ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦ - پرسش شما، پاسخ موعود
مجموعه حدود چهار قسم روايت درباره حكم ذكر نام مخصوص امام زمان، عليهالسلام، وارد شده است. همانطور كه گفته شد در دستهاى از آنها بطور كلى ذكر نام آنحضرت ممنوع و حرام دانسته شده است در دستهاى ديگر علت عدم جواز ذكر نام امام زمان، عليهالسلام، ترس و خوف از رسيدن ضرر جانى به آن حضرت ذكر شده است.
در بخش ديگر از روايات خود ائمه اطهار، عليهمالسلام، و اصحاب بزرگوارشان در لابلاى سخنان خود نام مخصوص آن حضرت را بصراحت بر زبان جارى ساختهاند.
بالاخره در قسمت ديگرى از روايات گفته شده است كه ذكر نام خاص آن حضرت تا زمان ظهور ايراد دارد ولى اين كار پس از آن هيچگونه محذورى ندارد.
اما نتيجه نهايى از جمعبندى اين روايات پس از تقييد مطلقات آنست كه به زبان آوردن نام مخصوص امام زمان، عليهالسلام، در امثال زمان ما كه شرايط تقيه و خوف و توجه ضرر به وجود مقدس امام زمان، عليهالسلام، محسوب نمىشود هيچگونه ايرادى ندارد يعنى تمامى روايات مربوط به تحريم به آن دوره و شرايطى ناظر هستند كه خلفاى جور و دشمنان ديگر در صدد دستيابى به آن حضرت بودهاند و ممكن بود از طريق ذكر نام آن حضرت به محل زندگى و سكونتشان آنها دسترسى پيدا كنند و در نتيجه از اين جهت خطرى متوجه وجود مقدس امام، عليهالسلام، بشود.
علماى زيادى به اين برداشت از مجموعه روايات صحّه مىگذارند صاحب كتاب كشفالغمّة مىنويسد: فتوا و نظر من اين است كه منع تلفظ به نام مخصوص مهدى، عليهالسلام، از روى تقيه بوده است ولى اين كار در زمان ما اشكالى ندارد چون شرايط تقيه به زمان و دوره ما صدق نمىكند.
باز در اين باره مرحوم شيخ حرّ عاملى در كتاب ارزشمند وسايلالشيعه مىفرمايند:
در مورد تقيه و وجود خوف تلفظ به نام آن حضرت حرام است ولى در غير موارد تقيه، احتمال ضرر و خوف حرمتى ندارد.
پىنوشتها:
[١]. حكمت ١٣٩، ص ١١٥٨، نهجالبلاغه فيض الاسلام.
[٢]. اصول كافى (مترجم) ج ٢، ص ١٣٩، ح ١٣، باب فى الغيبة.
[٣]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٠٩، ح ١.
[٤]. كمالالدين، ص ٢٨٩؛ كافى (مترجم) ج ٢، ص ١٣٦، ح ٧.
[٥]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ١١٩، ح ١٩.
[٦]. بحارالانوار، ج ٢٨، ص ٧٠؛ غيبت نعمانى، ص ٧٢.
[٧]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ١١٢، ح ٧.
[٨]. بحارالانوار، ج ٥١، صص ١١٢ و ١١٣، ح ٨.
[٩]. بحارالانوار، ج ٥١، صص ١٠٩ و ١١٠، ح ١.
[١٠]. بشارة الاسلام، ص ٦٣.
[١١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، ١٣٩، ص ١١٥٨ فيضالاسلام.