ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - د) بى گناهى و عصمت
د) قدرت و اراده فوق انسانى
در كتابهاى تاريخى، از مستجاب الدّعوه بودن حضرت زينب (س) سخن به ميان آمده است. مستجاب الدّعوه بودن حضرت زينب (س) را مىتوان از دلايل «ولايت داشتن» ايشان برشمرد. به عبارت ديگر، خداوند به حضرت زينب (س)، قدرتى داده بودند كه مىتوانستند روال طبيعى امور را با ارادهاشان بر هم بزنند. اين قدرت، تنها در دست كسانى است كه از ولايت برخوردارند.
نمونههاى بىشمارى كه از كرامات حضرت زينب (س) در «سوريه» روايت شده است، نشانگر اين قدرتمندى و اراده حضرت زينب (س) است. همچنين در روايتى جالب، نقل شده است كه در شام، مردى به فاطمه، دختر امام حسين (ع)، نظر بدى كرد و حضرت زينب (س) فرمودند: «زبانت بريده باد! چشمت كور باد و دستت بشكند.» و در همانجا، مرد لال و كور و فلج شد.[١]
از نظر بزرگان دين، حضرت زينب (س)، داراى قدرتى بودند كه مىتوانستند در همان صحراى كربلا، همه چيز را به نفع امام حسين (ع) پايان بدهند؛ امّا از آنجايى كه اين خاندان هميشه راضى به قضاى الهى بودند، حضرت زينب (س) نيز صبر پيشه كردند و بر مصائب فائق آمدند.
از نشانههاى داشتن اين قدرت، مىتوان به اين روايت اشاره كرد كه در كوفه، با فرمان «ساكت باش!» حضرت زينب (س)، تمام صداها خاموش شدند؛ صداهايى كه تا آن زمان، گوش زمين و فلك را پر كرده بود.[٢]
د) بىگناهى و عصمت
عصمت كه به معناى خوددارى از انجام گناه است، مراتب مختلفى دارد. مراتبى از آن براى هر انسانى قابل دسترسى است كه به اين مرتبه عصمت، عصمت اكتسابى مىگويند.
عصمت، با دورى از گناه و تقواى الهى به دست مىآيد و هر چقدر تقوا بيشتر شود، حفاظت از گناه مستحكمتر مىگردد. با اين اوصاف آيا كسى هست كه بتواند منكر عصمت حضرت زينب كبرى (س) بشود؟ زنى كه از القابش، «امانت دار خداوند»[٣] است، مىتواند معصوم نباشد؟
آيت الله جوادى آملى در اينباره مىگويد:
هيچ دليلى بر انحصار ولايت و عصمت در امامان معصوم (ع) نيست. از همينرو، مىتوان گفت: زينب كبرى و حضرت ابوالفضل العبّاس عليهما السّلام نيز، در حدّ خود معصوم و ولى الله بودند.
غير ولى خدا، نمىتواند در پاسخ آن ملعون كه گفته بود: ديدى خداوند با تو و برادرت چه كرد؟ بفرمايد: «جز زيبايى چيزى نديدم.»
ولايت زينب كبرى (س) را امام سجّاد (ع) با جمله «شما به حمدخدا، داناى بىاستاد و فهيمه فهم ناشدنى هستيد.» امضا فرمود.[٤]
پىنوشتها:
[١]. رضيعة الوحى؛ به نقل از بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، «عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال» (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)، قم، مؤسسة الإمام المهدى (عج)، چاپ اوّل، ١٤١٣ ق. ج ١١- قسم- ٢- فاطمه (س)، ص ٩٤٨.
[٢]. سُر أبيها؛ به نقل از همان.
[٣]. نائبة الزهراء؛ به نقل از همان.
[٤]. شقيقة الحسن؛ به نقل از همان.
[٥]. نائبة الحسين؛ به نقل از همان.
