ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - نگرشى به زيارت آل ياسين
بعكس، شيون مادران فرزند مرده صد مرتبه دلنشين تر هستند.
بسيارى از خواص از اينكه مردم به حرفها و سخنانشان دل نمى بندند گلايه دارند. آنان از اين نكته غافلند كه مباحث كلى نظرى مخصوص كلاس درس اند و تنها وقتى آن مباحث از ساحت خاص خود فرود آيند و از طريق زبان و ادب و ذوق همه فهم شوند در ميان شهر و ديار جارى مى شوند.
آدمى هر آنچه را در خانه دل جاى دهد مى ستايد، پاس مى دارد، به پايش مى نشيند و قربانى مى دهد. برايش نغمه مى سرايد.
اگر شعارهاى سالهاى اوليه انقلاب و سروده هاى مردمى آن عصر را به خاطر آوريد مى بينيد جملگى برخاسته از دل و ضمير صاف مردمانند چنانكه نوحه ها و مداحيهاى دوران جنگ و شبهاى نبرد نيز از همين ويژگى برخوردارند. حيف كه هيچگاه بدرستى موسيقى جنگ مورد ارزيابى دقيق قرار نگرفت و سامانى درخور نيافت. اينها يادگار سالهاى شور و هيجان و دلدادگى طبيعى مردمند. و تنها آرمانهاى بلند و عارى از دستورالعملهاى دولتى مى توانند احياگر شور و هيجان عمومى باشند. اين شور مردم را از ميانه فراز و نشيبها عبور مى دهد و وادارشان مى سازد كه چشم را بر سختيها و كاستيها ببندند و بعكس، زندگى عارى از شور و مردم فارغ از شوق در گيرودار فراز و نشيبها سر در لاك فرو برده و منافع فردى خود را جلب و حراست مى نمايند.
آرمان شورآفرين، فرهنگ ساز است، موسيقى ويژه خود را خلق مى كند، ادب خود را بارز مى سازد و زبان و ادب سزاوار و شايسته خود را منتشر مى كند.
پنجمين ويژگى براى آنچه كه از آن بعنوان مخزن سوم سوخت سفينه مورد نظر ياد شده برخوردارى از خاستگاه شيعى است. ممكن است در بدو امر اين تصور بوجود آيد كه نگارنده حسب علقه خود به شيعه اماميه اين نكته را متذكر شده اما چنين نيست. شايد اگر اين عبارت را با عبارت خاستگاه ايرانيان اصيل عوض مى كردم در منظورم هيچ تغييرى بوجود نمى آمد. عموم شيعيان پيرو مكتب ولايت ائمه هدى و على بن ابى طالب، عليه السلام اند. در واقع آنان پيرو مكتب جوانمردى، شجاعت، فتوت، سخاوت و رادمردى اند. همه آنچه كه در فرزندان امام على، عليه السلام، چون خونى جارى بود، همه صفات و خصال مردانى است كه در سرتاسر آثار و منابع ايرانى ستوده شده تا جايى كه به عنوان اخلاق و روحيه عمومى ايرانيان قابل شناسايى اند.
شاهنامه ها قبل از اثر حكيم طوسى آينه اين مرامند و پس از آن از شاهنامه فردوسى تا آثار عطار و نظامى گنجوى و از آنجا تا شاعرانه هاى حافظ و سعدى ادامه مى يابند.
گاه متذكر اين نكته بوده ام كه از اين جماعت نه مردمى راهب و گوشه نشين مى توان ساخت و نه ملحدى لامذهب و عصيانگرى جانى. همه آنچه در داستانهاى حماسى و پهلوانى آمده در طول تاريخ تجربه شده چنانكه حافظ شيرازى به تمامى معنا آن را در هيأت رندى آشكار ساخته است.