ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - امام عصر (عج) و خون خواهى امام حسين (ع)
انسى (ابليس و اعوان و انصار آشكار و نهانش و به نحو خاص، بنىاميّه) صرف آن بوده كه واقعه قيام آن حضرت، در ظرف و ظرفيت مكانى و زمانى سال ٦١ ه. ق. در سرزمين كربلا، محبوس شده و مجال خروج نيابد؛ در حالىكه اراده خداوند متعال و حضرت امام حسين (ع) بر آن قرار داشت تا اين قيام از سرزمين خاكى كربلا خارج شود؛ بلكه با گذار از سال ٦١ ه. ق.، به ميان همه زمينها و زمانها كشيده شود؛ زيرا تنها از اين مسير بود كه اين قطار مقدّس مىتوانست به ايستگاه بعدى رسيده و سپس ادامه مسير دهد؛ در حالىكه بنىاميّه و همراهانش در ميدان نبرد (صف و ستاد) سعى در منقطع كردن اين ارتباط و گسست زنجير را داشتند؛ امام حسين (ع) آگاه به مأموريت خود و مأموريت ولى پس از خود و ساير امامان تا حضرت مهدى صاحب الزّمان (عج) بودند. از اينجاست كه عرض مىكنم: امام با آگاهى از استراتژى شيطان و يارانش (بنىاميّه)، آن همه را در هم ريخته و بر آنان فائق و زمينه خروج از ظرف محدود زمانى و مكانى كربلا و سال ٦١ ه. ق. را فراهم آوردند.
بيمارى مقدّر شده و عارض بر حضرت على بن الحسين (ع)، همه بافتههاى شيطان و يارانش را پنبه كرد و بر ديواره استراتژى محدودسازى قيام كه توسط بنىاميّه و دربار يزيد طرّاحى شده بود، ترك انداخت و آن را ناكام گذاشت. از اينجا، جادّه امتداد يافت و سالكان اين مسير نيز بر آن استقرار يافته و ادامه راه دادند.
كاروان اسيران، اوّلين سالكان اين مسير تعبيه شده توسط حضرت اباعبدالله الحسين (ع) بودند. از اينجاست كه بايد گفت: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ»[١]
خداوند درست در همان هنگامى كه بنىاميّه در خيالى خام مىپندارد قيام اباعبدالله (ع) راسركوب كرده و باقيمانده خاندان ايشان را در اسارت و گرفتار در غل و زنجير، به ميان كوى و برزن مىكشد، همه شكست و خوارى را به آنان نماياند. اين معنى را حضرت زينب (س) خوب درك كرده بود كه در برابر شماتت يزيد ملعون اموى كه گفته بود: كار خدا را با برادر و خاندانت چگونه ديدى؟ با سربلندى اعلام كرد:
«ما رأيت إلا جميلا؛[٢]
چيزى جز زيبايى نديدم.»
نقش زينب كبرى (س) و حضرت على بن الحسين (ع) را در اينجا مىتوان درك كرد. آنان در منتهى اليه سختى و تنگناى اسارت، با عالىترين درجه از معرفت و آگاهى، سنگ بناى ايستگاه و موقف بعدى از زنجيره بزرگ اولياء و اوصياى الهى را مىگذارند و فرازهاى بعدى از حركت امام حسين (ع) را كامل مىكنند. آنان استراتژى بنىاميّه را درهم مىشكنند و در دل، بر بلاهت و حماقت دشمن اموى مىخندند.
بنىاميّه مست ظاهر واقعه بودند و امام زينالعابدين (ع) و درسآموز مكتب وحى، حضرت زينب (س) باطن ماجرا را مىنگريستند و از همينجا با شكل گرفتن پايه بعدى، مأموريت خاصّ حضرت سيّد السّاجدين (ع) آغاز مىشود.
امام عصر (عج) و خونخواهى امام حسين (ع)
مجموعهاى از عوامل و وقايع باطنى و ظاهرى، قيام محدود سال ٦١ ه. ق. حضرت امام حسين (ع) را به قيام جهانى حضرت امام عصر (ع) پيوند مىدهد:
الف) پيش از هر امر، مقام ولايت و منصب امامت و مأموريت تعريف شده خداوند متعال براى خاندان وحى، در سلسله اوصياى حضرت ختمى مرتبت (ص)، خود مهمترين عامل پيوند و پيوستگى عمل و نظر ائمّه دين (ع) است.
ب) موضوع خونخواهى از حضرت ثارالله (ع) نيز به نحو خاص، اين دو قيام را به هم پيوند مىدهد. خونخواهى به معنى احقاق حقّ مظلوم است. در هنگامى كه مظلومى به قتل مىرسد، حقّى از ايشان بر ذمّه صاحب دم است كه بايد بازخواست شود.
صاحب دم، اولياى دم است. در آيه
«و مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً ...؛[٣]
كسى كه مظلوم كشته شود، براى ولى او سلطه قرار داديم ...»
خداوند اعلام مىدارد كه طبق سنّت و حكمى ثابت، براى هر مقتولى، صاحب دمى است. اولياى دم كه قصاص و عفو در اختيار آنان است، همان ورثه مقتول هستند و چنانچه شخص بدون اجازه و اذن ولى دم، اقدام به قصاص كند، خود مرتكب قتلى شده كه خود موجب قصاص است. لاجرم حقّ بر زمين مانده، بايد اعاده شود.
- در ماجراى كربلا، خون مظلومان و در رأس آنان، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) بر زمين ريخته شده و بايد خونخواهى شود.
ديگر حقّى از ايشان بر زمين مانده كه بايد اعاده شود؛ مقام و منزلتى كه خداوند متعال و رسول مكرّم (ص) درباره ايشان قائل شده و ضرورتاً مىبايست اين مقام و منصب غصب شده توسط نااهلان به صاحب و ورثه بر حقّ ايشان از خاندان وحى برگردد و ضرورتاً احقاق اين همه، شايسته كسى است كه صاحب دم، ميراثبر امام و ضرورتاً امام منصوب از سوى خداوند متعال باشد.
هيچيك از ائمّه هدى (ع) كه همه فرزند و ميراثبر حضرت امام حسين (ع) بودند، مجال و قدرت اين احقاق حق را نيافتند و لذا خداوند اين تكليف را بر حضرت صاحب الامر (عج) گذارده است كه در آخرالزّمان و در وقت ظهور، اتّفاق مىافتد.
هركه جز ايشان، بخواهد علم خونخواهى برافرازد، به دليل اينكه از شرط لازم برخوردار نيست، خود مفسد مىشود؛ زيرا اين حق براى او تعريف نشده است.
بدين سبب است كه اين امام مبين، از فرزندان و ورثه امام حسين (ع) را با عنوان ثائر (خونخواه)، مىخوانيم و شعار ايشان و همراهانش در وقت ظهور، «يا لثارات الحسين (ع)» است.
حضرت امام صادق (ع) در تفسير آيه مباركه «... مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً ...» فرمودند:
«مراد از اين آيه، حسين بن على (ع) است كه مظلوم كشته شد و ما اولياى دم او هستيم و قائم ما وقتى قيام كند، ثار او را طلب خواهد كرد و انتقام او را خواهد گرفت.»[٤]
اين حق در هنگامه ظهور كبراى امام عصر (عج) اعاده مىشود و اين، يكى از مأموريتهاى ايشان است در عصر ظهور؛ به عبارت ديگر، مأموريت همه اولياء و انبياء كه در وقت حياتشان قادر به اجراى آن