ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - كاركرد تقوا
از داستانهاى بهشت و دوزخ فراوانى است كه پيش از آن، واقعه عظيم رخ مىدهد. موفّقيت تحصيلى را در نظر بگيريد كه شيرين و لذّتبخش است؛ امّا راه پرمشقّتى دارد. سلامتى يك بيمار را در نظر بگيريد كه آرزوى همگان است؛ امّا راه آن، مصرف داروى تلخ و تزريق آمپول دردناك و پرهيز از خوردنىها و آشاميدنىهاى لذّتبخش است و .... امورى از اين دست، داستان هر روز ما و فرزندان ماست. پرسش اين است كه چه بايد كرد؟ حكايت بهشت و دوزخ، يك داستان واقعى بود كه مبتنى بر سنن و قوانين زندگى است. تحليل اين قوانين مىتواند ما را در يافتن پاسخ يارى دهد.
تحليل امور زندگى
امور پيش روى ما و فرزندان ما، حقيقتهايى هستند كه ماهيت خاصّ خود را دارند و قوانينى بر آنها حاكم است كه بدون رعايت آنها، نمىتوان درست عمل كرد و به كاميابى دست يافت؛ لذا از ضرورتهاى زندگى موفّق، داشتن تحليلى واقعگرا از امور پيش روى زندگى است.
وقتى از منظر زمان، به امور زندگى فرزندان خود نگاه مىكنيم، يا مربوط به «حال» هستند يا مربوط به «آينده»؛ [١] بدين معنا كه يا سود آنها، اكنون به آنها مىرسد يا در آينده. بنابراين از اين منظر، آنها دو مفهوم «حال و آينده» را در زندگى دارند. از سوى ديگر، از منظر خوشايندى و ناخوشايندى كه به امور آنها نگاه كنيم، يا «محنت» دارند يا «لذّت»؛ بدين معنا كه يا انجام آنها سخت و دشوار است يا سهل و راحت. از اينرو، با دو مفهوم ديگر به نام «لذّت و محنت» هم رو به رو هستند.
آنچه مهم است اينكه در صحنه عمل، اين دو دسته از امور، جداى از هم وجود ندارند و با يكديگر تركيب مىشوند. اينگونه نيست كه برخى امور مربوط به حال يا آينده باشند و برخى ديگر مربوط به لذّت و محنت، بدون اينكه ارتباطى ميان آنها برقرار باشد. حال و آينده، تنها بستر زمانى تحقّق امورند و لذّت و محنت، ويژگى امورى هستند كه در اين بستر وجود مىيابند. از اينرو، اين دو دسته از امور در يكديگر ضرب شده و چهار مفهوم جديد را به وجود مىآورند: «لذّت حال» و «لذّت آينده»، «محنت حال» و «محنت آينده».
لذّت، هم در حال قابل تحقّق است و هم در آينده. محنت نيز هم در حال قابل تصوّر است و هم در آينده؛ لذا امورى كه فرزندان ما با آن رو به رو هستند، گاه لذّت حالى است و گاه لذّت آتى. همچنين محنت، گاه حالى است و گاه آتى.
نكته مهمّ ديگر درباره نحوه چينش مفاهيم چهارگانه جديد، در محور زمان است. در چينش اين مفاهيم چهارگانه، تقابل و تضادّ آنها با يكديگر، يك اصل است و ما بايد از مفاهيمى كه در برابر يكديگر قرار مىگيرند، يكى را برگزينيم. اينگونه نيست كه امور فرزندان ما از جنس لذّت حال- لذّت آينده يا محنت حال- محنت آينده باشند؛ بلكه به شكل ضربدرى چيده مىشوند:
لذّت حال- محنت آينده و محنت حال- لذّت آينده؛ لذا فرزندان ما يا بايد لذّت حال و محنت آينده را برگزينند يا محنت حال و لذّت آينده را. اين وضعيت امور و قانون حاكم بر زندگى آنها است.
انسان به لحاظ طبع اوّليه خود، «حالگرا» و «لذّتگرا» است. بر اساس حالگرايى، فرزندان، توان صبر براى آينده را ندارند و بر اساس لذّتگرايى، توان تحمّل محنت را ندارند و از آن گريزانند.
دانشآموز و دانشجو، ممكن است به لذّت حال بينديشد و از سختى درس و مطالعه، گريزان باشد يا بيمار ممكن است به لذّت اكنون خود بينديشد و از داروى تلخ و آمپول دردآور فرارى باشد؛ از اينرو، فرزندان در انتخاب خود، به سراغ «لذّت حال» مىروند و اين نتيجهاى جز محنت كه همان شكست و ناكامى آينده است، براى آنان ندارد. موفّقيت و كاميابى فرزندان در معادله محنت حال- لذّت آينده قرار دارد و البتّه اين، سخت و دشوار است. در اين وضعيت چه بايد كرد؟ طبع فرزندان چيزى را مىطلبد و مصلحت آنها در چيز ديگر است!
قدرت مهار خود
بر اساس اين واقعيتها، معلوم مىگردد كه فرزندان ما براى كسب موفّقيت، به نيرويى نياز دارند تا با كمك آن بر دو كشش قوى حالگرايى و لذّتگرايى چيره شوند و آنها را به سمت لذّت آينده بكشاند. اين نيرو بايد بتواند آنها را از كارهايى كه به آن علاقهمند است (لذّت حال) باز دارد تا ناكام نگردد (محنت آينده) و به كارهايى كه از آن گريزان است، (محنت حال) وادارد تا به كاميابى دست يابد (لذّت آينده). پس آنها به نيرويى نياز دارند كه با كنترل نفس، در مقام عمل هم بازدارنده باشد و هم وادارنده. اين نيرو همان چيزى است كه در ادبيات دين، به نام «تقوا» شناخته مىشود.
تقوا به معنى خويشتندارى و بازدارى نفس بوده و كسى را كه از توان خويشتندارى و خود نگهدارى برخوردار باشد، «متّقى» نامند.
مرحوم شهيد مطهرى در اينباره مىگويد:
اين كلمه از مادّه «وقى» است كه به معناى حفظ و صيانت و نگهدارى مىباشد. معناى اتّقاء، احتفاظ است ... بنابراين، ترجمه صحيح كلمه تقوا، «خودنگهدارى» است كه همان ضبط نفس است و متّقين، يعنى «خود نگهداران».[٢]
تقوا به فرزندان «توان بازدارى» از هر آنچه لذّتبخش، امّا عامل ناكامى است، مىدهد.
تقوا به آنها «توان انتظار كشيدن» مىبخشد تا از چمبره حالگرايى، آزاد و به لذّت پايدار آينده بينديشند.
تقوا به آنها «توان به تأخير انداختن ارضا» مىبخشد تا بتواند از لذّت آيندهسوز امروز دست كشند.
تقوا به آنها «توان مقاومت در برابر وسوسه» مىدهد تا اسير هوسهاى ناكام كننده امروز و خواستههاى ويرانگر اكنون نگردند.
تقوا از طريق كنترل نفس، «لذّتگرايى حال» را در آنها مهار مىكند و آنها را به لذّت آينده متوجّه مىسازد. از اينرو، يكى از مهمترين چيزهايى كه فرزندان ما نياز دارند، پرورش تقوا است ....
كاركرد تقوا
از شبهههاى مهم اين است كه تقوا به كار آخرت فرزندان مىآيد و به دنياى آنها كارى ندارد! اين زير مجموعه، بحثى بزرگتر درباره نقش دين