ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - نكته ها و پيام ها
در روايت گرانسنگى كه آن نيز از امام موسى بن جعفر (ع) نقل شده، چنين آمده است: «ايشان (پيامبر (ص) و على (ع) ظاهرى بشرى دارند و باطنى لاهوتى و ملكوتى؛ آنان در قالب بشر ظاهر شدند تا مردمان بتوانند ديدن آنان را طاقت بياورند (حتّى يطيقوا رؤيتهما ...)»[١]
بنابراين، اگر از حضرت مهدى (عج) به عنوان طاووس بهشتيان تعبير شده، در واقع فقط اشارتى است بدين حقيقت كه زيبايى و جمال و كمال او شگفتانگيز است و بس؛ امّا حقيقت و اوج آن هرگز براى ديگران قابل درك نيست؛
٨. خداوند فطرت انسانها را بر كمالگرايى و زيبادوستى آفريده است. پس اگر از زيبايى مهدى (عج) اينگونه سخن گفته مىشود كه از همه زيباتر و كاملتر است، در واقع، اشارت به اين حقيقت است كه به سوى او بشتابيد؛ به سوى كسى كه پاسخ جامع و كامل به خواستههاى حقيقى و انسانى شما مىدهد. در حقيقت، حديث مهدى طاووس بهشتيان است، نوعى ترجمان فطرت انسانها و انگشت اشاره به سوى گمشده بشر است؛
٩. بر همين مبنا، مسئله امامت در اسلام نيز قابل طرح است؛ امّا از منظرى كاملًا نوين.
بدين معنا كه آن كسى كه مىتواند امّت اسلام را به سوى برترين و كاملترين عرصههاى انسانى و فطرى هدايت كند، امام معصوم و در اين زمان، امام مهدى (عج) است. امّت اسلامى بعد از رحلت نبوى، به اعتبار وجهه انسانى خود كه در فطرت آنان به وديعت نهاده شده بود، به زيبايىها و كمالات انسانى گرايش داشتند و پاسخ اين نياز معنوى و انسانى را فقط كسى كه مجمع همه خوبىها و جامعترين زيبايىها بود، يعنى على (ع) كه انسان كامل و امام معصوم است، مىتوانست ارائه دهد و امروز حضرت حجّت (عج)؛
١٠. در راستاى همين بحث، اسلام ناب و راستين، تنها و تنها در سايه ولايت و امامت امام معصوم مىتواند تحقّق يابد؛ همان اسلامى كه همه زيبايىها و خواستههاى مطلوب، در آن يافت مىشود.
اسلام اموى، اسلام سفيانى و امروز اسلام آمريكايى، طالبانى، داعشى و ... حتّى يك نقطه سپيد هم ندارد؛ زيرا به مجمع همه سپيدىها و خوبىها، يعنى امام معصوم و انسان كامل پشت كردهاند و وضعيت اسفبار دنياى اسلام در زمان حاضر، خود بهترين گواه اين واقعيت است.
جمله «مهدى طاووس بهشتيان است»، حقايق والا و متعدّدى را در خود نهفته دارد كه يكى از آنها هم همين است كه اسلام ناب، اسلام علوى و مهدوى است. هرجا امام معصوم هست، همه زيبايىها و ارزشها نيز همانجاست و هرجا او نيست، از ارزشها نيز خبرى نيست؛
١١. دل و روح كسى هم كه ارتباط باطنى و اتّصال قلبى و درونى با اين مجمع خوبىها و كانون زيبايىها ندارد، قاعدتاً نبايد زيبا و بلكه زنده باشد. پيام حديث آن است كه با امام خود ارتباط معنوى برقرار كنيد تا وجودتان زيبا و ارجمند گردد. اين حديث گرانقدر ترجمانى از آيه آخر «سوره آل عمران» است كه به مسلمانان دستور مىدهد: «رابِطُوا»؛ يعنى مرابطه داشته باشيد و مرابطه در بعد معنوى، همان ارتباط با امام مهدى (ع) است؛ چنانكه حضرت امام باقر (ع) در اين معنا و در تفسير باطنى اين آيه فرمودند:
«ورابطوا امامكم المنتظر؛[٢]
رابطوا يعنى با امام منتظر خود ارتباط پيدا كنيد!»
ياد و محبّت او را در دل زنده نگه داريد. فراموشش نكنيد و قلب خويش را با آن قلب عالم هستى پيوند دهيد؛
١٢. و در نهايت، اين اشارت و نكته نيز در حديث مزبور نهفته است كه هرگونه غفلت از كانون ولايت و امامت مهدوى، لغزشى است كه شما را به سوى زشتىها و پليدىها سوق مىدهد و زشتتان مىسازد.
و از آن سوى نيز متقابلًا هرگناه و غفلت و زشتى، شما را از كانون زيبايىها، يعنى امام، غافل و دور مىسازد. اساساً فاصله گرفتن از اين كانون، يعنى نزديك شدن به زشتىها و تباهىها و در دام شيطان قرارگرفتن.
و نكته ژرفتر اينكه، همين ماجرا در بعد سياسى و حكومتى نيز سارى و جارى است؛ يعنى هرگونه دور شدن از كانون ولايت در زمان غيبت (كه نايب امام معصوم شمرده مىشود) مساوى است با نزديك شدن به شيطان بزرگ، دولت «آمريكا» كه كانون تباهىها و زشتىها و ذلّتهاست و هرگونه نزديك شدن به آنان، دلبستن به آنها و هر پندار خام مبنى بر اينكه نجات و اعتلا در ابعاد سياسى، اقتصادى، فرهنگى و امثال آن در پيوند با آمريكاست، در واقع، دور شدن از كانون ولايت است. شايد خامانديشانى اين سخنان را با حديث مهدى طاووس بهشتيان است، در ارتباط ندانند؛ امّا ژرفانديشان و فرزانگانى كه اشارات حديث را به خوبى تفقّه و درك مىكنند، مىدانند كه مهدى (عج) هماكنون نيز كانون زيبايىها و ارزشهاست و اگر قرار بود اين حديث فقط مربوط به آخرت باشد، تذكار آن در اين آيه، چه سودى داشت؟
اين حديث را براى اين بيان فرمودهاند كه انسانها در اين دنيا، در پى مهدى (عج) باشند تا وجودشان زيبا گردد و بهشتى شوند و راه دوزخ را نپيمايند؛ در همين دنيا، در جستوجوهاى حيات طيبه برآيند و آن، جز در پويش مسير ولايت آن حضرت نيست. روشن است كه عرصه سياست و حكومت كه از مهمترين ابعاد حيات اجتماعى امّت اسلام است، قاعدتاً بايد بعد بزرگ و سرنوشتساز اين ولايت باشد و اكنون در زمان غيبت، زمام اين بعد در دست نايب آن حضرت، ولى فقيه جامع الشّرايط است. عصاره سخن اينكه، مطلب فوق يك حقيقت ساختارى و نظاممند است و اذهان جستوجوگر و ژرفنگر مىتواند از هر فرمايش معصومان (ع)، از جمله همين حديث، حقايقى بلند را دريابد و در مسير مسئوليتها و وظايف گوناگون زندگى از آن بهره جويد.
پىنوشتها:
[١]. ينابيع المودّه، ج ٢، ص ٨٢.
[٢]. تفسير تسنيم، ج ٢١، ص ٥٩٧.
[٣]. اصول كافى، ج ١، ص ٣٧.
[٤]. همان، ج ٤، ص ٤١٩.
[٥]. سيد هاشم بحرانى، غايه المرام، باب دوم.
[٦]. تفسير برهان، ج ١، ص ٣٣٤.