ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - جشن ميلاد در موعود
«ميرخانى» و آقاى «واعظ موسوى»، روحانى صميمى و باصفايى كه قدم رنجه كرده بود و راه دراز مشهد تا تهران را بر خود هموار كرده بود تا در جمع موعوديان حاضر باشد.
پس از تلاوت آيات دلنشين قرآن، مداحى جاندار و گوشنواز آقاى ميرخانى شور و حالى ويژه به مجلس داد، براستى صداى رساى مداح و بوى گل نرگس و مزمزه نقل و شيرينى روز عيد در خاطر مى ماند. پس ازآن سروده هاى زيباى شاعرانى كه از دور و نزديك به عشق مهدى موعود، صلوات الله عليه، به اين محفل وارد شده بودند جرقه هاى انتظار را در دلها مى پراكند.
شاعر عزيز وباصفا آقاى «بهداروند» كه دست در دست «شيدا» كه با همه سادگى و صميميت غزلهاى زيباى خود را كه در مدح حضرت سروده شده بود براى حضار خواندند ما را بيش از پيش براين نكته واقف ساخت كه راستى راستى در كار و بار حضرت هيچ كاره ايم و همه چيز از اوست و مال اوست و او خودش است كه هركس را بخواهد دعوت مى كند.
آقاى «توسل» شاعر گرانقدر، آقاى «چشامى» و «جعفرى نيا» هر يك با قلب پاك و صافى پشت ميز قرار گرفتند و شعرهاى جاندار و تر و تازه خودشان را قرائت كردندنوبت به آقاى «واعظ موسوى» كه رسيد، از عشق گفت. از يوسف، زليخا، و محبت بى دريغى كه در دلها مى نشيند و از همه آنچه كه به قدر امكان آن را در اين شماره از موعود مى خوانيم.
پيش از توزيع جوايز دوستانى كه در مسابقات مجله شركت كرده بودند، «آقاى شفيعى سروستانى» گزارش كوتاهى از موعود داد، از همه آنچه كه در طى سال گذشته در مؤسسه انجام شده بود. از مراحلى كه دايرة المعارف پشت سر مى نهاد، از «موعودجوان» كه پيش شماره اش را فروردين آينده مى بينيم واز اسباب كشى ناگزير.
نمايشگاه موعود هم ديدنى بود، با انواع و اقسام كتابهايى كه محققان و نويسندگان درباره حضرت موعود، عليه السلام، نوشته اند و آثار تحقيقاتى مؤسسه.
نزديك ظهر، جشن به پايان رسيد اما، انتظار به پايان نرسيد. انتظار جشن بزرگ فرا رسيدن روزى كه او مى آيد.