[٦]. «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَة غَيْرُ مُعَلَّمَة فَهِمَة غَيْرُ مُفَهَّمَة إِنَّ الْبُكَاءَ وَ الْحَنِينَ لَا يَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَكَتَت» طبرسى، احمد بن على، «الإحتجاج على أهل اللجاج»، مشهد، نشر مرتضى، چاپ اوّل، ١٤٠٣ ق.، ج ٢، ص ٣٠٥؛ با استفاده از همان نرم افزار.
[٧]. ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، منشورات اعلمى، چاپ دوم، سال ١٤٠٨ ه خ. ق، ص ٩٥؛ به نقل از مقاله «نقش حضرت زينب (عليها السلام) از كربلا تا شام»، به نقل از سايت عاكفون.
[٨]. احمد بهشتى، زنان نامدار در قرآن و حديث، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، ١٣٦٨، ص ٥١، به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، «حضرت زينب (عليها السلام)؛ شخصيت و نقش ايشان در نهضت كربلا»، به نقل از سايت معرفت.
[٩]. بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، همان.
[١٠]. ذبيح الله محلّاتى، «رياحين الشريعة»، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج ٣، ص ٥٧؛ به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، همان.
[١١]. همان، ص ٦٢؛ به نقل از همان مقاله.
[١٢]. سيد عطاءالله مهاجرانى، پيام آور عاشورا، صص ٣٤٥- ٣٤٥ با استفاده از مقاله «افشاگرىها و پيامرسانىهاى بازماندگان واقعه»، به نقل از سايت حوزه.
[١٣]. بشير بن خزيم اسدى مىگويد: زينب، دختر على (ع) را در آن روز كه به سخن پرداخت ديدم؛ نديدم زنى با حيايى را كه سخنورتر از او باشد؛ گوئيا از زبان امير المؤمنين (ع) سخن مىگويد. (ابن طاووس، على بن موسى، «لهوف»، ترجمه مير ابو طالبى، قم، دليل ما، چاپ اوّل، ١٣٨٠، صص ١٦٩- ١٧٠؛ با استفاده از همان نرم افزار.)
[١٤]. ناصر مكارم شيرازى و ديگران، «تفسير نمونه»، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣٦١، ج ١٣، ص ٧/ ابنجمعه العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، به كوشش هاشم رسولى محلّاتى، قم، اسماعيليان، ١٣٧٣، ج ٣، ص ٣١٩؛ به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، همان.
[١٥]. بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، همان، ص ٩٥٧.
[١٦]. همان، ص ٣٨٣.
[١٧]. ذبيح الله محلّاتى، همان، ج ٣، ص ٦٢؛ به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، همان.
[١٨]. جعفر النقدى، «زينب الكبرى بنت الامام»، النجف الاشرف، المكتبة الحيدريه، ١٣٦١، ص ٢١؛ سيد نورالدين جزائرى، «خصائص الزينبيه»، ترجمه باقر ناصرى، چاپ دوم، قم، جمكران، ١٣٧٩، ص ٦١؛ به نقل از همان مقاله.
[١٩]. با استفاده از اين فراز از زيارت عاشورا: «... لَعَنَ اللّهُ امّهً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و ازالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الّتى رَتّبَكُمُ اللّهُ فيها ...؛ خدا لعنت كند امّتى را كه شما را از مقامتان راندند و مراتبى كه خداوند شما را در آن مرتبه قرار داده بود، از شما زائل كردند.» (قمى، عبّاس، «مفاتيح الجنان»، ذيل زيارت عاشوراى معروفه يا زيارت امام حسين (ع) در روز عاشورا.)
[٢٠]. بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، همان، ص ٩٥٦.
[٢١]. همان، ص ٩٧٤.
[٢٢]. ابن طاووس، على بن موسى، «لهوف»، همان.
[٢٣]. «امينة الله»؛ همان منبع.
[٢٤]. برگرفته شده از كتاب «جام حضور» تأليف حجّت الاسلام و المسلمين سيدعباس موسوى مطلق؛ به نقل از سايت آيت الله عبدالقائم.