مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ١٠٢
است؛ زیرا که در علم اندک از شما داخلند، چنانچه گفتند: )وَ مَا یتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا([١] ومتابع ظن از دایره علم خارج است و هم به قول حکما و محققان شما که گفتهاند: هر علمی که با عمل مقرون نیست، آن را علم نشاید گفت. نمیبینی که بیشتر مردم قول مجرد بیعمل را نام علم کردهاند و آن را در طلب حطام دنیا و طمع متاع غرور خود و آلت شهرت و جاه، منصب خود ساختهاند؟
حکیم خراسان گفت: این همه را راست گفتی ؛ اما علم شما نتیجه وَهم است و علم ما از فیض نور عقل فائض میشود. این را با آن چگونه نسبت توان داد؟
همای گفت: معرفت مؤثر از اثر حاصل آید و مقدمه را از نتیجه، معلوم توان کرد علم شما اگر فیض نور عقل است چنانچه حکیم سنایی گفته است:
بیت
عقل جز راستی نفرموده است این همه طمطراق[٢] بیهوده است
چرا باید که علمای شما به میل و مداهنت[٣] و تأویل و رخصت[٤] احکام شرع و سنت را تغییر و تبدیل کنند و قُرّاء و زهّاد به عُجب و ریا و کبر و حسد زندگانی به سر برند و حکّام و قضّات و مشایخ که از اشراف و صدور قومند، از ظلم و خیانت و سهو و غفلت در ضلالت و بطالت افتند.
باز قوم ما از خاص و عام و اهلی و وحشی بر آن قدر علم که نصیب ایشان است، صاحب رضا و تسلیم شوند و مدت عمر خود به تسبیح و طاعت به سر برند.
[١] . (و بيشتر آنها، جز از گمان [و پندارهاى بىاساس]، پيروى نمىكنند)یونس/ ٣٦.
[٢] . بمعنی طاق و ترنب است که کرو فر و خودنمائی باشد. کر و فر و شأن و تجمل . صاحب مؤید نوشته که طم بمعنی علو و طراق بمعنی آوازه خوش و طمطراق از این مرکبست
[٣] . با او ظاهر سازی کرد و او را فریب دادبرخلاف آنچه که در دل داشت به او اظهار نمود
[٤] . اجازه