ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - نگرشى به زيارت آل ياسين
براى خودمان آرمان بود با انواع و اقسام وسايل تبليغى و ... جلوى چشم نوجوانان و جوانان كه با ما و به همراه ما سالهاى انقلاب و جنگ را تجربه نكرده و قادر به درك مدارهاى ٥٧، ٥٩ و ٦٨ نبودند آراستيم و آرام و بى] يال بر مدار ٦٨ به چرخش درآمديم و غافل از آنچه كه خواه ناخواه پيش مىآمد. سكون (كه در خود همه تباهى را داشت) يا استحاله در جريانى كه بيگانه بود امّا با استفاده از خلاء و فضاى موجود خود را نمودار مىساخت. عشق و تعصب نيز موجب بود تا كمتر تاب نقد و ارزيابى آنچه را كه پشت سر نهاده بوديم بياوريم. امّا، نسل دوم بىعشق و تعصب و بىآرمان محو تماشاى پدران خويش بود و همه آنچه را كه برايش مىخواندند مىشنيد، بىآنكه بداند با خودش، با دلش و همه آنچه كه در صورت طبيعى تمنّا مىكرد چه كند؟ به همان سان كه نىدانست جماعتى چگونه در كمين وضع انفعالى اويند تا همه داشتههايش را بربايند.
همه تلاشها براى تزريق آنچه كه در رگهاى خود ما جارى بود به آنان چندان اثر مطلوب نداشت. بسيارى از طرحها، سخنها و پيشنهادهاى ما بيش از آنكه رويكردى به آينده داشته باشند به گذشته چشم مىدوختند، به مدارهاى طى شده و زيرين، بسيارى از آنچه پيشنهاد مىكرديم استعداد شورآفرينى و فرهنگسازى خود را از دست داده بودند، طرحهاى وارداتى من درآوردى چون توسعه اقتصادى نيز بىريشه، بىتاريخ و ناقص بودند و نسبتى با حال و روز سفينهاى كه در مدار ٦٨ گرفتار آمده بود نداشت. تلاشهاى همراه با بدفهمى و كجفهمى ما براى الگوسازى از قهرمانان ورزشى ره به بيراهه مىبرد و بر ناهنجارىها مىافزود.
از اين نكته غافل بوديم كه اين سفينه سوختى ديگر مىطلبيد با مختصات و ويژگىهايى خاص. چيزى كه بايد از آن هشت ويژگى كه شمرديم برخوردار مىبود.
نگارنده به عنوان يك معلم، يك منتقد فرهنگى و كسى كه با كندوكاو در تاريخ دويست ساله اخير سعى در بازشناسى جريان غربزدگى مسلمانان و از جمله ايرانيان دارد همواره متذكر اين نكته بوده كه جريانى در پيش است، جريانى كه اگر شناخته نشود چون مهاجمى از همه خلل و فرج پيش مىآيد. امّا هيهات! كو گوش شنوا؟ همه گيرندهها روى فركانسهاى غنيمتگيرى، منصب طلبى و بىخيالى متمركز شده بود، از همين رو داد و فرياد جمعى كه خبر از فرا رسيدن سيل فرهنگ ليبراليستى، نگرش سكولاريستى، تجديدنظرطلبان دنياطلب كه همه عالم را از عينك غربى مىنگريستند، ره به جايى نبرد و به عكس، جماعتى خاصتر از ما در تلاش پيگير سعى در منطبق ساختن همه موازين شرعى و اخلاق اسلامى و معتقدات دينى با احكام و اصول تفكر و فرهنگ غربى كردند. از هر كتاب روايتى يافتند و دكترين توسعه اقتصادى را عين اسلام ناب محمدى به خورد خلق عالم دادند.
آنان را هفت غفلت اساسى گرفته بود و رهايشان نمىكرد چنانكه امروز هم بدين درد مبتلاييم.
جاى يك پرسش باقى بود:
ايا مسلمانان و به ويژه شيعيان رها شده به حال خودند و بىيار و دستگير؟!
آيا فرو غلتيدن در گرداب سكولاريزم و مدرنيته فرنگى سرنوشت محتوم آنانست؟!
آيا موجبيتى كه برخى اهل قلم از آن دم مىزنند جدى و ناگزير است؟!
كدام عنصر از عناصر اعتقادى و فرهنگى اسلام مىتواند رهگشا باشد؟
ما تصوير روشن از آينده ترسيم نكرديم. ما از مقصدى كه مىبايست بدان رسيد، از مدارى فراتر از ٦٨ تصويرى ارائه نكرديم. ما طرحى نو با همه ويژگىهاى خاص خود و چفت با فرهنگ مذهبى و دينى نياز داشتيم.
ما از گفتوگوى جدى و فرهنگى (و نه احساسى و عاطفى) درباره امام عصر (ع) غافل شده بوديم.
ما ناگزير به تدوين يك استراتژى كلان بوديم، با همه ويژگىهاى هشتگانه. إنشاءالله.