ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - عقايد و آراء
فرد معصيتكار وقتى به مرض سختى دچار مىشود و اكثر جسد او از بين مىرود، باز ما او را همان معصيتكار مىدانيم. بنابراين جسد اول، جسد اصلى انسان نيست. اين جسد پس از مرگ از بين مىرود و در حيات اخروى همراه انسان نمىباشد. جسد دوم عبارت است از طينت انسان كه از عالم هورقلياست. عالم هورقليا همان عالم برزخى است كه حد وسط ميان عالم ملك (عالم مادى) و عالم ملكوت (عالم مجرد) مىباشد و بدان، عالم مثال نيز مىگويند. جسد دوم، جسد اصلى انسان است و در قبر باقى مىماند و پس از نفخ اسرافيل در صور (نفخه دوم يا نفخه بعث)، روح وارد همين جسد مىشود و براى محاكمه و جزا فرا خوانده مىشود. بدين ترتيب در هنگام مرگ روح از هر دو جسم جدا مىشود، اما در معاد با جسد دوم همراه مىگردد. اما جسم اول، جسمى است كه روح پس از مرگ و مفارقت از دو جسد، همراه آن است و انسان با آن جسم پس از مرگ وارد بهشت يا جهنم دنيوى مىشود و مشغول لذت بردن يا عذاب كشيدن مىگردد. پس از نفخه نخست (نفخه صعق) روح و جسم اول نابود مىشود و پس از نفخه دوم (نفخه بعث) روح به وجود مىآيد و وارد جسم دوم و نيز جسد دوم مىشود. احسايى تأكيد مىكند كه بدن اخروى انسان كه عبارت از مجموع جسم دوم و جسد دوم مىباشد، همان بدن دنيوى انسان است، با اين تفاوت كه بدن دنيوى كثيف و متراكم است، اما بدن اخروى از تصفيههاى متعدد عبور كرده و لطيف و خالص شده است. از همين جا نتيجه مىگيرد كه به معاد جسمانى معتقد است ولى عقيده ضرورى اماميه بر اين است كه همين بدن عنصرى در روز قيامت برانگيخته مىشود، حتى به نصّ قرآن خطوط ريز انگشتان نيز همانند دنيا خواهد بود.
امامت: پس از مسأله معاد، امامت و جايگاه امام در آفرينش مهمترين و مشهورترين عقيده احسايى به شمار مىرود و عقيده وى در اين باره موجب گشته تا برخى او و فرقه شيخيّه را در زمره غاليان به شمار آورند. احسايى معصومان، عليهمالسلام، را واسطه فيض خدا مىداند به اين معنى كه پس از آنكه خداوند معصومان، عليهمالسلام، را خلق كرد، آنان به اذن و مشيت الهى موجودات ديگر را آفريدند. او نقش معصومان، عليهمالسلام، در آفرينش جهان را بر اساس علل اربعه ارسطويى توضيح مىدهد. به اعتقاد او معصومان، عليهمالسلام، محل مشيت و اراده خداوند هستند و اراده آنان، اراده خداست. از اين رو معصومان، عليهمالسلام، علتهاى فاعلى موجودات جهان مىباشند. از سوى ديگر، مواد موجودات از شعاع انوار و وجودات معصومان هستند، لذا آنها علل مادى آفرينش نيز به شمار مىروند، علل صورى بودن معصومان، عليهمالسلام، به اين دليل است كه صورتهاى اشياء از صورتهاى مقامات و حركات و اعمال آنهاست. البته صورت مؤمنان همانند صورت معصومان،