مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٦٧ - فصل دهم در مناظره روباه با حکیم ترک
|
جز داد و دهش مباد کارت |
توفیق رفیق و بخت یارت |
آنچه رسول بهائم گفت، صادق القول است و شک نیست که انسان بر ایشان مسلطّند و در ضرب و قتل ایشان سعی به افراط میرسانند؛ اما این معنی نه بدعتی است که اکنون ظاهر و شایع شده یا قانونی که در این عهد وضع کردهاند؛ بلکه سنّتی است از بدایت خلقت آدم(علیه السلام) مقرّر شده و از دور حیات آدم(علیه السلام) مؤکّد شده. هر آینه آن تسلّط و استیلایی است که به سبب فضیلتی است که اصل و فرع آن به حجج عقلی و دلایل نقلی مقرّر و مبرهن باشد. یکی از حجّتهای صریح، نطق صحیح و بیان فصیح است که اظهار معرفت ذات باری تعالی عزّ شأنه و نشرعلم بر کمال او که اعلا کلمه طیّبه بدان منوط و مربوط است و قاعده شرایع و سنن انبیا و اساس امر و نهی و وعده و وعید به واسطه آن مستحکم و ممهّد میگردد و ارباب تحقیق را معلوم است که اخصّ اوصاف، نطق است و قوه ناطقه را بر حیوانی بدین سبب ترجیح و تفضیل نهادهاند.
شتر گفت: اگر مقصود از نطق، کلامی است که مستمع را فایده دهد و فهم آن معنی که در باطن متکلم است، حاصل آید، جمله حیوانات را آن نطق دادهاند. پس در این قضیه متساوی باشند و قصّه نطق حیوانات در قرآن و اخبار وارد است و در احکام عقول و شرایع جایز و ممکن.
حکیم حجاز گفت: نطق حیوانات به زبان حال است و نطق انسان به زبان قال این صریح است و آن مخفی.
شتر
گفت:غلط کردی حیوانات را نیز زبان قال دادهاند؛ اما چون تو را
مفهوم نمیشود، می پنداری که نطق ایشان به زبان حال است،
نشنیدهای که حق سبحانه و تعالی از قصه مور و هدهد خبر داد و
فرمود: )قَالَتْ نَمْلَةٌ([١] و )فَقَالَ أَحَطْتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ
[١] . (مورچهاى گفت) نمل/ ١٨.