ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هشتاد و نهم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
نسبت و ارتباط دو قيام
٤ ص
(٤)
قيام اباعبدالله الحسين (ع) و قيام حضرت صاحب الزّمان (عج)
٥ ص
(٥)
ضرورت گذار از معبر
٦ ص
(٦)
قيام زمينه ساز
٨ ص
(٧)
استراتژى بنى اميّه
٩ ص
(٨)
امام عصر (عج) و خون خواهى امام حسين (ع)
١٠ ص
(٩)
اوّلين رجعت كننده كيست؟
١١ ص
(١٠)
تكليف مؤمنان
١٢ ص
(١١)
بوى ايثار
١٣ ص
(١٢)
گلستانه
١٤ ص
(١٣)
در مدح پيامبر اعظم (ص)
١٥ ص
(١٤)
أيها الرّسول
١٥ ص
(١٥)
حُسن گمشده
١٥ ص
(١٦)
زينب (س)
١٥ ص
(١٧)
بيم ها و نگرانى هاى رسول خدا (ص)
١٦ ص
(١٨)
1 سرنوشت جانشينى
١٦ ص
(١٩)
2 مظلوميت اهل بيت (ع)
١٨ ص
(٢٠)
3 سرنوشت امّت
١٨ ص
(٢١)
الف) پيروى از هواى نفس
١٨ ص
(٢٢)
ب) دنيا زدگى
١٨ ص
(٢٣)
ج) گمراهى
١٨ ص
(٢٤)
4 سلطه و نفوذ منافقان
١٨ ص
(٢٥)
5 مشكل سازى يهوديان
١٨ ص
(٢٦)
6 كج انديشى مسلمانان به خاطر تهمت هاى ناروا
١٨ ص
(٢٧)
7 سوگ عزيزان
١٩ ص
(٢٨)
يهوديان به قصد نابودى، آزار مى دادند
٢٠ ص
(٢٩)
چنار خونبار
٢٣ ص
(٣٠)
اربعين؛ يعنى همه مسئولند
٢٥ ص
(٣١)
زينب (س)، فهيمه فهم ناشدنى
٢٧ ص
(٣٢)
الف) علم و عقل
٢٨ ص
(٣٣)
1 روايتگر علوم
٢٨ ص
(٣٤)
2 استاد زنان مدينه
٢٨ ص
(٣٥)
3 خطبه خوان بى نمونه
٢٨ ص
(٣٦)
ب) عبادت و بندگى
٢٨ ص
(٣٧)
ج) حيا و پرده پوشى
٢٨ ص
(٣٨)
د) قدرت و اراده فوق انسانى
٢٩ ص
(٣٩)
د) بى گناهى و عصمت
٢٩ ص
(٤٠)
سومين سمّ
٣٠ ص
(٤١)
امام حسن (ع) نام قاتلش را فاش نكرد
٣٠ ص
(٤٢)
وصيت امام حسن (ع) به امام پس از خود
٣٠ ص
(٤٣)
چه كسانى به تابوت امام حسن (ع) تير انداختند؟
٣٠ ص
(٤٤)
آرمگدون بيوتكنولوژيك
٣١ ص
(٤٥)
غول هاى موادّ غذايى و نادانسته هاى ما
٣٣ ص
(٤٦)
بيل گيتس كيست؟
٣٣ ص
(٤٧)
سرمايه گذارى 30 ميليون دلارى بيل گيتس در پروژه انبار قيامت
٣٣ ص
(٤٨)
پديد آوردن نژاد برتر ژنتيكى
٣٥ ص
(٤٩)
گيتس، راكفلر و انقلاب سبز آفريقا
٣٧ ص
(٥٠)
سفر به اسوالبارد
٣٨ ص
(٥١)
چرا اسوالبارد؟
٤٠ ص
(٥٢)
GMO ها ابزارى براى جنگ هاى بيولوژيك
٤٠ ص
(٥٣)
افضل و اشرف بودن امام بر ساير انبياء (ع)
٤٣ ص
(٥٤)
افضليت به سبب تقدّم در خلقت
