ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - روش عقلى (روش شهيد صدر رحمة الله عليه)
در اين زمينه بسيار خوب كار كرده اند.[١]
روش عقلى (روش شهيد صدر رحمة الله عليه)
شهيد صدر در بررسى مساله [امام] مهدى به مقدمات بديهى استدلال نكرده و به تتبع در كتابهاى تفسيرى و روايى نپرداخته است. همچنين در سند روايات كنكاش نكرده، بلكه روش ديگرى در پيش گرفته است. ايشان ابتدا اشكالات و سؤالاتى را كه در اين زمينه شده يا مى شود، مطرح كرده سپس با تكيه به دليل عقلى و داده هاى دانش و تمدن كنونى، به بررسى عميق و دقيق آن پرداخته است. سرفصلهاى اين روش چنين است:
الف) شهيد صدر براى بحث خود، زمينه روشنى را درباره مهدويت[٢] و وجود ريشه هاى آن در ميراث دينى- انسانى، ترسيم مى كند، سپس به اصالت بخشيدن آن در تفكر اسلامى مى پردازدومى گويد مهدويت در ديدگاه اسلام يك آرزو و خيال نيست كه احساسات را به بازى بگيرد و مسكنى براى دردها و رنجهاى روحى او باشد- چنانكه برخى از پژوهشگران پنداشته اند- بلكه «مهدى، عجل الله» انسانى زنده است[٣] كه با مردم زندگى مى كند و در درد و رنج ايشان شريك است و خود نيز همانند مردم، منتظر روز موعود است.
ب) قبول اين تصور اصيل، قدرى مشكل است و در اذهان مردم اشكالات و سؤالاتى را مطرح كرده كه آشكار و پنهان آن را به زبان مى آورند.
از اين رو شهيد صدر، رحمة الله عليه، با صراحت و روشنى اين اشكالات و پرسش ها را مطرح مى كند و سپس با روش خاص خود به جواب مى پردازد زيرا مى خواهد مساله را در جايگاه طبيعى خود قرار دهد البته در چارچوب تفكر اسلامى كه مبناى آن عقل، واقعيت و برهان است.
١. اولين پرسشى كه شهيد صدر مطرح مى كند اين است:
اگر «مهدى» انسانى زنده است كه در بيشتر از ده قرن هم عصر مردم گذشته بوده است و در آينده هم خواهد بود، اين عمر طولانى براى ايشان چطور ممكن شده است؟! چگونه ايشان از قوانين طبيعى كه بايد وى را پير كرده و درهم شكسته باشد، گريخته است؟! سپس از سؤالى به سؤال ديگر و از اشكالى به اشكال ديگر مى پردازد به گونه اى منطقى كه جواب قبلى، زمينه سؤال بعدى مى شود و همه مباحث و مضامين در ارتباط كامل هستند.
نسبت به اشكال اول دوباره چنين مطرح مى كند: آيا ممكن است يك انسان قرنهاى زيادى زندگى كند چنانكه درباره مهدى گفته مى شود كه بيش از هزار و اندى سال عمر كرده است؟ (اين شكل سؤال هيچ فرقى با قبلى ندارد)
براى پاسخ به اين پرسش در ابتدا توضيحى داده است براى اقسام امكان، اقسامى كه معروف است يا مى شود تصور كرد: (امكان عملى، امكان علمى، امكان منطقى يا فلسفى) و پس از آنكه مفاهيم آنها را روشن مى كند، سخن خود را چنين خلاصه مى كند: «اينكه عمر انسان به هزاران سال برسد از نظر منطق امكان دارد زيرا اين از نظر عقل مجرد، محال نيست» ولى فعلا امكان عملى نسبت به نوع انسان پيدا نشده و تلاشها به جايى نرسيده است.
اما امكان علمى، چيزى كه از جهت علمى مانع اين مساله باشد، يافت نمى شود زيرا همه تلاشهاى علمى بر اين است كه «امكان علمى» تبديل به «امكان عملى» شود و در همين مسير، كوشش بر اين است جلوى پيرى گرفته شود. پس از نظر منطق نمى شود مساله را انكار كرد و بعيد شمرد مگر از اين جهت كه «مهدى» بر علم پيشى گرفته باشد و در مورد شخص او، «امكان نظرى» تبديل به «امكان عملى» شده باشد يعنى قبل از اين كه علم در مرحله تكامل به فعليت برسد، كه البته اين نيز توجيه عقلانى براى انكار و استبعاد ندارد زيرا اين همانندآن كسى است كه مثلا دركشف داروى سرطان يا ديگر امراض، از علم پيشى گرفته باشد.
البته اين پيشى گرفتن- چنانكه شهيد صدر مى گويد- در طرح كلى اسلام كه جريان مهدى را ترسيم كرده است- در مواردى اتفاق افتاده و قرآن كريم نظاير آن را ضبط كرده است آنجا كه قرآن به حقايق علمى مربوط به جهان و طبيعت اشاره