ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - مداخله در شيلى
سال ١٩٧١ م.، از پاكستان حمايت نمود. كيسينجر از افزايش نفوذ شوروى در آسياى جنوبى، به علّت معاهده مودّتى كه اخيراً بين اين كشور و هند امضاء شده بود، نگران بود و سعى داشت به جمهورى خلق چين (متّحد پاكستان و دشمن هند و شوروى) ارزش اتحّاد ضمنى با آمريكا را بقبولاند.[١]
در سالهاى اخير، از كيسينجر به علّت اظهاراتى كه در دوره نيكسون و در زمان جنگ بنگلادش، پاكستان بيان كرده بود، انتقادات زيادى شده است. وى اينديرا گاندى، نخست وزير وقت هندوستان، را يك فاحشه و ساحره خطاب كرده بود. همچنين در جايى نيز گفته بود كه هندىها حرامزاده هستند.
جنگ يوم كيپور در سال ١٩٧٣ م.
در سال ١٩٧٣ م.، كيسينجر اقدام به مذاكره براى پايان دادن به جنگ «يوم كيپور» نمود. اين جنگ در پى حمله «مصر» و «سوريه» به اسرائيل در ٦ اكتبر ١٩٧٣ م. آغاز شده بود. (كيسينجر در سال ٢٠٠٢ م. و در كتابى به نام «بحران»، مشروح گفتوگوهاى تلفنى در اين بازه زمانى را منتشر نمود.) يك هفته بعد در ١٢ اكتبر ١٩٧٣ م.، به دستور نيكسون ارتش آمريكا بزرگترين حمل و نقل هوايى نظامى در تاريخ را انجام داد تا به اسرائيل كمك نمايد. اقدامات آمريكا باعث به وجود آمدن بحرانهاى نفتى سال ١٩٧٣ م. در آمريكا و متّحدان اين كشور در «اروپاى غربى» شد؛ بحرانى كه در مارس ١٩٧٤ م. به پايان رسيد.
در ٣١ اكتبر ١٩٧٣ م. و يك هفته پس از جنگ يوم كيپور، اسماعيل فهمى با ريچارد نيكسون و هنرى كيسينجر ديدار نمود.
اسرائيل مناطقى را كه در اوايل جنگ از دست داده بود، دوباره اشغال كرد و علاوه بر آن، بخشهايى از سوريه و مصر، شامل سرزمينهايى در شرق «بلندىهاى جولان» كه از قبل اشغال شده بودند و نيز در كرانه غربى «كانل سوئز» را تصرّف كردند؛ البتّه آنها بخشهايى از منطقه «شرق كانال سوئز» را كه از زمان جنگ شش روزه در اختيار داشتند، از دست دادند.
كيسينجر رهبران اسرائيل را تحت فشار گذارد تا بخشى از قلمروى را كه اشغال كرده بودند، به همسايگان عرب خود بازگردانند. اين امر باعث بهبود روابط بين آمريكا و مصر شد كه از دهه ١٩٥٠ م. در وضعيت خوبى نبود. مصر از اين پس، از موضع استقلال رأى، به سوى همكارى نزديك با آمريكا تغيير جهت داد. فرآيند صلح در سال ١٩٧٨ م. كامل شد. در آن زمان و در رياست جمهورى جيمى كارتر، پيمان «كمپ ديويد» منعقد شد كه بر اساس آن، اسرائيل حاضر شد «صحراى سينا» را به مصر بازگرداند و در عوض، اين كشور نيز دولت اسرائيل را به رسميت شناسد.
خطّ مشى در حوزه آمريكاى جنوبى
در حوزه آمريكايى جنوبى، آمريكا دولتهاى غير چپ، چه دموكراتيك و چه ديكتاتورى را به رسميت شناخته و با آنها، رابطه برقرار مىكند. برنامه جان افكندى با عنوان اتّحاد براى پيشرفت در سال ١٩٧٣ م. پايان يافت. در سال ١٩٧٤ م.، بحثها در مورد يك توافق جديد در مورد «كانال پاناما» آغاز شد.
