ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٧ سوگ عزيزان
گواهى داده است؛ امّا برخى از تاريخنويسان بىانصاف، به خاطر تعدّد زنان پيامبر (ص)، به ايشان چنين تهمتى زدند؛ بدون آنكه در نظر بياورند نخستين همسر رسول خدا (ص)، حضرت خديجه (س) بود و در زمان زندگى ايشان، پيامبر (ص) هيچ همسر ديگرى اختيار نكردند؛ علاوه بر آن، با دقّت در همسران رسول خدا (ص) مىتوان دريافت كه ملاك انتخاب ايشان، جوانى و زيبايى و ثروت آنها نبود؛ بلكه بىسرپرستى زنان و در برخى موارد كنترل اوضاع سياسى، باعث چنين پيوندى مىشد.[١]
ب) تهمت جنون: پس از دعوت عمومى، قريش، در بين مردم شايع كردند كه محمّد امين (ص)، ديوانه شده است كه سخن از خداى جديدى مىزند. «قرآن» نيز حالت آنها را توصيف كرده و مىفرمايد كه آنان تهمت را مظلومانه به زبان مىآوردند و مىگفتند: «او يا به خدا تهمت دروغ مىزند يا مبتلا به جنون شده است.»[٢] خداوند درباره اين گروه مىفرمايد:
«كسى به پيامبرى برانگيخته نشد؛ مگر آنكه گفتند او ساحر است يا ديوانه! آنها به گفتن اين سخنان، يكديگر را سفارش كردند؛ بلكه آنان گروهى سركشند.»[٣]
ج) آموختن از ديگران: مشركان، از هر فرصتى براى تهمت زدن به رسول خدا (ص) بهره مىبردند. آنها كه شاهد بودند رسول خدا (ص) با يك غلام مسيحى نسشت و برخاست مىكنند، چنين اتّهامى به ايشان زدند:
«محمّد (ص)، از اين مرد مسيحى مىآموزد و بيان مىكند!»
قرآن در پاسخ اين گروه فرمود:
«ما مىدانيم كه آنها مىگويند بشرى قرآن را به او مىآموزد؛ ولى زبان كسى كه به آن اشاره مىكنند، عجمى است؛ در حالىكه قرآن به زبان عربى روشن است.»[٤]
د) ابتر بودن رسول خدا (ص): قريشيان چنين تهمتى به حضرت رسول (ص) زدند و اين در پى فوت مكرّر فرزندان پسر رسول خدا (ص) بود. آنها آنقدر اين تهمت را تكرار كردند كه قلب رسول خدا (ص) شكست. خداوند در عوض، حضرت زهرا (س) را به ايشان بخشيد و سوره كوثر را بر پيامبر (ص) نازل كرد:
«ما به تو كوثر عطا كرديم. پس براى خداوندت نماز گزار و قربانى كن. آنها كه به تو مىگويند ابتر، نسل خودشان قطع مىشود.»[٥]
٧. سوگ عزيزان
در طول دوران بعثت و پس از آن، پيامبر (ص)، بهترين ياوران و پشتيبانان خود را از دست دادند؛ حضرت ابوطالب و حضرت خديجه (ع). اين داغها، علاوه بر آن چند بارى بود كه رسول اكرم (ص)، پسران خود، از جمله، ابراهيم را از دست دادند و در سوگ آنها قلب مهربانشان به درد آمد.
حضرت محمّد مصطفى (ص)، در سوگ عموى خود فرمودند:
«اين شخصى كه در بستر مرگ افتاده، همان عموى مهربان من است. در دوران محاصره در «شعب»، شبها مرا از خوابگاهم بيرون مىكرد و دستم را مىگرفت و در نقطه ديگرى وسايل استراحتم را فراهم مىنمود و فرزند دلبند خود، على را در خوابگاه من مىخوابانيد و نظر او اين بود كه هرگاه قريش به طور ناگهانى بريزند و بخواهند مرا در حالت خواب، قطعه قطعه كنند، تيرشان به هدف اصابت نكند ...»[٦]
همچنين، حضرت رسول (ص) تا آخر عمر، از غم از دست دادن حضرت خديجه (س)، داغدار بودند و هرگاه سخنى از ايشان مىشنيدند، مىگريستند و از خوبىهاى او ياد مىكردند و مىفرمودند:
«خديجه! و كجاست مثل خديجه؟ زمانى كه مردم تكذيبم كردند، تصديقم كرد. بر دين خدا يارىام نمود و با مالش به كمكم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصر زمرّدين بهشتى كه سختى و محنت در آن نيست، بشارت دهم.»[٧]
پىنوشتها:
[١]. «الكافى»، ج ٣، ص ٢٢٠؛ به نقل از حديث لوح، موعود عصر (عج)، ١٣٨٨، ص ١٤٣
[٢]. «حديث لوح»، موعود عصر (عج)، ١٣٨٨، ص ١٤٣، سخنرانى آيت الله حسين وحيد خراسانى به مناسبت شب شهادت رسول اكرم (ص) مصادف با ١٩/ ٢/ ١٣٨٠.
[٣]. سوره مائده، آيه ٦٧
[٤]. همان.
[٥]. «بحارالانوار»، ج ٣٣، ص ١٥٣؛ به نقل از جواد محقق، «بيمها و نگرانىهاى بزرگ پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم»، مجله كوثر، شماره ٥٠.
[٦]. همان، ج ٣٩، ص ٧٦ و ج ٤٠، ص ٢٩ و ٣٥.
[٧]. «بحارالانوار»، ج ٢٨، ص ٤٨.
[٨]. همان، ج ٤٣، ص ٣١٣.
[٩]. همان، ج ٣٢، ص ٣٥٥.
[١٠]. همان، ج ٧٩، ص ١٣٧.
[١١]. همان، ج ٧٠، ص ١٥٨ و ج ١٠٠، ص ٥٤.
[١٢]. همان، ج ٢٨، ص ٣٢.
[١٣]. همان، ج ٦٩، ص ٢٢٧، ج ٧١، ص ٩٢ و ج ٧٦، ص ٢٤٣.
[١٤]. همان، ج ٢٢، ص ٤٥١، ج ١٠، ص ٣٦٨ و ج ٦٨، ص ٢٦٩.
[١٥]. همان، ج ٣٣، ص ٥٨٨.
[١٦]. جعفر سبحانى، «فروغ ابديت»، ج ١، ص ٢٦٣.
[١٧]. سوره سبا، آيه ٨.
[١٨]. سوره ذاريات، آيه ٥٢- ٥٣.
[١٩]. سوره نحل، آيه ١٠٣.
[٢٠]. «الميزان»، ج ٧، ص ٣٧٠.
[٢١]. «مناقب ابن شهرآشوب»، ج ١، ص ٢٧؛ به نقل از جعفر سبحانى، همان، ص ٢٨٩.
[٢٢]. «بحارالانوار»، ج ٤٣، ص ١٣٠؛ به نقل از «لا يوم كيومك يا اباعبدالله»، ص ٢٧.