ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - نگرشى به زيارت آل ياسين
السلام عليك يا بقيةالله فى ارضه
سلام بر تو اى به جا مانده خدايى در زمين خدا
اين جمله زيارت دربردارنده سلام به امام عصر، عليهالسلام، به عنوان يكى از القاب معروف حضرتش- كه بقيةالله است- مىباشد.
در آيه ٨٦ سوره هود مىخوانيم:
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
در بسيارى از احاديث رسيده است كه اين آيه شريفه به مناسبت اين لقب ذكر شده است.
در اينجا توجه به دو جهت لازم است: يكى اين كه معناى بقيةالله چيست؟ ديگر اينكه ارتباط يا اختصاص اين لقب به آن وجود مقدس از چه جهت است؟
اما امر اول: ظاهراً كلمه بقيةالله معنايى خلاف آنچه ابتداءً به نظر مىرسد و چه بسا موجب شبهه شده است دارد. در اذهان ما نوعاً از كلمه بقية معنى بازمانده و باقيمانده از شىء ترسيم مىشود و با توجه به اين معنى فكر مىكنيم كه بقية الله يعنى چه؟ حقيقت اين است كه ماده بقى در لغت به معناى دامَ و ثَبُت از دوام و ثبات، برقرارى و پابرجايى آمده است و بقيه اسم مصدر است.[١]
بنابراين، مقصود از بقيةالله كسى است كه خدا او را دوام و ثبات بخشيده و باقى به جا گذارده است؛ يعنى ثابت و باقى و پابرجا مانده خدايى.
همچنين، وقتى گفته مىشود: فلان بقية قومه أى من خيارهم؛[٢] فلانى بقيه قومش است يعنى، از نيكان و خوبان آنهاست. بر اين اساس، بقيةالله يعنى خوبِ خدايى؛ كسى كه خدا او را خوب شمرده است.
ماده بقى وقتى با حرف على متعدّى شود به معنى رحمت و شفقت بر كسى آوردن است. چنانكه در كتاب لغت آمده است:
بقى عليه: رحِمَه و شفق عليه.[٣]
بنابراين معنى بقيةالله يعنى كسى كه خدا بر او رحمت و شفقت آورده است؛ هر چند در چنين تعبيرى اين معنى بعيد مىنمايد.
چون با حرف مِن متعدى شود به معنى باقى گذاردن بعضى از شىء است. بقى منه: تُرك بعضه؛[٤] يعنى همان معنايى كه ابتداءً به نظر مىرسيد و موجب شبهه مىشد. در بعضى زيارات جملهاى بعد از بقيةالله ذكر شده كه مىتواند برطرف كننده اين شبهه باشد و آن زيارتى است كه صاحب كتاب فوز اكبر آورده است كه- چون مجموعش زيارتى است كوتاه