٤٣ ص
(٥٥)
افضل از جبرئيل (ع)
٤٥ ص
(٥٦)
راه رسيدن به مقام انتظار
٤٧ ص
(٥٧)
شما هم زيبا شويد
٤٨ ص
(٥٨)
كنكاشى پيام واره در احاديث مهدوى
٤٨ ص
(٥٩)
نكته ها و پيام ها
٤٨ ص
(٦٠)
ژنرال هاى جنگ نرم (1)
٥٠ ص
(٦١)
دوران كودكى
٥٠ ص
(٦٢)
گزارش زندگى
٥٠ ص
(٦٣)
تحصيلات دانشگاهى
٥١ ص
(٦٤)
مشاغل دولتى
٥٢ ص
(٦٥)
مشاغل خصوصى
٥٢ ص
(٦٦)
سوابق علمى و اجرايى
٥٢ ص
(٦٧)
جوايز و افتخارات
٥٢ ص
(٦٨)
تجربيات نظامى
٥٣ ص
(٦٩)
كتاب ها
٥٣ ص
(٧٠)
مقالات
٥٤ ص
(٧١)
سياست خارجى
٥٥ ص
(٧٢)
تنش زدايى و روابط با چين
٥٥ ص
(٧٣)
جنگ ويتنام
٥٦ ص
(٧٤)
جنگ يوم كيپور در سال 1973 م
٥٧ ص
(٧٥)
خطّ مشى در حوزه آمريكاى جنوبى
٥٧ ص
(٧٦)
مداخله در شيلى
٥٧ ص
(٧٧)
مداخله در آرژانتين
٥٨ ص
(٧٨)
آفريقا
٥٨ ص
(٧٩)
تيمور شرقى
٥٨ ص
(٨٠)
نقش هاى ديگر
٥٨ ص
(٨١)
نقش وى در سياست خارجى آمريكا
٥٨ ص
(٨٢)
بالكان
٥٩ ص
(٨٣)
عراق
٥٩ ص
(٨٤)
آسيا
٦٠ ص
(٨٥)
ايران
٦٠ ص
(٨٦)
تصوير وى نزد عموم
٦١ ص
(٨٧)
در فيلم و تلويزيون
٦١ ص
(٨٨)
مخالفت ها با وى
٦١ ص
(٨٩)
پرونده خانواده
٦٣ ص
(٩٠)
اگر مى خواهيم خانواده خوشبختى داشته باشيم، بايد از خودمان شروع كنيم
٦٤ ص
(٩١)
فرزند با اخلاق من تقوا
٦٦ ص
(٩٢)
مقدّمه
٦٦ ص
(٩٣)
نقش اخلاق
٦٦ ص
(٩٤)
تقوا و نقش آن در حيات انسان
٦٦ ص
(٩٥)
تحليل امور زندگى
٦٧ ص
(٩٦)
قدرت مهار خود
٦٧ ص
(٩٧)
كاركرد تقوا
٦٧ ص
(٩٨)
مفهوم تقوا در تحقيقات روانشناسان
٦٨ ص
(٩٩)
نظريه جنسى اسلام (بخش دوم)
٦٩ ص
(١٠٠)
اصول نظريّه جنسى اسلام
٦٩ ص
(١٠١)
الف) ارضاى متعادل
٦٩ ص
(١٠٢)
يك نكوهش رهبانيت
٧٠ ص
(١٠٣)
دو تقدّس ازدواج و تشكيل خانواده
٧١ ص
(١٠٤)
سه توصيه به ازدواج
٧١ ص
(١٠٥)
چهار به رسميت شناختن لذّت جنسى
٧٢ ص
(١٠٦)
پنج پرهيز از زياده روى در ارتباط جنسى
٧٢ ص
(١٠٧)
شش فضيلت ارتباط جنسى با همسر
٧٣ ص
(١٠٨)
مزاج هاى چهارگانه
٧٥ ص
(١٠٩)
تعريف عناصر هستى
٧٥ ص
(١١٠)
تعريف مزاج از ديدگاه طبّ اسلامى
٧٦ ص
(١١١)
مزاج فصل پاييز
٧٦ ص
(١١٢)
تدابير مهم در فصل پاييز
٧٦ ص
(١١٣)
توصيه هاى پزشكى امام رضا (ع) براى ماه آذر
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ج) حيا و پرده پوشى

