ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - آثار تربيتى انتظار
مى شود نفس كش او، زمينه تنفس او، مثل نماز، نماز براى انسان تنفس است، كه اين همه فانى، اين همه كوچك، اين هم يكجور ديگر بازى، يك طرفى هست كه انسان با آن بازى نكند، وگرنه اين همه عالم را ببيند، اگر اين نماز نباشد، اين انسان دق مى كند و انتظار هم نباشد انسان مؤمن دق مى كند. پس اثر روحى مى گذارد، اثر تربيتى مى گذارد، اثر اخلاقى مى گذارد و بالاتر از همه ايشان گفته اند: شما دعا كنيد براى تعجيل فرج ما كه همين كار، فرج خود شماست.
موعود: ببخشيد در صحبتهاى شما نكته اى بود، در ارتباط با برخورد شخص منتظر با حكومتهايى كه در زمان غيبت وجود دارند، اين نكته ممكن است اين سؤال را پيش بياورد كه پس حركتى كه در كشور ما براى تشكيل يك حكومت اسلامى ايجاد شد، چگونه بايد توجيه كرد؟ اين حركت چگونه با مساله انتظار قابل جمع است؟
آيت الله محى الدين حائرى شيرازى:
جمهورى اسلامى خصلت بالايش همين انتظار است، امام راحل هميشه مى فرمود «ما منتظر طلوع خورشيديم»، «ان شاءالله اين حكومت را ما به صاحب اصليش بسپاريم»، نسبت به غير اين حكومت بله، بگويد آنها فاسقند، آنها فاسدند، آنها موانع راهند، از من نيستند، من از اينها نباشم، امانسبت به اين حكومت بايد معتقد باشد، براى پيوستن به آن حضرت آمادگى داشته باشد كه افراد را به حضرت ملحق كند، اما اينكه كار آن حضرت را اين حكومت مى كند، خير، آنطورى كه حضرت اقامه عدل مى كنند، اينها هم مى توانند، نه، اينها مى توانند زمينه چينى كنند، چرا، بعضى از امور را هم اينها تجربه كنند كه زمينه فراهم بشود، مثلا ما مى گوييم ولايت مطلقه فقيه، خوب كسى كه به ولايت مطلقه فقيه معتقد بود و راضى شد به ولايت مطلقه امام به طريق اولى حاضر مى شود كه براى غير معصوم ولايت مطلقه قائل بود و اينطورى از آن اطاعت كرد، تمرينى مى شود براى اطاعتش از معصوم و معمولا هم اينطور بزرگان وقتى كه مى آينديكضرب نمى آيند، يك امتحانى مى كنند، يك آزمايشى مى كنند، يك سر و چشمى آب مى دهند و بعد مى آيند. هر عاقلى اينطورى است، امام حسين، عليه السلام، وقتى كه كوفيان اين همه نامه نوشتند، مسلم بن عقيل را فرستاد كه سالى كه نكوست از بهارش پيداست، با ايشان چه كنند. معلوم مى شود كه با آن حضرت چه مى كنند. امام راحل را كه براى اين امت فرستادند مثل مسلم بن عقيل بود، اگر با او خوشرفتارى مى كردند پيدا بود كه مى شد براى آن آقا هم اينها مريدهاى خوبى باشند. واقعا هم مردم براى امام مريدان خوبى بودند، استقبالى از او كردند پنج ميليونى. وقت رحلتش هم بدرقه اى كردند بيشتر از آن استقبال، هر چه هم فتوا داد رعايت احترام فتوايش را كردند با سنتش و آدابش و عاداتش و مى گفتند مرجع هرچه بگويد، هشت سال جنگيدن را لازم كرد، آدم يك روز بجنگد، دو روز بجنگد، يك ماه، يك سال، آن هم با دست خالى، اينها همه اش پيداست كه آن وفادارى كه به آن حضرت كردند براى اين حضرت هم مى كنند.
موعود: وقتى كه ما معارفى را كه از ائمه معصومين، عليهم السلام، در مورد انتظار به ما رسيده است مورد مطالعه قرار مى دهيم، مى بينيم كه تعبيرات خيلى بلندى در مورد اصل مساله انتظار در آنها وجود دارد، تعبيرى مثل اينكه «افضل العبارة انتظارالفرج». اين موضوع اين سؤال را در ذهن ايجاد مى كند كه حالت يك انسان منتظر با حالت يك انسان غير منتظر چه تفاوتهايى دارد؟ چه چيزى به انتظار اين فضيلت را بخشيده كه «برترين عبارتها» شده است؟ اصولا وجه مميزه انسان منتظر چيست؟
آيت الله محى الدين حائرى شيرازى:
انتظار و عدم انتظار مثل مسافر و حاضر است، كسانى كه اهل دنيا هستند قصد اقامت كرده اند، كسانى كه اهل آخرت هستند توى دنيا قصد اقامت ندارند، حالت مسافر دارند. مسافر چه كار مى كند؟ مسافر مثلا مى خواهد برود كشور عربستان، مى خواهد برود در آنجا مثلا متوطن بشود، نمى خواهد برود حج و برگردد، يك كسانى هستند كه مى خواهند بروند خارج و بمانند و ديگر برنگردند، اينها چه كار مى كنند، همين ها كافى است براى مطالعه كار، اينها همه چيزشان را دلار مى كنند، فرششان، باغشان، تجارت خانه شان، همه شان را پول مى كنند مى گذارند توى بانكهاى خارج، كسى هم كه اهل آخرت است، همه را مى فرستد توى بانكهاى آخرت، اينجا مصرفش نمى كند، پس آن كسى هم كه معتقد است به آخرت، حالتش، حالت مسافر دارد كه قصد رفتن كرده است، حالتش اين است كه همه چيزش را تبديل به جنس ارز آن كشور مى كند، انتظار هم همين حال را به انسان مى دهد كه