ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - آثار تربيتى انتظار
شايد امشب آمد، شايد امروز صبح آمد، در روايات نگفته اند كه آقا ده سال ديگر مى آيد، بيست سال ديگر مى آيد، راوى مى گويد كه به آقا امام صادق، عليه السلام، عرض كردند كه آقا من نماز صبح را كه خواندم دلم مى خواهد بخوابم اما مى ترسم كه خورشيد از مغرب طلوع كند (چون در روايت است كه از علائم است) اگر خورشيد از مغرب طلوع كند آن وقت من آماده نباشم به خاطر اينكه مى خواهم نگاه كنم ببينم از كدام طرف طلوع مى كند امروز روز ظهور است. الان شمشيرم را بردارم و آماده باشم براى قيام، خوابم نمى برد، حضرت فرمودند: نه بگير بخواب. روزى كه بايد آفتاب بزند از مغرب سپيده اش هم از مغرب مى زند، ببينيد آقا چطورى با اين حرف زد، نگفت آقا اين قضيه مربوط به حالا نيست مربوط به نوه پشت چندمى من است، ايشان كه اينقدر منتظر بود كه هر روز به دنبال وقتش مى گشت آقاحالش رابه هم نزد، گفت حال خوشى داردبگذاردرحال خودش باشد، حال انتظارقربى داشت. حضرت آب سردنريخت رويش. از اين جهت بسيارى مى گفتند همين امروز ممكن است آقا ظهور كند. زمان نمى گفتند، مى گفتند شايد همين جمعه آمد، اين حالتى كه آنها مى خواستند اين بوده است كه انسان آمادگى خودش را حاصل كند، خوب وقتى كه انسان آماده شد، مرگ هم بخواهد در آن حال آمادگى برسد، پشيمانى ندارد، مى سازد انسان را از نظر اخلاقى.
موعود: يكى از مسائل مهمى كه الان وجود دارد مسئله تهاجم فرهنگى و مسائلى است كه در مورد جوانها وجود دارد، به نظر شما ما چه استفاده اى مى توانيم از ترويج فرهنگ انتظار و توسعه فرهنگ مهدويت و انتظار براى اصلاح وضعيت فرهنگى، بخصوص جوانان داشته باشيم. با ترويج فرهنگ انتظار چه تاثيرى مى توانيم بگذاريم در اصلاح جوانان و هدايت آنها به طريقى مطلوب؟
آيت الله محى الدين حائرى شيرازى:
فرهنگ انتظار ولايت انسان را حفظ مى كند و با ولايتش انسان هر چه بخواهد بشود، مى شود «الله ولى الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الى النور»[١] ولايت است كه سبب مى شود كه انسان از ظلمت به سوى نور بيايد اين وقتى كه انتظار آقا را دارد چهره ولايت در انتظار تجلى مى كند، من اين را برايتان توضيح بدهم يعنى چهره ممكن است ابعاد مختلف داشته باشد، كسى به نام زيد مى خواهد توى اتاق بيايد، هركسى نسبت به زيد موضعى مى گيرد. آنكه از زيد طلبكار است مى گويد به او بگويم و طلبم را از او بگيرم، او كه به زيد بدهكار است يا مى خواهد از زيد فرار كند كه زيد را نبيند يا مى خواهد بدهيش را به او بپردازد، خلاصه هركس يك جورى با او برخورد مى كند. وقتى كه مى گوييم ولايت، وقتى كه امام حاضر است، ولايت يعنى اطاعت، وقتى كه امام غايب است، نيست كه از او اطاعت كنى، انتظارش را كه مى كشى ولايت در همين انتظار تجلى پيدا مى كند. وقتى كه ولايت آمد همه چيز مى آيد، اول ولايت بعد نماز، اين ولايت است كه به نماز روح مى دهد، چطورمى گوييم اول لباس غصبى نباشد بعد نماز، زمين غصبى نباشد، بعد نماز، انتظار جلوگاه ولايت است.
پى نوشتها:
[١]. سوره هود (١١)، آيه ٢٨.
[٢]. سوره غاشيه (٨٨)، آيات ٢٢- ٢١.
[٣]. سوره انعام (٦)، آيه ٦٦.
[٤]. سوره رعد (١٣)، آيه ١١.
[٥]. سوره انفال، آيه ٥٣.
[٦]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٨.
[٧]. سوره توبه (٩)، آيه ١١٨.
[٨]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٢٣.
[٩]. همان سوره، آيه ٢٤.
[١٠]. همان آيه.
[١١]. فيض الاسلام، نهج البلاغه، ص ٥٠٧، خطبه ١٥٩.
[١٢]. همان جا.
[١٣]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٢٧.
[١٤]. همان آيه.
[١٥]. سوره مائده (٥)، آيه ٩٧.
[١٦]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٤٩.
[١٧]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٥٧.