ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - نقد شبهه تشرف على بن مهزيار به محضر امام زمان، عليه السلام
كتابهاى تأليف شده توسط حسن و حسين بن سعيد و على بن مهزيار كه حاوى اصول اربعمائه هم بوده گرفتند.
مثلًا شيخ صدوق در مقدمه كتاب گرانسنگ من لا يحضره الفقيه اينچنين نوشته است:
و جميع ما فيه مستخرج من كتب مشهورة، عليهاالمعول و اليهاالمرجع، مثل كتاب حريزبن عبدالله السجستانى و كتاب عبيدالله بن على الحلبى و كتب على بن مهزيار الاهوازى، و كتبالحسين بن سعيد و نوادر احمدبن محمد بن عيسى و كتاب نوادرالحكمة و ...[١]
حال با توجه به مطلب فوق اگر فرض شود كه آن شخصيتهاى گرانقدر اهوازى نبودند و يا آن ذخيرههاى علمى را براى اصحاب كتب اربعه نمىاندوختند مىتوان تصور كرد چه خلل و نقص فاحشى در انتقال ميراث علمى اهلبيت، عليهمالسلام، بوقوع مىپيوست.
از اين بيان مىتوان به اهميت و نقش علماى اهوازى از جمله على بن مهزيار در زمينه حفظ، احيا و نشر فرهنگ اصيل اهلبيت، عليهمالسلام، و از آنجا به كلام نغز مقام معظم رهبرى پى برد.
نقد شبهه تشرف على بن مهزيار به محضر امام زمان، عليهالسلام
يكى از واقعيتهاى موجود در جامعه ما اين است كه عامه مردم عالمان سترگ اهوازى نقشى در خور تحسين در راستاى نشر و گسترش تشيع به شهرهاى ديگر ايران داشتند. در ميان اينها سه شخصيت گرانقدر يعنى حسن بن سعيد، حسين بن سعيد و على بن مهزيار از برجستگى خاصى برخوردار بودند.
اگر آن شخصيتهاى گرانقدر اهوازى نبودند و يا آن ذخيرههاى علمى را براى اصحاب كتب اربعه نمىاندوختند مىتوان تصور كرد چه خلل و نقص فاحشى در انتقال ميراث علمى اهلبيت، عليهمالسلام، بوقوع مىپيوست.
علىرغم علاقه وافر و اعتقاد واحترام شايانى كه نسبت به مرقد على بن مهزيار دارند، شناخت صحيحى از شخصيت آن بزرگوار ندارند. تصور عمومى درباره ايشان در اين حد است كه على بن مهزيار همان كسى است كه بيست بار به قصد ملاقات امام زمان، عليهالسلام، به زيارت خانه خدا مشرف شده ولى توفيق زيارت نيافته تا اينكه در عالم خواب به او گفته شده كه امسال به سفر حج برو كه به ملاقات امام زمان، عليهالسلام، توفيق پيدا كنى. بالاخره در بيست و يكمين سفر پس از اداى مناسك حج خدمت آن مولا شرفياب شده است. اين مضمون حتى در زيارتنامهاى كه براى زيارتگاه تنظيم شده منعكس گرديده است.
در حاليكه اهل علم و مطالعه مىدانند در كتب رجال و تراجم قديمى، چنين قصهاى براى على بن مهزيار نيامده و اصولًا تاريخ زندگانى او اين قصه را تكذيب مىكند. لذا براى روشن شدن اذهان لازم است در اين مجال كوتاه تأملى در خور صورت گيرد و اين شبهه نقد گردد. اگرچه شايد بعضى از بزرگان معتقد باشند كه تعرض به اين شبهه چه بسا عقايد مردم را درباره على بن مهزيار متزلزل سازد. اما به نظر مىرسد كه نقد و دفع اين شبهه هيچ چيزى را از شخصيت والاى آن جناب نمىكاهد. بلكه تبيين صحيح و حساب شده واقعيت زندگانى آن بزرگوار و نقل كرامتها و موقعيت ويژهاى كه نزد چند امام معصوم، عليهمالسلام، داشته اعتقاد مردم را به صورت صحيح و دقيق به آن شخصيت چند برابر مىسازد.
اما دلائل غير واقعى بودن اين نسبت عبارت است از:
١- تاريخ وفات على بن مهزيار، رضواناللهعليه: واقعيت اين است كه در ماخذ رجالى از وفات على بن مهزيار سخن به ميان نيامده است. لذا به صورت دقيق نمىتوان تاريخ وفات او را مشخص كرد. اما با توجه به قرائن مختلف مىتوان بصورت حدسى تاريخ وفاتش را فهميد.
از جمله آن قرائن، اينكه نوعاً همه علماى رجال و تراجم وكالت و سفارت او را از سوى امام جواد، عليهالسلام، و امام هادى، عليهالسلام، مورد تأكيد قرار داده و هيچكدام به وكالت آن جناب از سوى امام حسن عسكرى، عليهالسلام، تصريح ننموده است و با توجه به سوابق درخشان و شخصيت ممتاز آن جناب علىالقاعده اگر دوران امامت امام حسن عسكرى، عليهالسلام، را درك كرده بود، از سوى آن حضرت به مقام وكالت منصوب مىشد. و اگر منصوب شده بود، طبيعتاً در كتب رجالى مذكور مىگرديد.
و از آنجا كه امام هادى، عليهالسلام، در سال ٢٥٤ ق. به شهادت رسيده بود، به احتمال قوى على بن مهزيار، يا قبل از سال ٢٥٤ و يا به فاصله اندكى بعد از شهادت امام هادى، عليهالسلام، در همان
ادامه در صفحه ٧١
[١]. ر. ك: رجال نجاشى، ج ٢، ص ٧٤، چاپ دارالاضواء بيروت؛ رجال كشى، ص ٤٤٩، ش ١٠٣٨؛ رجال شيخ طوسى، ص ٣٦٠، چاپ جامعه مدرسين حوزه علميه قم؛ ابضاح الاشتباه، علامه حلى، ص ٢١٦، چاپ جامعه مدرسين؛ هداية المحدثين الى طريقة المحدثين كاظمى، ص ١١٩، چاپ كتابخانه آيةالله مرعشى نجفى؛ خلاصة الاقوال فى معرفة الرجال، علامه حلى، ص ١٧٥، چاپ نشر الفقاهه قم؛ مجالس المؤمنين، قاضى نورالله شوشترى، ج ١؛ منتهىالامال، شيخ عباس قمى، ج ٢، ص ٢٤٠؛ قاموس الرجال، علامه شيخ شوشترى، ج ٧، ص ٥٨٣، چاپ جامعه مدرسين؛ معجم رجالالحديث، محقق خوئى، ج ١٢، ص ١٩٢، مفاخر اسلام، على دوانى، ج ١، ص ١٠٧؛ الاعلام، خيرالدين زركلى، ج ٥، ص ٢٥.
[٢]. النساب، ابىسعيد عبدالكريم بن محمد بن منصور تميمى سمعانى، ج ١، ص ٢٣١، چاپ مؤسسه الكتب الثقافية، بيروت.
[٣]. مفاخر اسلام، على دوانى، ج ٢، ص ٦٦.
[٤]. همان، ص ٤٤.
[٥]. مفاخر اسلام، ج ١، ص ١٢٣.
[٦]. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج ١، ص ٣ (مقدمة المصنف)، چاپ جامعه مدرسين.