مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ١١٢
و بعضی گویند نوعی از پوست باشد که آن ازسنجاب گرمتر و از سمور سردتر است. (برهان ). دله، که جانوری است، پوستین وی بهترین و گرانمایه ترین از انواع پوستین هاست. (منتهی الارب ). میان روباه و سمور بود.
قاقم: جانوری گوشتخوار شبیه سمور و به اندازۀ گربه، با پاهای کوتاه، دُم دراز، و پوست نرمِ زرد یا قهوهای که زیر گردن و شکمش مایل به سفید است و از پوست آن آستر لباس و دستکش درست میکنند. قندس: سگ آبی. (اقرب الموارد).جانوری است
کوس: دُهل، طبل بزرگ
کلنک: پرنده ای است کبودرنگ و درازگردن بزرگتر از لک لک که او را شکار کنند و خورند و پرهای زیر دم او را بر سر زنند. (برهان ). مرغی است بلندپرواز مانند غاز و غالباً بر لب آبها نشینند و بر هوا یک دسته آن به ترتیب و قطار و نظام پرواز کند. پرنده ای است عظیم الجثه از راسته درازپایان که جزو پرندگان مهاجر محسوب است . بعضی در قسمت بالها دارای پرهای سیاه رنگ هستند در حالی که منقار و پرهای گونه ای از آنها کاملاً سفید است . بلندی این پرنده به یک متر و گاهی به یک متر و نیم می رسد. غرنوق . غرنیق . غرانق . کرکی . قلنگ . قرنگ . قلنگه . غار قلنگ . توضیح اینکه دربرخی مآخذ غم خورک (حواصیل ) را که نام علمیش هرون می باشد و به ترکی «درنا» گفته می شود کلنگ ذکر کرده اند و بهمین علت در مآخذ مختلف در تعریف های مربوط به غم خورک (درنا) و کلنگ تفاوت وجود دارد. (از فرهنگ فارسی معین ). رَهو. خبرجل . غرنوق . غرنیق (منتهی الارب ). کرکی . (نصاب الصبیان) فردوسی :
کلنگ اند شاهان و من چون عقاب و یا خاک و من همچو دریای آب
مداهنت:چرب زبانی یا ظاهر کردن خلاف باطن وپوشیدن ما فی الضمیر و به خلاف آن اظهار کردن
مطاوعت: فرمانبرداری کردن