ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - عقل و آخرالزّمان
سقوط نهايى او دارد. به اين نكته بايد توجه كرد كه تحولات و تطورات عقل با نوآوريهاى او تفاوت دارد. عقل در درون آن دو دوران كلى خود- دوران كشف و دوران وضع- ادوار و اعصار مختلفى را تجربه كرده و منازل بسيارى را پشت سر نهاده است. تطور عقل يعنى خروج اضطرارى او از يك منزل- بر اثر رسيدن به بن بست- و ورودش به منزلى ديگر ونوآوريهاى او يعنى تلاش براى مستوركردن بحران درونى يك منزل. امروز عقل قرن بيستم پس از عبور از آخرين دوره تحول دوران وضع و جعل، در ميانه بحرانى همه جانبه و فراگير گرفتار آمده است. نوانديشى و نوآورى مدام و لحظه به لحظه او نه حكايت ازشادابى و خرمى كه نشان از ويرانى و آشفتگى دارد. او بايد مدام پاسخگوى پرسشها، تقاضاها و توقعات فزاينده باشد و از اين رو همواره بايد امر جديدى ارائه كند و براى اين تجدد دائم، به كشفيات علمى و اطلاعات تجربى تازه نيازمند است و همين علم و اطلاع روزافزون- و محصولات آن- بر شتاب زمان افزوده است. و در نتيجه روز و ماه و سال امروز سرعت و شتابى بمراتب بيشتر و افزونتر از روزها و سالهاى قرون گذشته دارد. زمان در گرداب سرعتى تب آلوده وشتابى سرسام آور افتاده و بى مقصد و كور بر گرد خود مى چرخد و با سرعت تمام به پايان خود نزديك مى شود. پايان زمان يعنى به نهايت رسيدن تمام راههاى مولود علم و ادراك بشرى، و آخرالزمان يعنى آخرالعقل. آنجا كه عقل ادبار- پس از هزاران سال تلاش و جد و جهد براى معمارى بناى استقلال انسان و انفكاك او از حق- به بن بست مى رسد، زمان فانى نيز بى وجه مى شود و ضرورت وجودى خود را از دست مى دهد. همپا و همراه عقل، زمان نيز خسته و فرسوده مى گردد. با اين عقل فرسوده و از نفس افتاده، و درون اين زمان ناتوان و هويت از كف داده، چهره خسران آدمى بيشتر و بيشتر هويدا مى شود. در چنين وضعيتى است كه ماهيت فسادانگيز و فسق افروز ادبار به حق، عيان و حقيقت عقل و زمان برملا خواهد شد.
تاريخ عقل ادبار، سراسر جهل مضاعف و مشدد در باب حقايق هستى بوده است. پافشارى او بر اين جهل زمخت، بر امتداد تاريخ و بر حجابهاى او افزوده است. اكنون اين عقل پس از طى دوره تجدد، در زائده اى پس از تجدد قرار گرفته، بناى ايمان به عقل متزلزل شده و پايه هاى عمارت و امارت عقلانيت در حال فروريختن است. غايت و نهايت عقلانيت كه اعتراف به جهل و اقرار به نادانى يعنى خروج از ظلمت جهل مركب است، امروز در حال تحقق است.
در اين نقطه پايانى كه تمام استعدادهاى عقل فعليت يافته و همه بذرهاى نهفته در ذاتش شكفته شده و به برگ و بار نشسته و عقل نتوانسته آرمانشهر موعود را در زمين بيافريند، و بت عقل در دل آدميان شكسته، و آنان رفته رفته به وادى جهل بسيط قدم نهاده اند و دو راه در برابر آنان گشوده است. اين دوره نهايى، در حقيقت تبلور كل دوره هايى است كه از آغاز تاريخ در برابر انسان وجود داشته و انسان