ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - دليل اسلامى
بيرون است، اصلا چگونه ممكن است ما اثبات كنيم از نظر تاريخى، مهدى واقعا وجود دارد وصرف فرض نيست كه شرايط خاص روحى روانى موجب آن گشته باشد؟
شهيد صدر اين پرسش را با همه شاخ و برگش مطرح مى كند. بعضى از جزئيات آن از اشكالاتى است كه افرادى مثل احمدامين و ديگر مخالفان[١] كه تحت تاثير روش غرب هستند در بررسى تاريخ اسلام و مسائل اسلامى، ايراد كرده اند.
شهيد صدر با توسل به منطق عقل و دليل عقلى به جواب اين سؤال مى پردازد. و هنگامى كه دليل روايى مى آورد، مى بينيم كه همراه با اسناد و واقعيات تاريخى است. حال ببينيم ايشان چه مى گويد: «انديشه مهدى، عليه السلام، به عنوان رهبرى كه براى رساندن جهان به وضعيتى برتر، انتظار كشيده مى شود در روايات رسول گرامى اسلام و بويژه در روايات امامان اهل بيت آمده است و به قدرى بدان تكيه شده كه جاى شكى باقى نمى گذارد. چهارصدحديث از طريق برادران اهل سنت از پيامبر شمارش شده است و مجموع روايات كه از طريق شيعه و سنى در اين زمينه آمده به بيش از شش هزار مى رسد. اين رقم- چنانكه شهيد صدر مى گويد- آمار بالايى است و هيچ يك از مسائل بديهى اسلام كه مورد قبول همه مسلمانان است، به اين اندازه روايت ندارد.[٢]
ج) شهيد صدر، در اين جا روش جديدى براى استدلال به كار مى برد. ايشان براى اين مساله كه انديشه مهدى در شخص خاصى متبلور مى شود كه امام دوازدهم باشد از روايات و بحثهاى روايى استفاده مى كند و آن را با شيوه اى جديد در اين راه به كار مى اندازد. وى در ابتدا توجيهاتى كه به نظرشان در اين زمينه قانع كننده است مطرح و آن را در دو دليل خلاصه مى كند و يكى را «دليل اسلامى» و ديگرى را «دليل علمى» مى نامد: «بادليل اسلامى وجود رهبر منتظر را اثبات مى كنيم و با دليل علمى برهان مى آوريم كه مهدى افسانه و خيالبافى نيست بلكه حقيقتى است كه با تجربه تاريخى، وجودش ثابت شده است»
دليل اسلامى
اين دليل راباتوجه به صدهاروايت كه از رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، و ائمه اهل بيت، عليهم السلام، وارد شده مورد توجه قرار مى دهد. اين روايت مشخص مى كند كه مهدى از اهل بيت است، ازفرزندان فاطمه، عليهاالسلام، است، از نسل حسين، عليه السلام، است نه حسن، عليه السلام، نهمين فرزند امام حسين، عليه السلام، است و اين كه خلفا دوازده تن هستند.
همه اين روايات آن انديشه كلى را محدود، ودر شخص دوازدهمين امام از امامان اهل بيت، عليهم السلام، خلاصه مى كند. سپس درباره اين روايات مى گويد: «اين روايات بسيارند و در سطح وسيعى منتشر گشته اند و از طريق ما هم وارد شده على رغم اين كه امامان، عليهم السلام، از طرح عمومى مساله، خوددارى مى كردند تا جان آن خلف صالح را از گزند حفظ كنند ...»
در نظر شهيد صدر كثرت روايات كه رقم بزرگى را از نظر شماره تشكيل مى دهد- يعنى به حد تواتر مى رسد چنانكه برخى از علماء نقل كرده اند- اساس قبولى آن، صرفا فراوانى روايات نيست آنگونه كه در ميان محافل علمى حديثى جاافتاده است بلكه افزون بر آن، قرائن و شواهدى است كه خود دليل بر صحت آنها است.
پى نوشتها
[١]. رك: العباد، عبدالمحسن، مجلة الجامعة الاسلامية، س ١، ش ٣، ١٩٦٩ م، با عنوان «عقيدة اهل السنة ولا اثر فى المهدى المنتظر»، صافى گلپايگانى، لطف الله، منتخب الاثر.
[٢]. براى جواب اشكالات آنها ر. ك: العميدى، ثامر، دفاع عن الكافى، ج ١، ص ٢٠٥.
[٣]. قبلا به عنوان بحث و مرجع آن اشاره شد.
[٤]. العميدى، ثامر، همان، صص ١٧١ به بعد.
[٥]. همان، ص ٢٠٥.
[٦]. همان، ص ٣٤٣.
[٧]. همان، ص ٥٣٥.
[٨]. همان، ص ٥٩٣.
[٩]. به پژوهش آقاى عبدالمحسن عباد و همچنين به بحث آقاى جلالى و دخيل كه قبلا اشاره شد مراجعه كنيد.
[١٠]. ان شاءالله در شماره هاى آينده به اين مباحث خواهيم گرفت.
[١١]. ان شاءالله در شماره هاى آينده به اين مباحث خواهيم گرفت.
[١٢]. سوره عنكبوت (٢٩)، آيه ١٤.
[١٣]. سوره انبياء (٣١)، آيه ٦٩.
[١٤]. ر. ك: شيخ مفيد، الارشاد، صص ٣١٩ به بعد، ابن حجر، الصواعق المعرفة، صص ٢٢٤- ٢٢٣.
[١٥]. ر. ك: ابن حجر، همان.
[١٦]. سوره مريم (١٩)، آيه ١٢.
[١٧]. قبلا به عده اى از آنان اشاره كرديم.
[١٨]. در آينده به اين مبحث اشاره خواهيم داشت.