌، ؛ II/٣٣١ V(٢)/٦٨١ .(IA, آگاهى‌ دربارة منشأ نام‌ اين‌ شهر از سدة ٨ق‌م‌ فراتر نمى‌رود. چنين‌ گمان‌ مى‌رود كه‌ سبارداييها٦ و كيمرها كه‌ توسط اسكيتها (سكاها) از شمال‌ درياي‌ سياه‌ بيرون‌ رانده‌ شدند، در اين‌ ناحيه‌ سكنى‌ گزيدند و نام‌ خود را به‌ منطقه‌ دادند. اين‌ موضوع‌ را نوشتة ابن‌ بطوطه‌ (ص‌ ٢٨٧) كه‌ آنجا را سبرتا ناميده‌ است‌، تا حدودي‌ تأييد مى‌كند. برخى‌ محققان‌ نيز واژة باريس‌ را از ريشة واري‌٧ كه‌ در زبان‌ سانسكريت‌ معنى‌ آب‌ مى‌دهد و نام‌ رودخانه‌اي‌ نيز بوده‌ است‌، مى‌دانند V/٣٥١٨) .(YA, در ٣٢٥م‌ هنگامى‌ كه‌ نخستين‌ شوراي‌ ازنيك‌ (ازنيق‌) تشكيل‌ شد، اين‌ شهر به‌ نام‌ هراكليوس‌ بارنسيس‌ پيسيديا ناميده‌ شد. استفان‌ بيزانسى‌ نيز از آن‌ با عنوان‌ شهري‌ مهم‌ نام‌ مى‌برد ( پاولى‌، .(V/١٧ هرودت‌ از اين‌ محل‌ با نام‌ پاتارا ياد مى‌كند (نك: هيتسيگ‌، .(٧٣١ در مآخذ كهن‌ سلجوقى‌ و عثمانى‌ نيز به‌ صورتهاي‌ سپرته‌ (مختصر...، ٢٤)، اسپرده‌ (نشري‌، ١/٢٠٨)، اسپارته‌ (سعدالدين‌، ١/٩٨؛ حاجى‌ خليفه‌، ٦٤٠)، و در مآخذ عربى‌ به‌ صورت‌ سبارطه‌ (هيتسيگ‌، همانجا) آمده‌ است‌. به‌ نوشتة سامى‌، نام‌ باستانى‌ شهر، باريس‌ بوده‌ كه‌ در تركيب‌ ادات‌ ظرف‌ در زبان‌ يونانى‌ به‌ شكل‌ ايس‌ بارتيا و ضمن‌ تغييري‌ در شكل‌ به‌ صورت‌ اسپارته‌ درآمده‌ است‌ (٢/٨٥٨). در روزگار عثمانيها به‌ عنوان‌ مركز سنجاق‌ حميد ايلى‌ خوانده‌ مى‌شد و در سدة ١٩م‌ با نام‌ حميدآباد به‌ ولايت‌ قونيه‌ منضم‌ شد ، YA) همانجا).
تاريخ‌: مسكون‌ بودن‌ منطقة اسپارتا به‌ دوران‌ ديرينه‌ سنگى‌ مى‌رسد. در حفاريهاي‌ ١٩٤٤م‌ در ١٥ كيلومتري‌ شمال‌ اسپارتا در ميان‌ دشت‌ بوزان‌ اونو به‌ مغاره‌اي‌ از دوران‌ ديرينه‌ سنگى‌ بر مى‌خوريم‌. اين‌ مغاره‌ و غارهاي‌ اطراف‌ نشان‌ مى‌دهند كه‌ اين‌ ناحيه‌ در آن‌ دوران‌ مسكون‌ بوده‌ است‌ (همانجا).
