ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - هدايت به امر
مىدهند و در ميان خلق داورى مىكنند و هم خواص اصحاب خود را به يك چشم برهم زدن به پلههاى بالاى قلل رفيع كمال مىرسانند] و مانند ابراهيم و دو فرزندش [و نبى مكرم اسلام] عليهمالسلام».[١]
بنابراين در ايام غيبت عصاره عالم امكان، گرچه دست ما از جنبه حكمى و حكومتى امام ما حضرت مهدى، عليهالسلام، كوتاه است، و گرچه امكان حضور در محضر او در عالم جسمانى هماره وبراى همه كس ميسر نيست، اما بىترديد جنبه ملكوتى وجود آن امام همام، عليهالسلام، و هدايتبه امر آن حضرت، عليهالسلام، در دو گستره خصوصى و عمومى شامل حال همه شيعيان و پيروان خالص آن گرامى و در هر دو گستره، رساننده خواهندگان و پرسندگان و متوسلان، به مقامات عاليه وجودى است. هدايتى كه به سبب ملكوتى بودن آن از عوارض عارض بر ماده يعنى مكان و زمان تهى است.
از جمله بارزترين مصاديق مشمول اين هدايت الهى در گستره خصوصى و به گونهاى آشكار و برجسته، داستان «كربلايى كاظم» (مرحوم كربلايى محمدكاظم كريمى اراكى فراهانى ساروقى)، پيرمرد سادهدل و روستايى و بىسوادى است كه در همين دوران معاصر، مشمول لطف و عنايت معصوم، عليهالسلام، واقع شد، و علىرغم عدم آشنايى با درس وكتاب و مدرسه، به گونهاى معجزهآسا تمامى قرآن را- به يك چشم برهم زدن- در سينه فراخ و ولايى خود جا داد.
و امروزهو دردوران قديمكم نبوده و نيستند عالمان برجسته و فرهيختهاى كه قلم آنها از فيض ربانى وجود معصوم، عليهالسلام، مايه مىگرفته، يا همچون شيخ عاليقدر صدوق، عليهالرحمة، برجستگانى كه به دعاى حضرت ولى عصر، روحى و ارواح العالمين لهالفداء، به اين دنيا گام نهادهاندو صد البته فيض وجودى امام، عليهالسلام، در همه موارد و درباره هر كسى لزوما چنين برجسته و يا در اين بعد نيست، و اگر هر يك از ما، مرورى كوتاه بر لحظات توسل و انقطاع خود به درگاه آن امام همام، عليهالسلام، و ساعات و آنات و روزهاى پس از آن داشته باشيم، از اين چنين فيوضاتى به خواستخدا خبر مىيابيم. پس گرچه رتبهها مختلفند و قياس آنها با يكديگر قياس معالفارق است، اما بىترديد در اصل اين تاثير و پايندگى آن در وجود برخى نمىتوان غافل ماند. در اين ميان آنچه قبول اين هدايت را ميسر مىسازد و در تندباد حوادث پيچيده سياسى و اجتماعى و روزمرگيهاى ناگزير زندگى امروزين، اعطاء چشم بصيرت و قوه پايدارى و ديندارى را از سوى حجت زمانه، عليهالصلوة والسلام، سهلالوصول مىگرداند، عمل صالح و ايجاد رابطه روحى و روانى و سنخيت وجودى با آن امام همام، عليهالسلام، وتحكيماين رابطهاز طريقذكردائم و توسل و زيارت، عمل بظاهروباطن شريعتاسلامى است. كه «إِلَيْهِيَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»
سخن پاك به سوى او بالا مىرود و هر كار شايسته آن را در مكانى بالاتر مىنشاند.
پى نوشتها:
[١]. سوره بقره (٢)، آيه ٥.
[٢] .. سوره يس (٥٤)، آيه ٨٣.
[٣] .. سوره قمر (٣٦)، آيه ٥٠.
[٤] .. موسوى همدانى، سيدمحمدباقر، ترجمه و تفسير الميزان، ج ١٤، ص ٤٥٧.