تمام بخش‌هاى زندگى‌ حضرت زينب كبرى (س)، نشانگر يك نكته است: ايشان وارث پنج تن آل‌عبا (ع) بود. چنين چيزى از اعمال و رفتار و كمالات ايشان پيداست؛ بلكه اين ويژگى در القاب ايشان هم متجلّى شده است. حضرت زينب (س) را «شير نوشيده از وحى»،[١] «مايه سرور على بن ابى‌طالب (ع)»، [٢] «نايب فاطمه زهرا (س)»، [٣] «مشتق شده از حسن مجتبى (ع)»[٤] و «نايب امام حسين (ع)»[٥] خوانده‌اند. اين القاب، برخاسته از اعمال و رفتار آن بانوى گرامى است؛ و الّا، بى‌جهت بر سر زبان‌ها نمى‌افتاد.

حضرت زينب (س)، بانويى بودند كه امام سجّاد (ع)، پس از خطبه‌خوانى ايشان در «كوفه»، خطاب به ايشان فرمودند:

«عمّه جان! بحمدالله، شما دانشمندى بدون آموزگار و فهميده‌اى هستى كه فهم نمى‌شود؛ گريه و ناله، آنچه را كه از دست رفته، باز نمى‌گرداند، پس آرام باشيد.»[٦]

امّا چه ويژگى‌هايى در زينب كبرى (س) وجود دارد كه ايشان را «غير قابل فهم» مى‌كند؟ با ما همراه باشيد تا قطره‌اى از درياى فضائل ايشان را برشمريم.

آب دريا را اگر نتوان كشيد

هم به قدر تشنگى بايد چشيد

الف) علم و عقل‌

شايد بتوان گفت از مشهورترين برترى‌هاى حضرت زينب (س)، «علم» و «عقل سرشار» ايشان است.

در ادامه، به چند نمونه از روايت‌هايى اشاره مى‌كنيم كه نشانگر اين دو ويژگى حضرت (س) است:

١. روايتگر علوم‌

حضرت زينب (س) با آنكه در هنگام زندگى مادرشان، كودك بودند، خطبه پر رمز و راز ايشان را براى ديگران نقل كردند و آنچه امروز از خطبه حضرت زهرا (س) به دست ما رسيده است، حاصل علم و تيزهوشى قهرمان كربلا (س) است.[٧]

علاوه بر اين، حضرت زينب (س) روايات متعدّدى از پدر و جدّشان (ص)، نقل كرده‌اند. بنابراين، ايشان روايتگر علومى بودند كه اهل كساء (ع) مخزن و معدن آن محسوب مى‌شدند.

ابن عبّاس‌، شاگرد و پسرعموى حضرت على (ع)، از حضرت زينب (س) با عنوان «عاقل و داناى ما» ياد مى‌كند.[٨] اين سخن ما را به ياد لقب معروف ايشان «عقيلة بنى هاشم‌؛ زن داناى بنى هاشم‌»[٩] مى‌اندازد.

٢. استاد زنان مدينه‌

حضرت زينب (س)، پيش از رحلت اميرالمؤمنين (ع)، تا زمانى كه در «مدينه» اقامت داشتند، در خانه خود، مجالس تفسير «قرآن» و بيان احكام برگزار مى‌كردند و شاگردان بسيارى داشتند.[١٠]

هند يكى از شاگردان ايشان بود كه در طى ماجراهاى پرپيچ و خمى، همسر يزيد بن معاويه‌ شد. اين بانو، حضرت زينب (س) را در ميان كاروان اسراى كربلا مشاهده كرد و وقتى متوجّه شد كه امام حسين (ع) به شهادت رسيده‌اند، در كاخ يزيد، سر برهنه و گريبان چاك‌كرده، وارد شد و نخستين لرزه‌ها را بر ستون كاخ پوشالى قدرت او انداخت. اين بانو، دانش‌آموخته از مكتب حضرت زينب (س) بود.

