ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - دعاى ندبه
خانه و آبادى كه از گل ساخته شده و نه خانهاى كه از كرك باشد (كه مراد چادر است)، مگر آنكه خدا اسلام را داخل آن خانه مىنمايد يا با عزّت كامل يا با ذلّت تمام، كه خدا به بعضى عزّت مىدهد تا به توفيق خدا، آنان اهل اسلام شده، به اسلام عزيز و محترم شوند يا ايشان را به ذلّت دچار مىكند تا لابد شده، دين حق را اختيار نمايند.»
و نيز در مجمعالبيان از عمرانبن ميثم روايت كند كه اميرالمؤمنين فرمودند:
«هُوَالَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ، أظهر بعد ذلك، قالوا: نعم، قال: كلّا و الذّى نفسه بيده حتّى لاتبقى قريه الّا و ينادى فيها بشهاده ان لا اله الّاالله، بكره و عشيّاً؛
اوست خدايى كه فرستاد پيغمبر خود را با هدايت و دين حق، تا آنكه غالب گرداند آن را بر تمام اديان.
و مراد اين است كه بعداً آن را غالب مىنمايد: گفتند: چنين است، فرمود: البتّه قسم به خدايى كه جان من به يد قدرت او است، كه غلبه دين اسلام به حدّى مىرسد كه هيچ قريهاى باقى نمىماند مگر آنكه در آن ندا مىشود به شهادت لااله الّا الله در هر صبح و شامگاهى (مثنوى)
|
مصطفى را وعده كرد الطاف حق |
گر بميرى تو، نميرد اين سبق |
|
|
من كتاب و معجزت را حافظم |
بيش و كم كن راز قرآن رافضم |
|
|
من تو را اندر دو عالم رافعم |
طاغيان را از حديثت دافعم |
|
|
كس نتاند بيش و كم كردن در او |
تو، به از من حافظى ديگر مجو |
|
|
رونقت را روز افزون مىكنم |
نام تو بر زرّ و بر نقره زنم |
|
|
منبر و محراب سازم بهر تو |
در محبّت قهر من شد قهر تو |
|
|
چاكرانت شهرها گيرند و جاه |
دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه |
|
|
تا قيامت باقيش داريم ما |
تو نترس از نسخ دين اى مصطفى |