مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٨٤ - فصل سیزدهم در مناظره طاوس با حکیم هند
بنده به اشارت حاکم خود متوجّه این حضرت با رفعت گشته است. گروهی خزنده زنده دل مرا به این امر مهم فرستادهاند که از حقیقت حال بنیآدم معلوم کنم؛ زیرا که شدت زحمت ایشان از حد امکان تجاوز نموده و حیوانات دهان بسته را طاقت بسر رسیده و مدت عمر خود در این مشقت به سر بردند و هیچ کدام را معلوم نشد که ذریه آدم به کدام خصلت به این دولت رسیدهاند که حیوانات را تا به این حد مقهور و مجبور ایشان میباید بود و تا این غایت تحمل ایذای ایشان میباید کرد؟
حکیمی از اقصای روم در میان جمع حکما حاضر بود، نزدیک او آمد و گفت:
نظم
|
|
|
عنکبوت اگر میخواهد که قدر و منزلت ما معلوم کند و نسبت و شرف و فضیلت ما بر خود بشناسد، گو به عین الیقین نظر کن که حق سبحانه و تعالی فرزندان آدم را به مدد توفیق و الهام در استخراج حرفههای عجیب و استنباط صنعتهای غریب چه مایه قوت ارزانی داشته و مهندسان سبک دست را چقدر علم و معرفت بخشیده که از هر نوع طلسمات و سحر و شعبده و امثال آن که همه نمودار صنایع قدرت اویند، به عالمیان مینماید که حیوانات را بر همه اطلاع نیست و از این معنی هیچ نصیبی نیست.
عنکبوت گفت: اگر این دبدبه از این مرتبه است و این گفتگوی به این رنگ و بوی، حق تعالی ما و شما را در این آیه جمع کرده است: )قُلْ كُلٌّ یعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ([١] هر
[١] . (بگو: (هر كس طبق روش [و خلق و خوى] خود عمل مىكند) اسراء/٨٤.