دورة تاريخى‌ در اسپارتا از دو هزار سال‌ ق‌م‌ آغاز مى‌شود. اين‌ منطقه‌ در آن‌ زمان‌ محل‌ زندگى‌ اقوام‌ لووي‌٨ و آرزاوا بوده‌ است‌. آرزاواها در اين‌ زمان‌ كه‌ حِتّيها به‌ عنوان‌ نيروي‌ سياسى‌ در منطقة هاليس‌ (قزل‌ايرماق‌) حضور داشتند، قدرتى‌ كوچك‌، ولى‌ متنفذ در آسياي‌ صغير بودند. آنان‌ به‌ حاكميت‌ هيچ‌ قدرت‌ ديگري‌ گردن‌ ننهادند، چنانكه‌ حتيها در طول‌ ٥٠٠ سال‌ نتوانستند حاكميت‌ قطعى‌ خود را بر ايشان‌ اعمال‌ كنند. سرانجام‌ سلطة آرزاواها در ١٢٠٠ق‌م‌ با هجوم‌ طوايف‌ جزاير بالكان‌ به‌ آناتولى‌ كه‌ چهرة سياسى‌ منطقة آناتولى‌ كنونى‌ را كلاً تغيير داد، سرآمد. در ميان‌ اين‌ طوايف‌ كوچنده‌ از بالكان‌، فريگيها مقتدرترين‌ عنصر قومى‌ بودند كه‌ ميان‌ سالهاي‌ ١٢٠٠- ١١٠٠ق‌م‌ در بيشتر مناطق‌، از جمله‌ اسپارتا پخش‌ شدند و به‌ همراه‌ برخى‌ قبايل‌ آنجا اتحادية بزرگى‌ تشكيل‌ دادند. فريگيها در اواخر سدة ٨ق‌م‌ بر اثر جنگ‌ با آشوريها قدرت‌ و برتري‌ خود را از دست‌ دادند. در ٦٩٥ق‌م‌ نيز در برابر سبارداييها و كيمريان‌ كه‌ از سوي‌ اسكيتها (سكاها) از قفقاز به‌ سوي‌ جنوب‌ رانده‌ شده‌ بودند، دوام‌ نياوردند و مغلوب‌ شدند. در همين‌ زمان‌ ليدياييها با كمك‌ سبارداييها و كيمريان‌ به‌ حاكميت‌ فريگيها خاتمه‌ دادند و خود جاي‌ آنان‌ را گرفتند. ليدياييها نيز سپس‌ مغلوب‌ كيمريان‌ شدند و اين‌ گروه‌ اخير در ٦٣٣ق‌م‌ در برابر حملة مادها نتوانستند مقاومت‌ كنند و به‌ سوريه‌ و فلسطين‌ رفتند (همان‌، .(V/٣٥١٩-٣٥٢٠
با پايان‌ يافتن‌ دولت‌ ليدي‌، پارسها (ايرانيها) قدم‌ به‌ صحنة تاريخ‌ آسياي‌ صغير نهادند و شهرهاي‌ سواحل‌ اژه‌ را كه‌ در دست‌ يونانيان‌ بود، تصرف‌ كردند. در اندك‌ زمانى‌ آسياي‌ صغير از جمله‌ اسپارتا و منطقة پيسيديا كه‌ اسپارتا نيز در آن‌ قرار داشت‌، جزو كوچكى‌ از ساتراپ‌ بزرگ‌ ايونى‌ در قلمرو حاكميت‌ امپراتوري‌ هخامنشى‌ قرار گرفت‌.
در ٣٣٤ق‌م‌ با حملة اسكندر و تصرف‌ آسياي‌ صغير، فرمانروايى‌ هخامنشيان‌ به‌ سر آمد. اسكندر شهرهاي‌ سواحل‌ اژه‌، از جمله‌ ناحية پيسيديا را تصرف‌ كرد، ولى‌ فرصت‌ اشغال‌ اسپارتا را نيافت‌ و تصرف‌ آنجا را به‌ يكى‌ از فرماندهان‌ خود محول‌ كرد. پس‌ از مرگ‌ اسكندر اين‌ منطقه‌ به‌ حاكميت‌ و پادشاهى‌ برگاما درآمد. در حالى‌ كه‌ دولت‌ برگاما قلمرو خود را به‌ سوي‌ آناتولى‌ غربى‌ گسترش‌ مى‌داد، سلوكوس‌، سر دار ديگر اسكندر، دولت‌ سلوكيان‌ را در سوريه‌ تأسيس‌ كرد. سلوكيان‌ درصدد توسعة قلمرو خود به‌ جانب‌ سواحل‌ اژه‌ برآمدند. به‌ همين‌ سبب‌ برخورد ميان‌ دولت‌ برگاما و سلوكيان‌ مدتها ادامه‌ داشت‌. سرانجام‌ اسپارتا تحت‌ فرمانروايى‌ سلوكيان‌ درآمد و در ١٨٨ق‌م‌ تمام‌ سرزمين‌ آسياي‌ صغير زير فرمان‌ روميها قرار گرفت‌ (همانجا).