اين مذاكرات در نهايت، منجر به «معاهدات توريخوس»، كارتر شد و كنترل كانال به پانامايىها منتقل گرديد.
كيسينجر در اوايل، از عادىسازى روابط بين آمريكا و «كوبا» حمايت مىكرد. روابط بين دو كشور در سال ١٩٦١ م. قطع شده بود. تجارت ميان اين دو نيز در سال ١٩٦٢ م. و چند هفته پس از اخراج كوبا از سازمان كشورهاى آمريكايى بر اثر فشار آمريكا، متوقّف شد؛ امّا وى به سرعت، فكر خود را عوض كرده و از خطّ مشى كندى تبعيت نمود. پس از دخالت نيروهاى مسلّح انقلابى كوبا در جنبشهاى آزادىخواهانه در «آنگولا» و «موزامبيك»، كيسينجر اعلام نمود كه روابط فقط در صورت خروج نيروهاى كوبا از اين كشورها عادى مىشود. كوبا اين درخواست را رد نمود.
مداخله در شيلى
سالوادور آلنده، كانديداى رياست جمهورى از حزب سوسياليست شيلى در سال ١٩٧٠ م. با اكثريت آرا به عنوان رئيس جمهورى اين كشور انتخاب شد. وى داراى سياستهاى سوسياليستى بوده و گرايش زيادى نيز به كوبا داشت. همين امر نگرانىهايى جدّى در واشينگتن پديد آورد. دولت نيكسون به سازمان سيا اجازه داد تا مقدّمات يك كودتاى نظامى را براى جلوگيرى از تحليف آلنده فراهم آورد، اّما اين نقشه موفّقيت آميز نبود.[٢] در سالهاى ١٩٧٢ و ١٩٧٣ م. سيا از اعتصابات ضدّ دولتى حمايت مالى نمود.
سيا با كسب مجوّز از «كميته ٤٠» كه كيسينجر رياستش را بر عهده داشت، دست به چندين عمليات پنهانى در شيلى زد. اين سازمان يك كودتا را در شيلى برنامهريزى نمود و زمانى كه اين عمليات با شكست مواجه شد، ارتباط خود را با عناصر ضدّ آلنده ادامه داد. سيا از برخى نقشهها براى استقرار يك ديكتاتورى نظامى در شيلى مطّلع بود. اين سازمان از انجام برخى از آنها ممانعت نمود؛ زيرا مىترسيد اين كودتاها با شكست مواجه شده و موقعيت آلنده مستحكمتر شود؛ امّا در عين حال از برخى نقشههاى ديگر حمايت نمود. سيا به كودتاچيان اطمينان داده بود كه واشينگتن از چنين رويدادى استقبال خواهد كرد و كمك به كودتاچيان به خاطر نقض حقوق بشر قطع نخواهد گرديد.[٣]
دادگاه عالى شيلى، آلنده را به حمايت از گروههاى مسلّح، شكنجه، بازداشتهاى غيرقانونى، فشار بر مطبوعات، ضبط غيرقانونى اموال خصوصى و ممانعت از خروج مردم از كشور متّهم نمود؛ امّا اين اتّهامات مغاير با قانون اساسى تشخيص داده شده و اغلب مدارك ارائه شده نيز از اعتبار و ارزش برخوردار نبودند.
آلنده، در ١١ سپتامبر ١٩٧٣ م.، پس از كودتاى ژنرال آگوسته پينوشه، فرمانده كلّ نيروهاى شورشى، دست به خودكشى زد و پينوشه به رياست جمهورى رسيد.[٤]
اسنادى كه با عنوان نظامى «فعّاليتهاى سيا در شيلى» در سال ٢٠٠٠ م. منتشر شدند، نشان مىدهند كه سيا پس از سرنگونى آلنده، به صورتى فعّالانه از حكومت نظامىها حمايت كرده و بسيارى از افسران پينوشه را تبديل به رابطان و مزدوران سيا و ارتش آمريكا نمود؛ در