ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - هدايت به امر
نسبت ما و مهدى در عصر حاضر
هدايت به امر
امين ميرزايى
سخن ما دراين نوبت، بررسى رابطه وجودى ما و مهدى، عليه السلام، در دوران غيبت و تا سرآمدن اين ايام تلخ جدايى است و اينكه آيا غيبت قهرى امام زمان ما عليه السلام، مانع ازآن خواهد بود كه از خورشيد وجود او بهره بگيريم و به عبارت ديگر، آيا لزوماً بايد او را ببينيم تا از هدايت معنوى و باطنى و از رهنمود تشريعى و حقوقى، اخلاقى و عقيدتى آن وجود بزرگوار برخوردار شويم؟ توجّه به اين نكته لازم است كه حضور امام، عليه السلام، در عين غيبت او امرى مسلم است و حتّى اگر از ديدگاه زيستشناسى نوين به اين موضوع بنگريم، راهى براى توجيه علمى طول عمر امام زمانمان مىيابيم. فرضاً اين كشف جديد دانشمندان علوم زيستى را مىپذيريم كه مرگ و پيرى، حاصل عملكرد يك ژن خاص در بدن آدمى است و بىترديد اگر اين ژن ويژه از وجود مادّى كسى رخت بربندد، پيرى و مرگ او نيز تا مدّتى كه خدا بخواهد به تأخير مىافتد. به علاوه چنانكه خواهد آمد، تأثير هدايت باطنى و معنوى امام عليه السلام، اصولا بر وجود جسمانى آن امام همام پايه ندارد و وجود مقدّس ائمّه ديگر ما عليهم السلام، نيز در عين عدم حضور جسمانى در اين دنيا، از چنين تأثير و هدايتى برخوردارند.
به هر تقدير عمده اشكال موجود در فهم ما از امامت مهدى عليه السلام، به تفسير محدود ما از معناى حقيقى ولايت آن حضرت و به فراموشى سپردن وجه اصلى امامت ائمّه هدى عليهم السلام، يعنى «هدايت به امر»، باز مىگردد. ما همواره بر اين گمان بودهايم كه وظيفه اصلى ائمّه عليهم السلام، بيان فروع فقهى و احكام الهى و يا حداكثر برقرارى حكومت عدل اسلامى است و چون از هزار و اندى سال پيش و تا مدّتى نامعلوم حكومت در اقصى آفاق گيتى از دست معصومان عليهمالسلام، بيرون بودهو ظهور و قيام بزرگمردان فرهيخته و آشناى با سياستى همچونامام عارفان حضرتروحالله، رضوان الله تعالى عليه و ياران و سپهداران و جانشين گرامى آن حضرت، به برقرارى همه زواياى مكتب تشيّع و اقامه همه حدود الهى توفيق نيافته است و حتّى در آن دوران كوتاهى كه اميرالمؤمنين على، عليهالسلام، زمام حكومت جامعه را به دست گرفتند نيز، وجود مغرضان و معارضان و معاندان از ادامه حكومت آن بزرگوار مانع شده است، پس ديگر امامتى تحقّق نيافته و هيچ مأمومى به پيروى از امام معصوم زمان خويش، به سر منزل مقصود و هدف متعالى خلقت نرسيده است.
اگرچنين پندارى پذيرفته باشد، ما به خطا جبر جامعه و تأثير تخلفناپذير