هنگامى‌ كه‌ روميان‌ به‌ تثبيت‌ موقعيت‌ خود در اين‌ سرزمين‌ مشغول‌ بودند، پادشاهى‌ برگاما با اعمال‌ سياست‌ جديدي‌ با رضايت‌ دولت‌ روم‌ نواحى‌ اسپارتا را بار ديگر به‌ قلمرو خود افزود و سپس‌ در ١٢٩ق‌م‌ تمام‌ اين‌ ناحيه‌ را به‌ تصرف‌ قطعى‌ خود درآورد (همان‌، .(V/٣٥٢١ از زمان‌ تسلط روم‌ تا پايان‌ سدة ٣م‌ تغيير مهمى‌ در منطقة اسپارتا پديد نيامد، جز آنكه‌ اسپارتا يكى‌ از ولايات‌ بزرگ‌ روم‌ بود و در زمان‌ امپراتوري‌ ديوكلتيانوس‌١ (٢٨٤- ٣٠٥م‌) يكى‌ از ١٢ منطقة امپراتوري‌ به‌ شمار مى‌رفت‌. پس‌ از تقسيم‌ امپراتوري‌ روم‌ در ٣٩٥م‌، منطقة اسپارتا جزو روم‌ شرقى‌ (بيزانس‌) باقى‌ ماند و در تقسيمات‌ اداري‌ زمان‌ هراكليوس‌ ضميمة ولايت‌ آناتوليكون‌٢ شد (همانجا).
در زمان‌ خلافت‌ بنى‌اميه‌ در ٩٤ق‌ دوبار به‌ اسپارتا حمله‌ شد ، ولى‌ در هر دو بار مهاجمان‌ عرب‌ در برابر بيزانس‌ كاري‌ از پيش‌ نبردند و عقب‌ نشينى‌ كردند. پس‌ از جنگ‌ ملازگرد، سلجوقيان‌ در مدت‌ كوتاهى‌ بر قسمت‌ بيشتري‌ از خاك‌ آناتولى‌ غربى‌ دست‌ يافتند، ولى‌ حاكميت‌ آنان‌ به‌ سبب‌ مقاومت‌ بيزانس‌ از يك‌ سو و جنگهاي‌ صليبى‌ از سوي‌ ديگر، قطعيت‌ نيافت‌ و منطقه‌ بارها ميان‌ سلجوقيان‌ و بيزانس‌ دست‌ به‌ دست‌ گشت‌ (همانجا).
در زمان‌ قليچ‌ ارسلان‌ دوم‌ (٥٥١ -٥٨٨ق‌/١١٥٦- ١١٩٢م‌) لشكريان‌ بيزانس‌ در نزديكى‌ ايريدير از سلجوقيان‌ شكست‌ خوردند ( مختصر، ١/٢٣-٢٤؛ مشكور، ٩٠). ناحية اسپارتا در دورة سلطنت‌ قليچ‌ ارسلان‌ سوم‌ در ٦٠٠ق‌/١٢٠٤م‌ به‌ تصرف‌ كامل‌ سلجوقيان‌ درآمد. با ضعف‌ سلجوقيان‌ و حملة مغول‌، اميرنشين‌ حميد (حميد اوغوللاري‌) در ناحية اسپارتا و ايريدير تشكيل‌ شد. رئيس‌ اين‌ امارت‌، فلك‌ الدين‌ دُندار، نخست‌ بورلو و آنگاه‌ ايريدير را مركز خود قرار داد (اوزون‌ چارشيلى‌، «اميرنشينها...٣»، ٦٢ ؛ ، YA همانجا).
