ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - افضليت به سبب تقدّم در خلقت
افضل و اشرف بودن امام بر ساير انبياء (ع)
اسماعيل شفيعى سروستانى
نبى، متصدّى و حامل وحى و دريافتكننده احكام و شرايع آسمانى از سوى خداوند مىباشد و امام متصدّى حفظ و نگهدارى دين آسمانى است كه از جانب خداوند اين سمت را اخذ كرده و جز اين، ممكن است نبوّت و امامت در يك فرد جمع شود؛ به اين معنى كه شخصى داراى هر دو منصب باشد؛ مانند نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمّد (ص).
«قرآن مجيد»، امامت را آخرين مرحله از سير تكاملى انسان برشمرده است كه تنها پيامبران اولوالعزم به آن رسيدهاند. چنانكه فرمودند:
«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً؛[١]
به ياد آور هنگامى كه پروردگار، ابراهيم را با وسايل گوناگون آزمود و او آزمايش خود را كامل كرد، خداوند به او فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم ...»
از اين آيات دريافت مىشود كه مقام امام و ولايت، برتر از مقام نبوّت و رسالت است و تا ابراهيم (ع) امتحان آن شايستگىها را نداد، لايق اين مقام نشد و ممكن است مقام امامت از نبوّت و رسالت جدا شود؛ مانند امامان معصوم (ع) كه تنها وظيفه امامت را بر عهده داشتند؛ بىآنكه رسول يا نبى باشند.
امام رضا (ع) فرمودند:
«... [امام،] علمش در ترقّى و حلمش كامل است. در امامت قوى و در سياست عالم است. اطاعتش واجب و قائم به امر خداى عزّوجلّ است. خيرخواه بندگان خدا و نگهبان دين خداست. خداوند پيغمبران و امامان را توفيق بخشيده و از خزانه علم و حكمت خود، آنچه به ديگران نداده، به آنها داده است. از اين جهت، علم آنها برتر از علم مردم زمانشان است؛ چنانكه خداى تعالى فرموده: «آيا كسى كه به سوى حق هدايت مىكند، شايستهتر است كه پيروىاش كنند يا كسى كه هدايت نمىكند؛ جز اينكه هدايت شود؟ شما را چه شده؟ چگونه قضاوت مىكنيد؟»[٢] و فرموده ديگر خداى تعالى [اين است كه:] «هر كه را حكمت دادند، خير بسيارى به او عطا شد.»[٣] و باز خداى تعالى درباره جناب طالوت فرمود: «خدا او را بر شما برگزيد و به علم و تن بزرگىاش افزود. خدا ملك خويش را به هر كه خواهد، مىدهد و خدا وسعتبخش و داناست.»[٤] و به پيغمبر خويشفرمود: «خدا بر تو كتاب و حكمت نازل كرد و آنچه را نمىدانستى، به تو تعليم داد. كرم خدا نسبت به تو بزرگ بود.»[٥] و خداوند نسبت به امامان از اهل بيت و عترت و ذرّيه پيغمبر (ص) فرمود: «و مردم نسبت به آنچه خدا از كرم خويش به ايشان داده، حسد مىبرند. ما به حق، به خاندان ابراهيم، كتاب و حكمت داديم و به آنها ملك عظيمى بخشيديم. كسانى به آن گرويدند و كسانى از آن روى گردانيدند و جهنّم آنها را بس افروخته آتشى است.»[٦]
همانا چون خداى عزّوجلّ بندهاى را براى اصلاح امور بندگانش انتخاب فرمايد، سينهاش را براى آن كار باز كند و چشمههاى حكمت در دلش گذارد و علمى به او الهام كند كه از آن پس، از پاسخى در نماند و از درستى منحرف نشود. پس او معصوم و تقويت شده و با توفيق است. او از هرگونه خطا و لغزش و افتادنى در امان است. خدا او را به اين صفات امتياز بخشيده تا حجّت رساى او باشد بر بندگانش و گواه بر مخلوقش. «و اين بخشش و كرم خداست؛ به هر كه خواهد عطا كند و خدا داراى كرم بزرگى است.»[٧]
آيا مردم چنان قدرتى دارند كه بتوانند چنين كسى را انتخاب كنند يا ممكن است انتخاب شده آنها اينگونه باشد تا او را پيشوا سازند؟ به خانه خدا سوگند! كه اين مردم از حق تجاوز كردند و «كتاب خدا را پشت سر انداختند؛ مثل اينكه نادانند.»[٨] در صورتىكه هدايت و شفا در كتاب خداست. اينها كتاب خدا را پرتاب كردند و از هوس خود پيروى نمودند. خداى جلّ و تعالى هم ايشان را نكوهش نمود و دشمن داشت و تباهى داد و فرمود: «ستمگرتر از آنكه هوس خويش را بدون هدايت خداوند پيروى كند، كيست؟ خدا گروه ستمكاران را هدايت نمىكند.»[٩] و فرمود: «اين [ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند [مايه] عداوت بزرگى است. اينگونه، خدا بر دل هر متكبّر و زورگويى مُهر مىنهد.»[١٠] درود و سلام فراوان خدا بر محمّد، پيغمبر و خاندان او!»[١١]
افضليت به سبب تقدّم در خلقت
جابر بن عبدالله انصارى نقل مىكند كه: به پيامبر اكرم (ص) عرض كردم:
اوّل چيزى كه خداوند آفريد چه بود؟ فرمودند:
«نور پيامبرت كه از آن، تمام خيرها و خوبىها را آفريد ...»[١٢]
پرسش از اوّلين مخلوق خداوند متعال كه به اراده خداوند، پاى به عرصه هستى وجود گذاشت، از جمله معارفى است كه جز مكتب