حضرت زينب (س)، در مدّت اسارت كه امام سجّاد (ع)، بيمار بودند نيز به سفارش امام حسين (ع)، به سؤالات شرعى و احكام زنان در مسير پاسخ مى‌دادند.[١١] همچنين پس از پايان يافتن اسارت، دوباره مجالسى در خانه خود ترتيب مى‌دادند و در آن مجالس، به عزادارى نيز مى‌پرداختند.[١٢]

٣. خطبه‌خوان بى‌نمونه‌

حضرت زينب (س)، آن‌چنان در مسير اسارت خود خطبه‌خوانى مى‌كردند كه راويان به ياد اميرمؤمنان (ع)، استاد سخنوران عالَم مى‌افتادند.[١٣] البتّه از دختر حضرت على (ع) بعيد نيست كه چنين خطبه‌خوان و سخنور باشد! امّا نكته جالب توجّه اينجاست كه بعد از سخنرانى حضرت زينب (س) در كوفه، امام سجّاد (ع) ايشان را «داناى بى‌استاد» خواندند. بدين ترتيب، به همگان ثابت كردند كه عمّه سادات، از علم خدادادى بهره‌مند هستند.[١٤]

ب) عبادت و بندگى‌

حضرت زينب (س)، در عبادت و بندگى، خالص خالص بودند؛ وگرنه چگونه كسى مى‌تواند عزيزش را پرپر و در خون غلتيده ببينيد و نخستين سخنش اين باشد كه: «خداوندا! اين قربانى را از ما پذيرا باش!»[١٥] يا چه كسى مى‌تواند تمام ماجراى اسارت و تلخى‌هاى بى‌حدّ و حصرش را در هم شكند و با سرِ بالا گرفته به‌ ابن زياد ملعون، سخن از آزمايش الهى به ميان بياورد و بگويد: «چيزى جز زيبايى نديدم!»[١٦]

در وصف اين‌چنين بانويى، امام سجّاد (ع) مى‌فرمايند:

«عمّه ام زينب در طول سفر اسارت از كوفه تا «شام»، پيوسته نمازهاى واجب و مستحبّ خود را انجام مى‌داد و در بعضى منزلگاه‌ها مى‌ديدم كه ايشان در اثر ضعف و گرسنگى، نماز خود را نشسته مى‌خواند؛ چرا كه سهميه غذاى خود را ميان كودكان تقسيم مى‌كرد و ديگر توان ايستادن نداشت.»[١٧]

حضرت زينب (س) را «عابد آل على (ع)» مى‌خواندند.[١٨]

ج) حيا و پرده‌پوشى‌

ماجراى اسارت، از آن‌رو بسيار جانسوز است كه حرمت كسانى شكسته شد كه خداوند به آنان جاه و منزلتى عالى داده بود؛[١٩] چرا كه پرده حيا، از پرده‌پوشانى پاره شد كه حيا و عفّتشان، در تاريخ اسلام شُهره بود.

در روايات آمده است كه وقتى حضرت زينب (س) براى زيارت قبر پيامبر اكرم (ص) مى‌رفتند، امام حسن (ع)، امام حسين (ع) و اميرالمؤمنين (ع) ايشان را همراهى مى‌كردند و وقتى به مزار مى‌رسيدند، اگر چراغى روشن بود، حضرت على (ع) جلو مى‌رفتند و پيش از رسيدن حضرت زينب (س) آن را خاموش مى‌كردند. وقتى امام حسن (ع) يك‌بار علّت كار ايشان را پرسيدند، حضرت امير (ع) پاسخ دادند: «مى‌ترسم كه نگاه كسى به شخص خواهرت زينب بيفتد.»[٢٠]