با قدرت‌گيري‌ عثمانيان‌، آخرين‌ امير خاندان‌ حميد - حسين‌ بيك‌ ابن‌ الياس‌ - پس‌ از مذاكرات‌ زياد اسپارتا را همراه‌ با ٥ شهر ديگر (آق‌شهر، بيك‌ شهر، سيدي‌ شهر، يالواچ‌، شرقى‌ قره‌آغاچ‌) در ٧٨٣ق‌/ ١٣٨١م‌ به‌ ٨٠ هزار سكة طلا به‌ سلطان‌ مراد فروخت‌ (همانجا؛ نشري‌، ١/٢٠٨-٢١٠؛ عاشق‌ پاشازاده‌، ٥٩ -٦٠؛ سعدالدين‌، ١/٩٨؛ قونيه‌لى‌، .(٢٠٩ به‌ اين‌ ترتيب‌، اسپارتا به‌ قلمرو عثمانى‌ منضم‌ شد. پس‌ از نبرد آنكارا و پيروزي‌ تيمور، دولت‌ عثمانى‌ دچار بحران‌ سياسى‌ شد و امراي‌ قرامان‌ با استفاده‌ از اين‌ اوضاع‌ برخى‌ از نواحى‌ قلمرو عثمانى‌، از جمله‌ اسپارتا را تحت‌ حاكميت‌ خود درآوردند. پس‌ از آنكه‌ محمد چلبى‌، از فرزندان‌ بايزيد، در رأس‌ حكومت‌ قرار گرفت‌، اسپارتا در ٨١٨ق‌/١٤١٥م‌ بار ديگر به‌ قلمرو عثمانى‌ پيوست‌ V/٣٥٢٢) .(YA, بر اثر بروز بحرانهاي‌ سياسى‌ - اقتصادي‌ در سدة ١٠ق‌/١٦م‌، در قلمرو عثمانى‌، قيامهاي‌ چندي‌ با اهداف‌ گوناگون‌ روي‌ داد. اين‌ قيامها اسپارتا و اطراف‌ آن‌ را نيز تحت‌ تأثير قرار داد و باعث‌ ويرانى‌ و كشتار شد. از جمله‌ مهم‌ترين‌ آنها قيام‌ شيعيان‌ اسپارتا به‌ رهبري‌ شاه‌ قلى‌ بود كه‌ در ٩١٧ق‌/١٥١١م‌ با كشته‌ شدن‌ وي‌ پايان‌ يافت‌. پس‌ از آن‌ دولت‌ عثمانى‌، شيعيان‌ را به‌ موره‌ تبعيد، و در آنجا زندانى‌ كرد (اوزون‌ چارشيلى‌، «تاريخ‌...٤»، ٢٥٥ .(II/٢٣١, از قيام‌ دهقانان‌ اسپارتا كه‌ مزارع‌ خود را رها ساخته‌، و به‌ غارت‌ شهرها و آباديها پرداخته‌ بودند و از شورشهايى‌ كه‌ دولتمردان‌ عثمانى‌ به‌ وجود مى‌آوردند، نيز مى‌توان‌ سخن‌ گفت‌ ، YA) همانجا). يكى‌ ديگر از مهم‌ترين‌ رويدادهاي‌ سدة ١١ق‌/١٧م‌ شورشهايى‌ است‌ كه‌ در ١٠٥٥ق‌/١٦٤٥م‌ توسط حيدراوغلى‌ و قاطرچى‌ اوغلى‌ در اسپارتا و اطراف‌ آن‌ به‌ وقوع‌ پيوست‌ (نك: اوزون‌ چارشيلى‌، همان‌، )؛ III/٣١١-٣١٤ سرانجام‌، اسپارتا در سدة ١٩م‌ به‌ ايالت‌ قونيه‌ ملحق‌ شد.
سياحانى‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ از اسپارتا بازديد كرده‌اند، هر يك‌ آنجا را به‌ نحوي‌ ستوده‌اند. ابن‌ بطوطه‌ (ص‌ ٢٨٧- ٢٨٨) از عمارتها، باغها، آبهاي‌ روان‌ و قلعة آن‌ ياد كرده‌ است‌. اولياچلبى‌ از سياحان‌ سدة ١٧م‌، آنجا را «شهر شيرين‌» خوانده‌، و گفته‌ است‌ كه‌ در اقليم‌ هفدهم‌ قرار دارد. همو از نقيب‌ الاشرافها و علماي‌ آنجا نيز ياد مى‌كند .(IX/٢٨٣-٢٨٤) همچنين‌ تكسيه‌ از آنجا با عنوان‌ زيباترين‌ شهر ولايت‌ حميد ياد كرده‌ است‌ و گويد كه‌ روميهاي‌ مقيم‌ اسپارتا زبان‌ خود را فراموش‌ كرده‌اند و به‌ تركى‌ سخن‌ مى‌گويند، زيرا تركها پس‌ از فتح‌ آنجا مدارس‌ رومى‌ را تعطيل‌ كردند (٣/٢٦٢).
