ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - روش عقلى (روش شهيد صدر رحمة الله عليه)
كرده و امروزه علم از آن پرده برداشته است و روشنتر اين كه قرآن نمونه هاى اين قضيه را ثبت كرده است چنانكه در مورد عمر نوح پيامبر گفته است:
«فَلَبِثَفِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً»[١]
نوح نهصد و پنجاه سال در ميان آنها بود.
شهيدصدر فرض ديگرى را طرح مى كند كه مبتنى بر فرض سابق است و آن اين است كه اگر آمديم و گفتيم قانون پيرى يك قانون قطعى است و طول عمر بيش از حد معمولى بنابر دليل «استقراء» خلاف قوانين طبيعت است جوابش اين است كه:
دراين صورت از قبيل «معجزه» است كه در تاريخ پيامبران و رسولان چيز تازه اى نبوده و از نظر يك مسلمان كه عقايد خود را از قرآن و سنت مى گيرد امرى غير عادى نيست. زيرا قانونى كه خيلى قطعى تر بوده تعطيل شده است. مانند داستان حضرت ابراهيم، عليه السلام، كه در آتش افكنده شد و آتش او را نسوزاند قرآن كريم مى فرمايد:
«قُلْنايا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ»[٢]
گفتيم اى آتش بر ابراهيم خنك و سلامت باش.
پس از اين، شهيدصدر توضيح مى دهد كه مساله معجزه به مفهوم دينى آن، اينك در پرتو علم جديد، بيش از گذشته قابل درك است و با استناد به نظريات فلسفى جديد به استدلال و بررسى آن مى پردازد.
٢. شهيد صدر، رحمة الله عليه، پرسش ديگرى را مطرح مى كند: چرا تا اين حد اصرار بر مساله طول عمر مهدى است كه در نتيجه قوانين عمومى به خاطر آن تعطيل شود؟ چرا فرض ديگرى را قبول نكنيم كه مى گويد: رهبرى بشر در روز موعود ممكن است به شخصى واگذار شود كه آينده او را شكوفا سازد و فشارهاى آن عصر، وى را به ثمر رساند.
سپس شكل سؤال را به صورت ديگرى مطرح مى كند: فايده اين غيبت طولانى چيست؟ چه توجيهى دارد؟ ودر دنبال آن مى گويد: مردم نمى خواهند يك جواب غيبى بشنوند آنها خواستار يك توجيه اجتماعى براى مساله هستند، توجيهى در سايه حقايق عينى و محسوس براى ايجاد تحولى بزرگ.
براى پاسخ به اين پرسش، شهيد صدر، رحمة الله عليه، با سلاح شناخت از قوانين اجتماعى و مقتضيات تحولات اجتماعى، گام پيش مى نهدو با طرح يك سؤال، مقدمه اى براى جواب مى چيند. سؤال اين است:
آيا ممكن است ما اين عمر طولانى را براى آن پيشواى ذخيره شده، يك رمز موفقيت در ايجاد تحول مورد نظر بدانيم؟ و مى گويد: آرى، سپس ادله اى مى آورد كه مستند به فهم عميق از حركت تاريخ و نتايج تغيير كلى تمدن و پيشرفتهايى است كه انسان به اندازه درك و ديد و تمدنش در سايه آن رشد مى كند. سپس مساله را در پرتو رسالت اسلام و تحول مورد نظر آن، بررسى مى كند.
بدين سان شهيد صدر اين بحث را تبديل به يك بررسى جامعه شناختى مى كند كه بر نظريه هاى اصولى و مفاهيم اجتماعى متكى است.
٣. شهيدصدر، رحمة الله عليه، سپس به مساله اى مهمتر در اين زمينه مى پردازد و آن «امامت زودرس» يا «فرايند به امامت رسيدن يك رهبر آرمانى» در فرضيه امامت از نظر شيعه دوازده امامى است.
مى گويد اين پديده (امامت زودرس) را عملا[٣] امت تجربه كرده است كه مرتبه كامل آن در امام مهدى، عليه السلام، بوده و قبل از ايشان در امام جواد، عليه السلام، وجود داشته است.
اين پديده- همان طور كه ايشان، رحمة الله عليه، مى فرمايد- يك مفهوم حسى وعملى است كه مسلمانان آن را لمس كرده و در زندگى خود با امام آن را به دست آورده اندو هيچ پديده اى قويتر از تجربه يك امت نيست.[٤]
شهيد صدر، رحمة الله عليه، موارد زيادى از وقايع تاريخى به عنوان نمونه هايى مى آورد كه اين پديده را تاييد مى كنند. سپس نتيجه گيرى مى كند كه: «امامت زودرس» يك واقعيت است، خيال يا فرضيه صرف نيست و در قرآن كريم نمونه هايى براى آن وجود دارد مثلا راجع به حضرت يحيى، عليه السلام، قرآن مى فرمايد:
«و آتيناه الحكم صبيا»[٥]
واين چيزى است كه هيچ مسلمانى نمى تواند آن را انكار كند.
٥. شهيد صدر در اينجا وارد بحث روايى مى شود و شبهه و اشكالى كه منكران و مخالفان قديم و جديد ايجاد كرده اندمطرح مى كند: «چگونه معتقد شويم كه مهدى الان وجود دارد؟ آيا چند روايت كه در لابه لاى كتابها از پيامبر اكرم، صلى الله عليه وآله، نقل شده است، كافى است كه ما را كاملا قانع كندكه امام دوازدهم وجود دارد؟ با توجه به اينكه اين فرض خيلى بعيد است و از آنچه ما به آن خو گرفته ايم