ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ١ روش روايى
تبانى بر نقل «اسطوره» داشته اند؟ چگونه ممكن است امت و علماى بزرگ و محققان و صاحبان صحاح و مسانيد، تا اين حد به «اسطوره» اهميت دهند؟!
اين گستاخى كه با ساده ترين قواعد ذوقى، منطقى، عملى و اخلاقى در تضاد است براى چيست؟
آيا اين وسوسه گريها نشان از هوسرانى ندارد و يا راه افتادن دنبال تحريكات وهابيان، نيست؟
علماى پيشين و حاضر همگى «تواتر» احاديث مهدى را اثبات كرده اند تا راه را براى شك آوران و توجيه گران ببندند مانند «شوكانى» (م ١٢٥٠ ق) در رساله اش به نام «التوضيح فى تواتر ما جاء فى المهدى والدجال والمسيح» و «برزنجى» (م ١١٠٣ ق) در كتاب «الاشاعة لاشراط الساعة»، «شيخ عبدالمحسن عباد» در پژوهش خود درمجله «الجامعة الاسلامية» افراد ديگرى ذكر مى كند از جمله:
«حافظ آبرى سجزى» (م ٣٦٣ ق)، «شيخ محمدسفارينى» (م ١١٨٨ ق) در كتاب خود «لوامع الانوار البهية» و «شيخ صديق حسن قنوچى» (م ١٣٠٧ ق) وازمتاخران كه «تواتر» احاديث مهدى را نقل كرده اند، «شيخ محمدبن جعفر كتانى» (م ٣٦٣ ق) است در كتاب «نظم المتناثرمن الحديث المتواتر».
علما افزون بر نقل روايات، به ادعاهاى مخالفان پرداخته و به اشكالات و خدشه هاى ايشان نسبت به روايات، جوابهاى محكم و متين داده اند.[١] بايد گفت مهم ترين پژوهشهاى جديد عبارتند از:
الف) پژوهشى از «عبدالمحسن عباد»[٢]- استاد دانشگاه و از علماى اهل سنت- اين اثر كه البته اشتباهاتى نيز دارد مباحث زير را مطرح كرده است:
١. به صورت گسترده نام صحابه اى كه احاديث حضرت مهدى را از رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، نقل كرده اند، گرد آورده و بيست و شش تن را نام مى برد.
٢. اسامى ائمه اى كه احاديث مهدى را گرد آورده اند برشمرده و سى و هشت تن را ذكر مى كند.
٣. نام علمايى كه تاليفى جداگانه درباره مهدى دارند آورده و ده تن را نام برده است.
٤. نام برخى از علما كه تواتر احاديث مهدى را نقل كرده اند، آورده است.
٥. رواياتى را كه اندك رابطه اى با مهدى دارد و در صحيح بخارى و صحيح مسلم آمده است ذكر مى كند.
٦. برخى احاديث را كه در غير صحيحين (سنن و مسانيد) آمده است مى آورد.
٧. نام علمايى را مى برد كه به احاديث مهدى استدلال كرده و به مفادآن پاى بندبوده اند. سپس به جنگ منكران احاديث مهدى و كسانى كه درباره آن حضرت شك مى ورزند همانند «ابن خلدون»، مى رود و اشكالات زيادى به او مى گيرد و ثابت مى كند كه وى آشنايى با اين مسائل نداشته است. از «شيخ احمد شاكر محقق» كه مسند «امام احمد حنبل» را بررسى كرده و احاديثش را تبيين كرده است، نقل مى كند كه گفته است: «ابن خلدون مساله اى را پى گيرى كرده كه درباره آن آگاهى نداشته و به ميدانى پاى نهاده كه مرد آن نبوده است و در فصلى كه درباره مهدى گشوده مرتكب اشتباهات فاحشى شده است ...». و در نهايت [اين محقق] بدين جا رسيده كه «مهدى» حقيقتى است ثابت و غيرقابل شك.
ب) تحقيق دوم از پژوهشگر و محقق «ثامر عميدى» است، ايشان روشى راكه علماى بزرگ در اين مسير پيموده اند، به كار برده است و به صورت كامل و گسترده مساله را تحقيق كرده است.
اين پژوهشگر فاضل، توانسته است مطالب را دسته بندى كند و همه مسائل را ذكر نمايد، بخوبى توضيح دهد، بررسى كند و آنها را به صورت روش علمى صحيح درآورد.
اين پژوهش، صص ٦١١- ١٧١ جزء اول ارزشمند «دفاع عن الكافى» را دربرمى گيرد. اين كتاب از انتشارات «مركز الغدير للدراسات الاسلامية» در سال ١٩٩٥ م است.
از مهم ترين چيزهايى كه با روش علمى بدان پرداخته است چنين است:
١. بررسى نظريه اعتقاد به مهدى.[٣]
٢. رد سخنان ابن خلدون در تضعيف روايات مهدى، عليه السلام.[٤]
٣. نقل بيش از پنجاه وهشت[٥] مورد گواهى نسبت به صحت احاديث مهدى، عليه السلام، يا تواتر آن.
٤. ذكر منكران ولادت مهدى، عليه السلام.
٥. ذكر ادله فراوان و محكم و اعترافات از طرف اهل سنت از ابتداى قرن چهارم هجرى تا حال نسبت به ولادت حضرت مهدى، عليه السلام، و وجود شريفش.[٦]
٦. و در آخر بحث جالب او درباره دروغ سرداب و ديگر دروغها.[٧]
اين دو كار پژوهشى نمونه هاى جديدى هستند از تحقيقاتى كه به روش گذشتگان عمل كرده اند و گرنه در اين مورد، دهها تحقيق از دانشمندان برجسته وجود دارد كه