اقتصاد: اسپارتا هم‌ در دورة فرمانروايى‌ حميد اوغوللاري‌ و هم‌ در روزگار عثمانيان‌ يكى‌ از مراكز مهم‌ بافندگى‌ بوده‌ است‌، چنانكه‌ فرشهاي‌ آنجا از سدة ١٥م‌ در بازارهاي‌ جهانى‌ شهرت‌ پيدا كرد. ماركوپولو از وسعت‌ قالى‌ بافى‌ اين‌ منطقه‌ ياد كرده‌ است‌ (نك: اوزون‌ چارشيلى‌، همان‌، .(II/٦٢٨ قالى‌ بافان‌ اسپارتا در كارگاههايى‌ كه‌ در ١٨٩١م‌ تأسيس‌ شده‌ بود، با نقش‌ قاليهاي‌ ايرانى‌ آشنايى‌ يافتند («دائرةالمعارف‌...١»، .(XIX/٤٧٧
صمغ‌ به‌ دست‌ آمده‌ از جنگلهاي‌ اطراف‌ اسپارتا در بازارهاي‌ اروپايى‌ شهرت‌ داشت‌ ، YA) همانجا). كشاورزي‌ مهم‌ترين‌ منبع‌ درآمد اقتصادي‌ منطقه‌ است‌، چنانكه‌ ٤/٦٠% جمعيت‌ به‌ كشاورزي‌ اشتغال‌ دارند و ٢٥% تا ٢٨% درآمد ناخالص‌ مردم‌ را محصولات‌ كشاورزي‌ تشكيل‌ مى‌دهد (همان‌، .(V/٣٥٤٠ غلات‌ مهم‌ترين‌ فرآوردة كشاورزي‌ منطقه‌ است‌. در ميان‌ گياهان‌ صنعتى‌، خشخاش‌ مقام‌ مهمى‌ را داراست‌ (همان‌، )، V/٣٥٨٣ چندانكه‌ جهانگردان‌ نيز به‌ صدور ترياك‌ اشاره‌ كرده‌اند V(٢)/٦٨١) .(IA, دانه‌هاي‌ روغنى‌ نيز در آنجا به‌ عمل‌ مى‌آيد كه‌ ٣/٢% كل‌ توليد تركيه‌ را شامل‌ مى‌شود ، YA) همانجا). يكى‌ از مهم‌ترين‌ توليدات‌ اسپارتا عصاره‌ و روغن‌ گل‌ است‌ كه‌ در صنايع‌ عطرسازي‌ و روغن‌ سازي‌ از آن‌ استفاده‌ مى‌شود. اين‌ محصول‌ بزرگ‌ترين‌ رقم‌ صادرات‌ اسپارتا را تشكيل‌ مى‌دهد (همانجا). اسپارتا از نظر صنعتى‌ توسعة چندانى‌ نيافته‌ است‌، معادن‌ گوگرد و لينييت‌ در اين‌ استان‌ وجود دارد كه‌ از گوگرد آن‌ در تهية مواد صنعتى‌ و داروهاي‌ دفع‌ آفات‌ نباتى‌ استفاده‌ مى‌شود. درياچة ايريدير مركز ماهيهاي‌ آب‌ شيرين‌ در تركيه‌ است‌ (همان‌، .(V/٣٥٨٤
آثار تاريخى‌: در ٣٣ كيلومتري‌ جنوب‌ شرقى‌ شهر اسپارتا برخى‌ كتيبه‌ها و نيز خرابه‌هاي‌ تئاتر و معبد ديده‌ مى‌شود. مهم‌ترين‌ آثار برجاي‌ مانده‌ از دورة اسلامى‌ اسپارتا اينهاست‌: مسجد خضربيك‌ كه‌ در ٧١٢ق‌/١٣١٢م‌ از جانب‌ خضربيك‌ امير حميد اوغوللاري‌ ساخته‌ شده‌؛ مسجدكوتلوبيك‌ كه‌ازجانب‌كوتلوبيك‌ نخستين‌امير ازحميداوغوللاري‌ شاخة اسپارتا در ٨٢٠ق‌/١٤١٧م‌ ساخته‌ شده‌؛ مسجد فردوس‌ بيك‌، كه‌ توسط معمار سنان‌ در ٩٦٨ق‌/١٥٦١م‌ به‌ دستور والى‌ اسپارتا ساخته‌ شده‌؛ بازارچة فردوس‌ بيك‌ كه‌ موقوفة مسجد است‌ (همان‌، .(V/٣٦٠٠-٣٦٠١ همچنين‌ كتابخانة خليل‌ حميد پاشا كه‌ در اواخر سال‌ ١١٩٧ق‌/١٧٨٣م‌ ساخته‌ شده‌، نيز قابل‌ ذكر است‌ (ارونسال‌، .(II/١٠٩
