ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - افضليت به سبب تقدّم در خلقت
وحيانى اسلام و كلام آسمانى حضرات معصومان (ع) كسى قادر به پاسخ دادن به آن نيست. در روايات وارد شده است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«نخستين چيزى كه خداوند خلق كرد، نور من بود.»[١]
و در بعضى روايات آمده است كه فرمودند:
«اوّل مخلوق حقتعالى، روح من بود.»[٢]
در حوزه تفكّر دينى و ولايى، خلقت نورى و روحى اوّلين موجود، مقدّم بر خلقت مادّى و ملكى است. خلقت موجودات در قالب مادّى و طبيعى، متأخّر است نسبت به خلقت نورى و روحى. بدين اعتبار، اوّلين حقيقتى كه از ذرّات خداوندى ظاهر شد، نور وجود بود؛ مجرّد از مادّه و تركيب كه قهراً برگزيدهترين و بزرگترين مخلوق نيز بود. از اين نور واجد و مخلوق روحى و نورى نخستين، تعبير به نور محمّد و آلمحمّد (ص) مىشود.
حضرت امام محمّد باقر (ع) فرمودند:
«اى جابر! خدا بود در حالىكه هيچ چيز با او نبود؛ نه معلوم و نه مجهول. اوّلين موجودى كه آفريد، محمّد مصطفى (ص) بود؛ ما اهل بيت را هم با او، از نور خود و عظمتش آفريد و به صورت سايهاى سبز در مقابل خود نگه داشت. آن موقع كه آسمان و زمين و شب و روز و خورشيد و ماه وجود نداشت، نور ما از نور پروردگارمان جدا شد؛ همانند جدا شدن پرتو خورشيد از خورشيد. ما او را تسبيح و تقديس و ستايش مىكرديم و عبادتى واقعى مىنموديم. بعد خداوند اراده نمود كه مكان را بيافريند. آن را آفريد و بر مكان نوشت: «لا إِلهَ إِلَّا اللهُ، محمّد رسول خداست و على، اميرالمؤمنين و وصى اوست؛ به وسيله على، پيامبر را تأييد و نصرت دادم.»
سپس عرش را آفريد و بر سرادق عرش، همان جملات را نوشت. آنگاه آسمانها را آفريد و بر اطراف آن، همين كلمات را نوشت. بعد بهشت و جهنّم را آفريد و بر آنها نيز همين جملات را نوشت. سپس ملائكه را آفريد و آنها را ساكن آسمان گردانيد. آنگاه خداوند خود را به آنها معرّفى نمود و از آنها، پيمان به ربوبيت براى خود و نبوّت براى حضرت محمّد (ص) و ولايت براى على (ع) گرفت. ملائكه از اين پيمان مضطرب شدند. خداوند بر آنها خشم گرفت و از آنان در حجاب شد. ملائكه، هفت سال پناهنده به عرش شدند و از خدا تقاضا مىكردند آنها را از خشم خود پناه دهد و اقرار به پيمان خود مىكردند و تقاضاى رضا مىنمودند. خدا به واسطه همين اقرار آنها، از آنان راضى شد و آنها را به دليل اين اقرار، ساكن آسمان گردانيد و به خدمت خويش اختصاص داد و براى عبادت، آنها را انتخاب نمود. آنگاه خداوند به انوار ما دستور داد كه تسبيح كنند و از تسبيح ما آنها (ملائكه) تسبيح نمودند. اگر تسبيح ما نبود، آنها نمىدانستند چگونه خدا را تسبيح كنند و چگونه تقديس نمايند.
آنگاه خداوند هوا را آفريد و بر آن نوشت: «لا إِلهَ إِلَّا اللهُ، محمّد رسول خداوند است. على اميرالمؤمنين، وصى اوست؛ به وسيله على او را تأييد كردم و نصرت نمودم.» سپس جنّ را آفريد و آنها را ساكن هوا نمود و از ايشان پيمان گرفت براى خود به ربوبيت و براى محمّد (ص) به نبوّت و براى على (ع) به ولايت. هر كه اقرار نمود، اكنون اقرار دارد و هر كه انكار كرد، اينك انكار دارد. اوّلين كسى كه انكار نمود، ابليس بود. خدا او را لعنت كرد؛ پس كار او منتهى به شقاوت گرديد.
بعد خداوند، انوار ما را امر كرد كه تسبيح نمايند. پس جنّيان به واسطه تسبيح ما تسبيح كردند و الّا نمىدانستند چگونه تسبيح كنند. بعد خداوند زمين را آفريد و در اطراف آن نوشت: «لا إِلهَ إِلَّا اللهُ، محمّد رسول خداوند و على، اميرالمؤمنين، وصى اوست؛ به وسيله على او را تأييد كردم و نصرت نمودم.» به همين جهت آسمانها، بدون پايه، پا برجاست و زمين استوار است.
سپس خداوند آدم را آفريد از پهندشت زمين. چهرهاش را آراست و در او از روح خود دميد. آنگاه ذريه او را از نهادش خارج كرد و از ايشان پيمان گرفت به ربوبيت خود و نبوّت محمّد (ص) و ولايت على (ع). هر كه خواست، اقرار كرد و هر كه خواست، انكار نمود. ما اوّلين گروهى بوديم كه به اين اقرار نموديم. آنگاه به محمّد (ص) فرمود: «به عزّت و جلال و مقام والايم سوگند! اگر تو و على و عترت هادى و مهدى و راهنمايت نبوديد، بهشت و جهنّم و مكان و زمين و آسمان و ملائكه و هيچ موجودى را نمىآفريدم كه مرا بپرستد. يا محمّد! تو دوست و حبيب و صفى و برگزيده خلق من و محبوبترين آنها در نزد منى و اوّلين كسى هستى كه او را از ميان مخلوق خود امتياز بخشيدم. سپس بعد از تو صدّيق، اميرالمؤمنين، على، وصى تو را كه به وسيله او تو را نصرت و تأييد نمودم و او را دستاويز محكم و روشنىبخش دوستان و چراغ راهنما قرار دادم. پس از او، اين راهنمايان هدايتيافته را به واسطه شما آفريدم. شما برگزيدگان خلق هستيد. شما را وسيله آمرزش و بازخواست قرار دادم. هر چيزى نابودشونده است؛ به جز وجه من و شما، وجه من هستيد كه نابود نمىشويد و هلاك نمىگرديد و هر كه شما را دوست بدارد، نابود نمىشود. هر كه پيش من بيايد با محبّت ديگرى، گمراه است و عمر خود را به هدر داده است. شما برگزيدگان خلق و حامل اسرار و گنجينه علم من و سرور اهل آسمانها و اهل زمين هستيد.»
آنگاه خداوند سايبانى از ابر و ملائكه بر زمين فرستاد و انوار ما اهل بيت را با آن فرستاد و به صورت نور در مقابل خود قرار داد. او را تسبيح مىكرديم در زمين، همانطور كه در آسمان تسبيح مىنموديم و تقديس مىكرديم و در زمين او را مىپرستيديم، همانطور كه در آسمان مىپرستيديم.
وقتى خداوند اراده اخراج ذريه آدم كرد، براى گرفتن پيمان، اين نور را در آن، راه داد. آنگاه ذرّيه او را از نهادش خارج كرد؛ در حالىكه لبّيك مىگفتند. ما خدا را تسبيح كرديم و به واسطه تسبيح ما، آنها تسبيح نمودند؛ والّا نمىدانستند چگونه تسبيح كنند. آنگاه خداوند