ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - غفلت و غيبت
اينكه در هر زمانى بيعت يك ظالم ستمگرى به گردن امامان مىافتاد. و چنانكه در برخى روايات همين موضوع به عنوان فلسفه غيبت ذكر شده و گفتهاند كه امام دوازدهم كسى هستند كه وقتى ظاهر مىشوند، هيچ پادشاه ظالمى بيعت به گردن ايشان ندارد. اين هم در واقع مكمل همان علت مىشود كه اگر مردم حمايت مىكردند از معصومين، عليهمالسلام، در هر زمانى آنها مىتوانستند رسماً حكومت را به دست بگيرند و حدود دين را در جامعه اجرا بكنند.
آيا شرايط عصر امام على، عليهالسلام، و امام حسن، عليهالسلام، كه مردم اعتناى جدى به ايشان نداشتند، با شرايط عصر غيبت امام عصر، عجّلاللَّه تعالىفرجه، متفاوت بوده است؟
درست نمىشود قضاوت كرد. اما فكر مىكنم در صدر اسلام، در زمان اميرالمؤمنين، عليهالسلام، تا زمان حضرت سيدالشهداء، عليهالسلام، و قيامشان در كربلا، مردم تا اندازهاى حمايتشان از معصومين، عليهمالسلام، بيشتر بود. گر چه انحرافهايى در صدر اسلام بعد از رحلت پيامبر به وجود آمد اما به لحاظ اينكه مردم در صدر اسلام با زبان پيامبر و قرآن، جديدالعهد بودند زياد از امامان ما فاصله نگرفتند و تا زمان قيام حسينى، عليهالسلام، در سال ٦١ هجرى باز آن قيامى انجام گرفت كه امام فرمودند: من اصحابى باوفاتر از شما اصلًا سراغ ندارم اما از آن زمان به بعد ديگر خلفاى ظالم و غاصبين كارى كردند كه در واقع امامان ما به آن صورت فعاليت علنى و مبارزات علنى ديگر نمىتوانستند داشته باشند و براى حفظ اسلام ناچار بودند كه بيشتر روى اصحاب كار فرهنگى بكنند؛ تا زمان امام حسن عسكرى، عليهالسلام، كه ديگر هم زمان ايشان و هم پدر و جدّشان يك زمان اختناق خيلى شديدى بود. بخصوص به امام يازدهم، عليهالسلام، كه رسيد اوضاع بسيار بدتر شد و آن حضرت در لشكرگاه تحت نظر بودند و خلفاى عباسى بشدت آنها را محصور داشتند و نمىگذاشتند كه ايشان حتى با اصحابشان آزادانه در تماس باشند. لذا فكر مىكنم از زمان امام نهم به بعد آهسته آهسته شدت اختناق خيلى زيادتر شد تا شهادت امام عسكرى، عليهالسلام، كه اتفاق افتاد.
مهدويت چه نقشى در حيات اجتماعى، سياسى و فرهنگى جوامع مسلمان و شيعه دارد؟
عتقاد به وجود حضرت مهدى، عليهالسلام، كه يك اعتقاد خاص شيعه هم نيست و اهل تسنن هم، به نحوى به اين مسأله اعتقاد دارند و در رواياتشان هم آمده است؛ و اينكه انسان در انتظار زمانى باشد كه همه جهان در اعتقادات، يكسان شوند همه يك عقيده دارند همه يك عمل را دارند همه يك گونه رفتار را با همديگر دارند، هيچ كس ظلم و خيانت به ديگرى نمىكند و ... اين باعث مىشود كه افراد تلاش بكنند در دو جهت يكى زمينهسازى آن ايام و دوم اينكه خودشان را بسازند كه وقتى آقا آمدند يكى از ياران ايشان باشند.
چطور شد كه ما تا اين حد از امام عصر، عليهالسلام، غافل شديم و چگونه مىتوان از اين غفلت خارج شد و يا مردم را خارج ساخت؟
يكى از عوامل مهم غفلت، غيبت خود آقاست، مسلماً اگر آقا در بين ما ظاهر بودند، اين اندازه ما غفلت پيدا نمىكرديم. در روايتى هم كه منصوب به امام صادق، عليهالسلام، است، حضرت به خاطر همين غفلت مردم مىكنند. سدير صيرفى، از اصحاب امام صادق، عليهالسلام، به بعضى از دوستان ديگرشان مىگويد: خدمت حضرت رسيديم، ديديم حضرت خيلى نگران و گريان هستند تا حدى كه آستينهايشان را بالا زده بودند و رو به قبله نشسته بودند، پيراهن بىيقه هم به تن كرده بودند، به حالت اشخاصى كه عزاى سختى به آنها رسيده، مثل صاحبان مصيبت، و بشدت گريه مىكردند. ما اول تعجب كرديم كه چه مصيبتى به امام، عليهالسلام، رسيده كه اينطور نالان هستند، بعد كه دقت كرديم، ديديم كه زمزمه مىكردند با امام زمان: سيدى غيبتك نفت رقادى و ضيقت على مهادى و أسرت منّى راحة فؤادى[١]؛ [آقاى من، غيبت تو خواب مرا پريشان ساخته، بستر را بر من تنگ كرده، و آرامش قلبم را گرفته است] تا آخر. آن وقت در ادامه اين روايت جملاتى دارد كه مضمونش اين است: من امروز در كتاب جفر، كتابى كه همه وقايع عالم تا روز قيامت در آن نوشته شده، نگاه كردم و در قسمتى كه مربوط به تولد و غيبت قائم ماست، تأمل كردم و ديدم كه بسيارى از شيعيان ما در زمان غيبت، ايمانشان را از دست مىدهند، چون آقا را نمىبينند غيبت آقا باعث مىشود خيلىها ايمانشان را از دست مىدهند. اين موضوع مرا نگران و محزون كرده است. پس در واقع آن حضرت گريه مىكردند براى ما افرادى كه در زمان غيبت در دورى حضرت مهدى، عليهالسلام، چه بسا يا ايمانمان ضعيف مىشود يا آن را از دست مىدهيم. در هر صورت يكى از عوامل عمده غفلت ما غيبت خود آقاست. يكى ديگر از عواملش هم ضعف ايمان خود ماست. اگر ايمان، قوى باشد، چه فرقى مىكند؟ همانطورى كه خداى متعال ديده نمىشود اما ايمان به خداى متعال را