از ميان‌ مشاهير اسپارتا از مولانا عبدالقادر (مجدي‌، ١٩٨)، محمدبن‌ عبدالغنى‌، معروف‌ به‌ ياوري‌ زاده‌ كه‌ به‌ مدرسى‌ و قضا اشتغال‌ داشته‌ است‌ (شيخى‌، ١/٢٠) و خواجه‌ منصور عطار كه‌ آرامگاهش‌ نيز در اين‌ محل‌ قرار دارد،مى‌توان‌ نام‌برد(سامى‌،٢/٨٥٨؛رفعت‌،١/١٤٤).
مآخذ: ابن‌ بطوطه‌، رحلة، بيروت‌، ١٣٨٤ق‌/١٩٦٤م‌؛ تكسيه‌، شارل‌، كوچوك‌ آسيا، ترجمة على‌ سعاد، استانبول‌، ١٣٤٠ق‌؛ حاجى‌ خليفه‌، جهان‌ نما، استانبول‌، ١١٤٥ق‌؛ رفعت‌ افندي‌، احمد، لغات‌ تاريخيه‌ و جغرافيه‌، استانبول‌، ١٢٩٩ق‌؛ سامى‌، شمس‌الدين‌، قاموس‌ الاعلام‌، استانبول‌، ١٣٠٦ق‌؛ سعدالدين‌، محمد، تاج‌ التواريخ‌، استانبول‌، ١٢٧٩ق‌؛ شيخى‌ محمد افندي‌، وقايع‌ الفضلاء (ذيل‌ الشقائق‌ النعمانية )، به‌ كوشش‌ عبدالقادر اوزجان‌، استانبول‌، ١٩٨٩م‌؛ عاشق‌ پاشازاده‌، درويش‌ احمد، تاريخ‌، استانبول‌، ١٣٣٢ق‌؛ مجدي‌ محمد افندي‌، حدائق‌ الشقائق‌ (ذيل‌ الشقائق‌ النعمانية )، استانبول‌، ١٩٨٩م‌؛ مختصر سلجوق‌نامة ابن‌ بى‌بى‌، به‌ كوشش‌ هوتسما، ليدن‌، ١٩٠٢م‌؛ مشكور، محمدجواد، مقدمه‌ بر اخبار سلاجقة روم‌، تهران‌، ١٣٥٠ش‌؛ نشري‌، محمد، جهان‌ نما، به‌ كوشش‌ رشيد اونات‌ و محمد ا. كويمن‌، آنكارا، ١٩٨٧م‌؛ نيز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١; EI ٢ ; Er O nsal, I., T O rk k O t O phaneleri tarihi , Ankara , ١٩٨٨ ; Evliya ٤ elebi, Seyahatname, Istanbul, ١٩٣٥; Hitzig, F., X Das Lycische Sparta n , ZDMG, ١٨٥٥, vol. IX; IA; Konyali, I. H., Eregli tarihi, Istanbul, ١٩٧٠; Pauly; Pliny, Natural History, tr. H. Rackham, London, ١٩٤٧; T O rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧١; Uzun ٥ ars o l o , I. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٦٩; id, Osmanl o tarihi, Ankara, ١٩٨٣; YA.
ابوالحسن‌ ديانت‌