ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - شهر گنبدهاى فيروزه اى
و شاگرد مبرز و شناخته شده اخلاقى حضرت امام، رحمةاللهعليه، قلب و درون خويش را صفا و جلا دادند با دعاى نورانى و روحانى كميل روح و جان خويش را پرواز مىدهند. چرا كه نه؟ دعاى كميلى كه با صداى حزين و پرسوز عاشق و دلسوخته امام عصر، عليهالسلام، جناب حجةالاسلام والمسلمين آقاى مهدوى قرائت شود و در ميان آن هم حكايت يكى از تشرفيافتگان به بارگاه حضرتش زينتبخش محفل گردد حقيقتاً هر دلباختهاى را تا در كوى دلبرش پرواز داده و در قلب او جايش مىدهد و او را قلب خويش منزل.
يكى از دهها و صدها جمع باصفايى كه صبحهاى جمعه براى قرائت دعاى پرفيض و شور ندبه در فراق و هجران حضرت حجة، عليهالسلام، در اين شهر برگزار مىشود در همان مسجد آقاعلى بابا با صداى دلنشين آميخته با اشكهاى روان حاجآقا مهدوى است كه آنچه بر گونههاى دلدادگان به جريان مىافتد و قلبهاى پرزخم ايشان را پرالتهاب مىكند را جز قطب عالم امكان و امام عصر و زمان، عليهالسلام، را تون و تاب خريداريش نيست چرا كه قدر گوهر گوهرى داند.
ظهر جمعه كه عرصههاى نماز موعد و ميعاد عاشقان الله است، موعوديان اين شهر براى اينكه حتى در اين صحنه پرشور حضور اسلامى هم به ياد محبوب خويش باشند و متذكر حضرتش، در نماز جمعه شاهينشهر اصفهان جمع مىشوند تا از صحبتهاى نغز و پرمغز جناب حجةالاسلام و المسلمين شيخ عبدالقاسم شوشترى كه از شاگردان مرحوم علامه طباطبايى، رحمةاللهعليه، مىباشند و يا امام جمعه موقت جناب حجةالاسلام و المسلمين مهدوى بهرهمند شوند تا همراستا با آگاهى سياسى و اجتماعى در اين عرصه بر عشق و حب و محبت خويش به حضرتش بيفزايند و با صحبتهاى اخلاقى پربار ايشان با صفاى بيشتر به مهدوى شدن و مهدوى پرورى بپردازند.
جمعه شب هم جلسه ديگرى براى پرورش روح جمع عاشقان حضرتش در حسينيه خوردآزاد واقع در خيابان شريف واقفى تشكيل مىشود كه چشمنواز هر كسى كه وارد آنجا مىشود اين نوشته و تابلوست كه: يوم ندعوا كل اناس بامامهم؛ اى خوش آن روز كه همگى به دنبال مهدى خوانده شويم.
منتظران حضرت مهدى، عليهالسلام، هر هفته در مجموعه فرهنگى حضرت زهرا، عليهاالسلام، از سخنان محققانه و انديشمندانه جناب حجةالاسلام و المسلمين سعيد معمار منتظرين، كه انديشه و افكار و سيره و گفتار و منش استاد شهيد مرتضى مطهرى با گوشت و خون ايشان آميخته گشته، بهرهمند مىشوند. موضوعات مورد بحث در اين جلسه به گستردگى آثار استاد شهيد است؛ ليكن جلسات عزادارى و دعا براى حضرتش زينتبخش همه جلسات مىباشد و دستهاى بلندشده به دعا و اشكهاى روان از هجر روى حضرتش را بايد آمد و ديد تا بتوان درك كرد كه دلدادگى و شيفتگى به چه معناست و دلباخته در اوج تمايلات شهوانى جوانى چگونه است و كيست.
جلسات و حلقههاى ذكر و انس موعوديان در اين شهر زيبا محدود به آنچه گفته شد نمىشود و تنها مهدويان و عبدالقائمهايى كه در بالإ؛ نامشان آمد به معمارى منتظرين حضرتش در راستاى ناصرپرورى براى ايشان نمىپردازند. آرى در شهرى كه طلابش جلسات درس و بحث و ذكر و مباحثه و ... خويش را با دعاى فرج و اشك و تمناى وصال حضرتش شروع و ختم مىكنند، چونان عزيز از دستدادگان در اعتكاف و ليالى قدر و ديگر مراسم اتصال با ذات ذوالجلال، با چشمانى خونبار و ضجههاى بسيار و بر سينه و سر كوبان از ذات مقدسف الله، جلّاسمه، تعجيل در ظهور و فرج حضرتش را مىطلبند.
با توجه به آنچه در بالا آمد آيا ستم نيست كه صرفاً به چشم يك شهر زيباى سياحتى در اصفهان نگريست.
شايد خواننده عزيز گمان مىكند تهيه كننده اين مطالب قصد ترويج روحيه ناسيوناليسم و مليتگرايى داشته است؛ اما آنچه مسلم است موعوديان نه تنها چنين تصورى نمىكنند بلكه شاد گشته و مسرور كه اگر روزى گذرشان به اين ديار افتاد حتى اگر با جمعى غافل از جمال حضرتش بودند مىدانند چگونه آب بر آتش درونى وجود بريزند و بر عطش خويش بيفزايند شايد كه توفيق لقاء آن رخ بىمثال و دلربا را بيابند و اين مطالب نوشته شد در اين راستا كه:
|
نوريان مر نوريان را جاذبند |
ناريان مر ناريان را طالبند |